X
تبلیغات
کودکان برتر - مقالات تخصصی در زمینه کودکان
داشتن یک کودک برتر دیگر آرزو نیست...

نقطة آغاز

در این جا به بررسی چند راه کار ساده و مفید برای شرح و آموزش مراحل کار می پردازیم :

·       طرح و ایدة اولیه

دربارة شیوة طبقه بندی مراحل کار فعالیت های لازم توضیحاتی به فرزندتان بدهید . یادداشت ها را با هم مرور کنید از نظرات فرزندتان در هر مرحله استفاده کنید ، آیا به نظر او کاری سخت در پیش دارد و یا آسان است ؟ آیا تا به حال کاری مثل آن انجام داده است ؟ بهتر است چه کاری را اول انجام دهد ؟

·       پاداش و جایزه های تشویقی

دربارة روش هایی که می تواند موجب تشویق و ترغیب فرزندتان شود با او صحبت کنید . شاید از این طریق او بتواند تکالیف و وظایف مدرسه اش را بهتر انجام دهد و زمان بیش تری برای کارهای آزاد خودش داشته باشد . به طور حتم کودک و یا نوجوان پس از مدتی می تواند خودش کارهایش را سروسامان دهد و شما نیز احساس آرامش بیش تری کنید .

·       بیان انتظارات

خواسته ها و انتظارات خود را شفاف و روشن برای فرزندتان توضیح دهید . سعی کنید اعتماد و این اطمینان را در او به وجود آورید که همیشه برای کمک به او آماده اید .

·       برنامه ریزی

ابتدا تصمیم بگیرید که بر یک موضوع تمرکز کنید . برای مثال ، می توانید سه موضوع را انتخاب کنید و از فرزندتان بخواهید یکی را انتخاب کند ، و یا اگر در درس و تکلیفی اشکال دارد ، می توانید از همان موضوع شروع کنید .

·       رضایت از نقش خود

برای این که بهترین نتیجة ممکن را از کارتان بگیرید ، می توانید نقش یک مربی را برای فرزندتان به عهده بگیرید ، . از او بپرسید که چه گونه می توانید به کمک یکدیگر مشکلی را حل کنید ؟ چه گونه ... ؟ و ... او را برای پیشرفت در کار تشویق و حمایت کنید . احساس رضایتی که نسبت به عملکرد خود در ذهن دارد ، انگیزه ای برای موفقیت های بعدی او می شود .

·       پرسش های بعدی

به فرزندان بیاموزید که برآوردی از زمان و مقدار تکالیفش در ذهن داشته باشد تا بتواند با یک زمان بندی ساده ، به موقع آن ها را تمام کند . در ضمن هنگام انجام تکالیف خود ، زنگ تفریح های کوتاهی به خودش بدهد . این کار موجب می شود که هنگام استراحت به آن چه نیاز دارد ، فکر کند و ایده ای جالب تری به ذهنش بیاید . برخی مواقع این روش ساده تر از انجام کار است و در عین حال زمان کم تری هم می برد . اما مشکل این جاست که بیش تر کودکان یاد نگرفته اند که چه گونه مستقلانه به سوی موفقیت حرکت کنند . در این زمینه به چند نکتة ساده اشاره می شود :

ـ فرزند شما قادر است وظایف جدیدی را که نیاز به دانستن آن ها دارد ، بیاموزد . مثل ، بستن بند کفش ، ریختن شیر در لیوان ، پوشیدن لباس به تنهایی و تکمیل کارهای کلاسی .

ـ فرزند شما باید حسی از استقلال در خود پرورش دهد . کودک چهارساله می تواند اسباب بازی هایش را خودش در سبد اسباب بازی هاییش بریزد ، او می تواند به تنهایی به دستشویی برود  . به تدریج کودک نسبت به توانایی ها و استعدادهایش آگاه می شود و خوپنداره ای مثبت در ذهن می سازد .

ـ انتظارات و خواسته های خود را با جدیت و البته مهربانی برای کودک شرح دهید . از این طریق می توانید حس استقلال طلبی برای کودک شرح دهید و او را تشویق نمایید که سطح مسئولیت های و توانش را بالا ببرد . به تدریج او می فهمد که دیگران چه خواسته هایی از او دارند و او چه گونه می تواند آن ها را انجام دهد .

ـ این گونه آموزش می تواند بسیار لذت بخش و مفرح باشد . بدین ترتیب شما نه تنها شیوة انجام کارها را به فرزندتان آموخته اید ، بلکه در عین آن که با او هستید ، حس همدلی و مهربانی را در او پرورش داده اید . این کار همچون دادن بزرگ ترین و بهترین هدایا به اوست .

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1390ساعت 21:58  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

همة کودکان عادت دارند هنگام بازی دور و بر خود را شلوغ و به هم ریخته کنند ، اسباب بازی ها ، کفش ها ، لباس ها ، وسایل مدرسه و هزاران خرده ریز دیگر چنان فضای اتاق ـ و گاه منزل ـ را پر می کند که ممکن است موجب ناراحتی و عصبانیت پدر و مادرش شود . در مواردی نیز این بی نظمی های کودک ، خود را به صورت های دیگری نشان می دهد . برای مثال ، کتاب و دفترش را در مدرسه جا می گذارد ، حولة حمام را کف اتاق می اندازد و گزارش ها و کارهای کلاسی اش را ناتمام رها می کند . در چنین شرایطی خواستة تمام پدر و مادرها این است که فرزندشان کمی بر کارها و تکالیفش تمرکز داشته باشد و مسئولیت های شخصی خود را  بپذیرد .

گروهی از کودکان به طور خودجوش ، مرتب و منظم هستند و گروه دیگر برای مرتب بودن نیاز به آموزش و تمرین دارند . آیا فرزند شما همیشه انتظار دارد که کارهایش را دیگران انجام دهند ؟ در این خصوص ، به طور حتم والدین بهترین افرادی هستند که می توانند به کمی کمک و همکاری ، خود ساخته و منظم بودن را به فرزندانشان بیاموزند ، حتی اگر تصور کنند خودشان کمی نامنظم و شلخته هستند .

آسان هم چون 3،2،1

انجام تمام وظایف برای کودکان می توان در سه مرحله آسان کرد :

1ـ مراحل انجام کار؛ یعنی کودک نیازها و شیوة رسیدن به آن ها را بداند . یعنی رفتن به دستشویی ، برداشتن مسواک و خمیر دندان و باز کردن شیر آب .

2ـ تمرکز داشتن بر کار ؛ یعنی به وظیفه اش بچسبد و از انجام آن ها گیج   و غافل نشود . یعنی به خاطر بیاورد که دندانپزشک به او گفته است : « مسواک زدن باید سه دقیقه طول بکشد » به عبارت دیگر دندان ها باید خوب شسته شوند ؛ حتی اگر یک باره به خاطر بیاورد که باید به دوستش تلفن کند ، نباید از شستن دندان ها طفره رود . باید به خاطر آورد که دندانپزشک به او گفته است ، آدامس جویدن نمی تواند جای مسواک زدن را بگیرد .

3ـ انجام وظایف و کار ؛ یعنی تکالیفش را انجام دهد ، کنترل کند و آن را تا به آخر انجام دهد . برای مثال ، تهیة گزارش کلاسی که لازمة آن فراهم آوردن کتاب ها و منابع تحقیق است . او باید ابتدا کتاب ها را بخواند ، یادداشت برداری کند ، متن گزارش را بنویسد ، آن را پاکنویس کند و در پوشة مخصوص قرار دهد . دست آخر نیز وسایل را جمع کند و کیف مدرسه اش را ببندد . اگر دو مرحلة اول را با موفقیت انجام داده است ، مرحلة سوم را نیز به طور حتم می تواند انجام دهد .

زمانی که کودک و یا نوجوان این سه مرحله را خوب بشناسد و یاد بگیرد که چه گونه آن ها انجام دهد ، قادر است که وظیفه اش را ـ اعم از تکالیف مدرسه و وظایف خانگی و دیگر کارهای دیگری که باید تمام و کمال انجام شود ـ به نحو احسن انجام دهد و هر چه مستقلانه تر آن ها را به پایان برساند . البته ، مسلم است که فرزند شما به کمک ها و راهنمایی های شما نیاز خواهد داشت ، ولی دیگر خبری از نق زدن های مکرر دو نخواهد بود .

آموزش این مهارت ها نه تنها مفید است ، بلکه دانستن چگونگی انجام آن ها نیز نکات بسیار ارزنده ای را به آن ها یاد خواهد داد . هنگامی که کودکان   و نوجوانان بتوانند وظایف و مسئولیت های فردی شان را به تنهایی انجام دهند ، احساس غرور ، ارزشمندی ، شایستگی و اعتماد به نفس می کنند . علاوه بر آن ، به طور حتم از این که می بینند کاری را با موفقیت به پایان رسانده اند و می توانند از وقت اضافه شان نهایت استفاده را ببرند ، بسیار لذت خواهند برد .

اساس کار همان سه گام اصلی است . والدین می توانند برای همراهی و همکاری با فرزندشان به نکات زیر توجه کنند :

برای فرزندتان توضیح دهید که این مرحله شامل یافتن شیوة انجام کار است . او باید تصوری از آن چه که لازم است انجام دهد ، در ذهن خود مجسم کند . برای مثال ، « اگر قصد دارد از روی کتابی ، برای درسش گزارش تهیه کند ، اول از هم باید بداند که از کجا شروع کند » . به فرزندتان کمک کنید تا فهرستی از مراحل کار تهیه کند .

ـ انتخاب یک کتاب ( مطمئن شود که کتاب مورد تأیید آموزگارش است ).

ـ نوشتن اسم کتاب و نویسندة آن بر روی برگة کتابخانه .

ـ یادداشت کردن روز تحویل کتاب به کتابخانه در تقویمش .

سپس فرزندتان را کمک کنید تا وسایل مورد نیازش را آماده کند . کتاب ، چند ورق کاغذ ، مداد ، فهرست پرسش های آموزگار، یافتن پاسخ های لازم و تهیة جلدی برای گزارش . به فرزندتان یاد بدهید که چه گونه فهرستی از کارهای مختلف را انجام داده است و آن چه که باید بعداً انجام دهد ، تهیه کند . او باید با خواندن کتاب کتاب شروع کند ؛ آن را به پایان برساند ؛ دستورات آموزگار را انجام دهد و شروع به نوشتن گزارش کند . به عبارت ساده تر ، چشم اندازی از کاری که باید انجام دهد ، برایش مشخص کنید در انتها او را تشویق کنید تا وسایل کارش را در جای به خصوصی مثل میز تحریر ، گوشة کتابخانة منزل ، جعبة تحریر و ... قرار دهد .

تمرکز داشتن بر کار ؛ برای فرزندتان شرح دهید که در این مرحله باید دربارة کاری که انجام می دهد ، خوب فکر کند فهرستی که در مرحلة قبل تهیه کرده بوده است را باید پیش رو گذارد و خوب دربارة چگونگی انجام آن تمرکز کند . اوباید بتواند کلیة کارها واقداماتی را که باعث حواس پرتی او می شوند کنار بگذارد . این بخش در حقیقت مشکل ترین بخش است . به فرزندتان یاد بدهید که چه گونه باید افکار مزاحم و آن چه که موجب پراکندگی ذهنش می شود ، مقابله کند . بیش تر کودکان زمانی که کاری جدی انجام می دهند ، فکر و حواسشان پرت می شود مثل این مورد « کاش الان می توانستم با دوستم بازی کنم » . در چنین مواقعی به فرزندتان یاد بدهید که از خودش بپرسد « آیا این کار موجب دور شدن من از هدفم   نمی شود ؟ » برای کودک شرح دهید که می تواند بعد از اتمام کارش به بازی با دوستش بپردازد . به او یادآور شوید که تمرکز کردن بر کار ، ابتدا کمی مشکل به نظر می رسد ، اما با کمی تمرین این کار را خواهد آموخت .

انجام تکلیف ؛ برای فرزندتان شرح دهید که این مرحله زمانی است که بخش اصلی کار باید انجام شده باشد ، و تنها کارهای پایانی مثل ، پاک نویس کردن گزارش ، دوباره خوانی ، غلط گیری گزارش و ... باقی می ماند . او را راهنمایی کنید تا آخرین گام های لازم را درست بردارد . جلد کردن گزارش ، نوشتن نام بر روی گزارش ، تهیة روی جلدی و پوشه ای برای تحویل دادن گزارش به آموزگار ، گذاشتن گزارش در کیف و جمع آوری وسایل .

 

ادامه دارد....

نویسنده: ندانصیری .... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1390ساعت 19:18  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

 را شنیده اید.ADD یا  ADHD حتما بیشتر شما پدر و مادر ها ، تاکنون واژه های بیش فعال ، هایپر اکتیو ،.... . اکثر شما برداشت منفی از این عبارات دارید اما در این مقاله با  بخش های مثبت و افراد مشهوری که مبتلا به این اختلال بوده اند، آشنا می شوید.

   سندرم اختلال توجه و تمرکزADD

 سندرم اختلال تمرکز و توجه به همراه  جنب و جوش و تحرک زیادADHD

 نویسنده این مقاله با تحقیق و تلاش فراوان  تعدادی از صفات مثبت این گونه افراد را جمع آوری کرده تا پدر و مادر ها یا مربیانی که با این بچه ها در ارتباط هستند بدانند که با تغییر روش خود در مورد هر کودم و استفاده از خصلت های مثبت او ، می توان او را از یک فرد نا آرام و بی قرار  و گاهی پرخاشگر و عصبی به فردی استثنایی و فوق العاده تبدیل کنند.

پس از بررسی های گوناگون بر روی تعدادی از این افراد، صفات زیر جزو مشخصه های اصلی این گونه افراد  شناخته شد.

*تقریبا باهوش    * تغییر پذیر       * پر انرژی       * رویا پرداز       * متواضع   * انعطاف پذیر         * سخت کوش

* ورزشکار        * برخوردار از تخیل قوی            * خلاق         * عاشق پیشه         * خوش بین     * شوخ طبع

* مصمم          * بسیار دقیق      * روشن فکر      * بسیار اهل اعتماد کردن به دیگران          *عمیقا مهربان

* هنرمند         * آتشین مزاج           * دارای مهارت های کلامی               * پر جنب و جوش         * مشتاق و علاقمند           * دارای شخصیتی قدرتمند 

بسیاری از افراد معروف، پژوهشگران،هنرمندان،شاعران،هنرپیشگان،کمدین ها، دانشمندان،موسیقی دانان، نویسندگان،ورزشکاران،افسران ارتش،رئیس جمهور ها ،رهبران جهان و.... به اختلالات بیش فعالی یا  عدم تمرکز مبتلا بوده اند. همچنین بد نیست بدانید که بسیاری از پزشکان و وکلای معروف نیز جزو بیش فعالان محسوب می شوند.

  یا هر دو با هم بوده اند راADD یا  ADHD   در لیست زیر، اسامی برخی از افراد تاثیر گذار در جهان که دارای اختلال می بینید. آنها تمام انرژی و خلاقیت خود را بکار گرفتند تا در بزرگسالی به افرادی موفق تبدیل گردند، هر چند که در دنیای ما به آنها برچسب های گوناگونی چسبانده می شد و یا مورد بی اعتنایی  یا تمسخر قرار می گرفتند.


* آلبرت انیشتن

*  لئوناردو داوینچی

* موتزارت

* بتهوون

* توماس ادیسون

* برادران رایت

* استیون اسپیلبرگ

* ادگار آلن پو

* محمد انور السادات

* جان لنون

* نوستراداموس

* جان راکفلر

* مایکل جوردن

* ناپلئون

* پابلو پیکاسو

* جان اف کندی

* ارنست همینگوی

* داستین هافمن

*آبراهام لینکلن

*گالیله

*جرج برنارد شاو

*سالوادور دالی

*هری بافونت

* پرنس چارلز

* النور روزولت

* لوئی پاستور

....

 

 بد نیست بدانید، این افراد کسانی بودند که جهان به آنها می خندید. وقتی برادران رایت با مردم شهرشان در  مورد ساخت هواپیما حرف می زدند، همه آنها را مسخره کرده و بی عقل می دانستند ولی آنها با اختراع خود، رویای پرواز آرزوی دیرین بسیاری از انسانها را تحقق بخشیدند.

در کودکی انیشتن ، به عنوان یک کودک کودن که هیچ چیز یاد نمی گیرد،  شناخته شده بود ولی او توانست دنیای فیزیک را از این رو به آن رو کند.بسیاری از افرادی که نام بردیم ، توانستند با استفاده از قوه تخیل و انرژی و خلاقیت بالای خود،جهان پیرامون خود را تغییر دهند و  ما مدیون این تغییرات آنها هستیم. اگر شما دارای فرزندی هستید که مبتلا به این نوع اختلالات است، این لیست که بخشی از یک لیست بلند بالا است را به او نشان دهید و پس از معرفی این افراد، از او بپرسید:" به نظر تو، دنیا بدون وجود این افراد چگونه بود؟"

گاهی اوقات متفاوت بودن و جسارت رسیدن به رویاها ، باعث می شود که شما در مسیری جدید گام بردارید و توانایی انجام کارهای بزرگ را بدست آورید.

پدر و مادر عزیز، تفاوت های فرزندتان را پذیرا باشید و سعی کنید با استفاده از این صفات برجسته ، دنیای کودکتان را تغییر دهید.

مترجم: ندا نصیری .........چاپ در ماهنامه کودک

     

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1390ساعت 7:52  توسط ندا و لادن نصیری  | 

**آنها را درگیر کارهای گروهی کنید : برای فرزند خود و چند دوست هم سن و سال او ، برنامه های گروهی بریزید تا در ایام تعطیلات تابستان ، به انجام آن مشغول شوند. با این کار علاوه بر آنکه کودک سرگرم می گردد ، رشد اجتماعی  لازم برای انجام کارهای گروهی را نیز پیدا می نماید.

 

آنچه یک معلم باید بداند :

**  بخشی از برنامه کلاس خود را به انجام کارهای گروهی اختصاص دهید : نگاهی به طرح  آموزشی کلاس خود  بیندازید و آنجاهایی که امکان انجام گروهی کارها است را تفکیک کرده و به دانش آموزان بسپارید. البته بررسی مرحله به مرحله کار  و اینکه همه کودکان در این فعالیت همکاری لازم را انجام می دهند یا نه ، از هنرهای معلمی شما به شمار می رود. با این روش می بینید که بچه ها بیشتر و بهتر می آموزند و کیفیت بهتری از کار را نیز ارائه می دهند. البته تعیین زمان برای تحویل کار ها و نمایش گروهی کار در مقابل سایر دانش آموزان ، به پیشرفت کار کمک زیادی می نماید.

** رقابت سالم ایجاد کنید : به دانش آموزان  بیاموزید تا در کنار کار گروهی ، رقابتی سالم برای  کسب نتیجه بهتر داشته باشند. معمولا حس رقابت در بچه ها ، هنگامی که  در گروه هم‌سالان خود قرار می‌گیرند و به فعالیتی یكسان می‌پردازند ، بیشتر می شود و در نتیجه کلاسی پویا تر خواهید داشت. البته تمام تاکید ما بر روی رقابتی سالم است . به بچه ها یاد دهید که از بیان آموزه های خود به دیگران به دلیل آنکه ممکن است کار آنها بهتر شود ، نترسند. برای رسیدن به این نقطه مدیریت و تدابیر کاری شما بسیار حائز اهمیت است.

** تقسیم مسوولیت : تقسیم وظایف و مسوولیت ها به دانش آموزان یک گروه کمک می کند که همه به یک حد در کار مشارکت داشته باشند. اجازه ندهید که برخی از کودکان ، مدیریت تمام و کمال کار را به عهده گرفته و به سایر بچه ها اجازه کمک ندهند. کنترل مرحله به مرحله شما  به کودکان کمک می کند تا هر کس ، بهتر  در کار گروهی مشارکت داشته باشد و آنچه از این کار لازم است را بیاموزد.

** مدیریت گروه را به افراد مختلف بسپارید : شما در طول سال تحصیلی ، امکان انجام چند کار گروهی در کلاس را دارید بنابراین دستتان در انتخاب اعضای گروه و سرگروه باز است. سعی کنید که به همه دانش آموزان اجازه سر گروه شدن را بدهید . متاسفانه برخی از معلمان برای آنکه در انتهای سال، کار کلاسشان بهتر از سایر کلاسها باشد ، همواره از سرگروه های ثابت و مقتدر استفاده می کنند و به بچه هایی که ضعف  اجتماعی و مدیریتی دارند ، اجازه سر گروه شدن را نمی دهند . وظیفه شما به عنوان یک معلم این است که کودکان را در معرض فرصت های برابر قرار دهید تا شکوفایی لازم شخصیتی را داشته باشند.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 8:18  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 دردنیای امروزه ، علارغم پیشرفت علم و دانش  برای زندگی  کردن بدون نیاز به دیگران ، همچنان وابستگی افراد به یکدیگر برای بهتر زندگی کردن ملموس است. البته ناگفته نماند که تخصصی شدن کارها ، شرایط را به گونه ای  فراهم کرده که هر فردی قدرت و دانش انجام بخشی از یک پروژه بزرگ را دارد که به تنهایی قادر به اتمام آن نیست. مردمان کشور ژاپن ،  بهترین مثال برای دستیابی به موفقیت های بزرگ از طریق کار گروهی هستند که در مشکل اخیر کشورشان نیز این موفقیت کاملا نمودار بود. در نقطه مقابل، آمار منتشره مردمان کشور ما در این زمینه ، خلاف این واقعیت را نشان می دهد. موفقیت های فردی در راس و موفقیت های گروهی ، اندک.

برای آنکه  در انجام کارهای گروهی موفق باشیم ، باید دست به دست یکدیگر بدهیم و  تمام فکر و اندیشه مان در پی موفقیت های شخصی نباشد. آموزش این مقوله و نهادینه کردن آن در ذهن ، باید از کودکی آغاز شود. بنابراین وظیفه والدین و  معلمان این است که با شیوه های صحیح و کاربردی ، کودکان را برای انجام کارهای گروهی آماده کنند. تحقیقات نشان داده ، کودکانی که روابط اجتماعی بهتری دارند ، در انجام کارهای گروهی نیز موفق تر هستند و در راستای این قضیه ، هوش اجتماعی بالاتری را نیز خواهند داشت.

 آنچه یک پدر و مادر باید  بداند :

** کودکانتان را اجتماعی بار بیاورید :  سعی کنید از همان دوران کودکی ، فرزندتان را فردی اجتماعی تربیت کنید. متاسفانه بسیاری از کودکان ما خجالتی و مردم گریز هستند و همین مساله بزرگترین لطمه را به انجام کارهای گروهی آنها می زند. با حضور مستمر در اجتماع های کودکانه از قبیل پارک ، محوطه های بازی ، کلاسهای گروهی و... به او کمک کنید تا با هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کند و حد و حدود دوستی با آنها را به تنهایی تعیین کند. البته مراقبت دورادور شما ، کمک بزرگی به پیشرفت صحیح این رابطه می کند.

**از دخالت های نا بجا در روابط کودکان خودداری کنید: برخی از پدر و مادرها فکر می کنند که باید حمایت های همه جانبه خود از کودک را در هر فضا و مکانی به نمایش بگذارند اما این کار تنها مانع رشد  اجتماعی کودک می شود  و در نتیجه کودک شخصیتی مستقل نخواهد یافت.به طور کلی  افراد وابسته و ترسو ، افرادی مفید برای کارهای گروهی نیستند زیرا چشمشان به دیگران است تا کارهای آنها را تقلید کنند و از ارائه فعالیتهای خلاقانه گریزانند. به فرزندتان اجازه دهید که مشکلات کوچک خود در گروه را به تنهایی حل کند و از آسیب های کوچکی که جامعه به او وارد می کند نترسید زیرا در غیر این صورت ، در بزرگسالی تاب و تحمل آسیب های بزرگ در جایی که دیگر شما نمی توانید حضور فعالی داشته باشید ، را  نخواهد داشت .

 

ادامه دارد...

 نویسنده : ندا نصیری ... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1390ساعت 8:57  توسط ندا و لادن نصیری  | 

یکی از رایج ترین مشکلات والدین با فرزندانشان ، مواجه با مسائل ترسناک واقعی و یا ساخته ذهن کودکان است. از انواع ترس ها می توان به ترس از تاریکی ، تنهایی ، موجودات فضایی ، غریبه ها ، حیوانات و... اشاره کرد. نحوه صحیح برخورد والدین با ترس های کودکان ، تاثیر بسزایی در کاهش وحذف تدریجی آنها در زندگی ایشان دارد. شما می توانید باآگاهی از نوع ترس فرزندتان و ریشه یابی علل آن به او کمک کنید تا به ترس های خود غلبه نماید.

 وجود ترس در زندگی به ویژه در دوران خردسالی ، گاهی منجر به ایجاد مشکلات ریشه ای در زندگی آتی فرد می شود که این معضلات می تواند سبب بروز مشکلات خانوادگی ، اجتماعی ، کاری و... در فرد بزرگسال شود. در بخش ذیل به برخی از راهکارهای مفید و کاربردی جهت مقابله با ترس های کودکان اشاره می کنیم:

1. با فرزند خود همدلی کنید : انکار ترس ها و یا مسخره کردن کودک به خاطر ترسیدن ، سبب می شود که او از بیان آنها خجالت بکشد ، در حالی که مشکل اصلی بدون راه حل باقی می ماند . برای او توضیح دهید که هر فردی ممکن است در زندگی ، از چیزی بترسد  و در این زمینه از خاطرات کودکی خود و اطرافیانی که او می شناسد تعریف کنید به طور مثال اگر کودکی ا تاریکی می ترسد ، سعی کنید بدون مسخره کردن و یا مجبور کردن او برای ماندن در تاریکی ، با همدلی ها ی به موقع ، به رفع این مشکل بپردازید.

2. سعی کنید با تعریف داستانهای خنده دار از مواردی که موجب ترس کودک می شود ( بدون مسخره کردن) ، او را آرام کنید. به طور مثال می توانید از خاطرات بامزه حضور خودتان در تاریکی و اشتباهاتی که انجام داده اید و یا ترسی که از حیوانات داشته اید ، با او حرف بزنید.وقتی کودک به چیزی بخندد ، نا خودآگاه از ابهت آن موضوع کاسته می شود و با تکرار این قضیه به ویژه در مواقع عادی که کودک نترسیده ، عادت می کند که بدون واهمه از آن موقعیت ، عبور کند.

3. شی ای خیالی  یا کار خاصی را برای محافظت از او اختصاص دهید. به طور مثال می توانید از او بخواهید تا هنگامی که می ترسد انگشتان هر دو دستش را درهم فرو کرده و بر روی قلبش بگذارد. برای تاثیر گذاری بیشتر در این زمینه ، می توانید داستانی تخیلی را نیز برای او تعریف کنید و از اثرات جادویی آن برایش بگویید. اجرای این کار و یا توجه به شی ای خاص سبب می شود که کودک تا حدی حواسش از آن ترس دور شده  و به کاری که انجام می دهد معطوف شود همچنین برای مقابله با ترس از تنهایی می توانید شی ای کوچک مانند یک گردن بند ، دستبند ، عروسک و... را به  او داده و با بیان اثرات جادویی آن شی در محافظت از کودک به او کمک کنید تا کم کم با ترس خود کنار بیاید.

4. برای غلبه بر ترس ، از گامهای کوچک استفاده نمایید. هیچ انسانی در هر سنی نمی تواند به طور کامل و یک دفعه بر ترس های خود غلبه کند. کودک شما نیز از این امر مستثنی نیست. به همین دلیل بسیار خوب است که برای کمک به این امر از راهکارهای کوچک که به تدریج به کاهش ترس ها کمک می کند ، استفاده نمایید. مثلا اگر فرزندتان از حیوانات می ترسد ، یک دفعه او را در مقابل یک حیوان قرار ندهید تا بر ترسش غلبه کند ، به جای این کار می توانید از فیلم های مستند ، کارتون های حیوانات ، رفتن به باغ وحش و... استفاده کرده و به تدریج انس با حیوانات را در او ایجاد کنید.

5. تا حد امکان از قرار دادن فرزندتان در موقعیت های ترسناک خودداری کنید. دیدن فیلم های ترسناک بدون هیچ محدودیتی و یا حضور در هر مکانی و یا خواندن کتابهای ترسناک ، می تواند در تشدید ترس های فرزندتان اثر گذار باشد . شاید بهتر باشد در این زمینه ها  به والدی سخت گیر تبدیل شویم وبا وضع قوانینی محدود کننده و سفت و سخت ، مانع پدید آمودن ترس های ریشه ای و ماندگار در او شویم. گاهی خواندن یک کتاب و یا دیدن فیلمی ترسناک ، جرقه ای برای خیال پردازیهای گسترده و ترسناک در کودک می شود و به مرور نیز تشدید می گردد. ممانعت و کنترل شما در این زمینه مانع بروز   ترس در کودکتان شده و به او کمک می کند تا دوران خردسالی بدون نرسی را تجربه کند.

6. کودکانی که قدرت تخیل زیادی دارند ، گاهی در ذهن خود ، فضاهای ترسناکی پید آورده و همین مساله ، به مرور به دنیای واقعی آنها نیز منتقل می شود. شما نمی توانید مانع تخیلات فرزندتان شوید ولی عدم توجه و آگاهی شما به تخیلات ذهنی فرزندتان ، سبب می شود که پس از مدتی با کودکی ترسو و مضطرب رو به رو گردید برای رفع این مشکل ، زمانی را به شنیدن حرفها و ذهنیات او اختصاص دهید تا با آنچه از ذهن او می گذرد بیشتر آشنا شده و در صورت نیاز ، پیش از بروز مشکلات عدیده روحی و ذهنی در کودکتان ، راهکاری برای مقابله با آنها بیابید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1390ساعت 7:44  توسط ندا و لادن نصیری  | 

آنچه طلاق بر سر کودکان ما می آورد ، بسیار گسترده و تاسف بار است  اما در نگاه کلی به دو بازتاب کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می گردد. بازتاب کوتاه مدت در اکثر کودکان یکسان است. اضطراب ، نگرانی ، ترس ، خشم و... اما بازتاب بلند مدت آنها  به رفتارهای والدین با کودک پس از جدایی  و برنامه ریزی صحیح و اصولی برای زندگی آتی کودک  بستگی دارد. در حقیقت  ، درست است که طلاق پدیده ای با آسیب اجتماعی زیاد برای افراد به خصوص کودکان است اما اگر توسط اطرافیان به ویژه والدین کنترل و مدیریت شود ، می توان این آسیب را به حداقل رساند.  در ادامه مقاله، شما را با چند معضل مهم  در زندگی کودکان  طلاق و راه حل های آن آشنا می کنیم.

1.        نخستین گامی که والدین در هنگام طلاق باید بردارند این است که تا حد امکان از جر و بحث و توهین به یکدیگر در مقابل کودک خودداری کنند.  خدشه دار کردن شخصیت اجتماعی هر یک از والدین ، اثرات جبران ناپذیر روحی در زندگی کودک می گذارد زیرا حتی اگر کودکی یکی از والدین خود را تا پایان عمر نیز نبیند ، باز هم نام آن فرد در زندگی او نقش مهمی را ایفا می کند و چقدر بد خواهد بود که بدنامی این شخص که  معمولا نتیجه برخوردهای خصمانه  یکی از والدین و اطرافیان با فرد مذکور است ،بر روی کودک باقی بماند. پس به یکدیگر احترام بگذارید و هرگز به فرزندتان نیز اجازه ندهید تا در مقابل شما به پدر یا مادر خود بی احترامی کند.

2.      از محبت بی رویه به فرزند خود خودداری کنید. بسیاری از والدین فکر می کنند که فرزندشان  به دلیل کمبود عاطفی باید بیش از کودکان دیگر محبت ببیند . این طور نیست. شما ابتدا باید با زبان ساده و به طور مختصر ، کودک را با دلایل جدایی خود آشنا سازید  و سپس یک زندگی معمولی را در کنار او ادامه دهید.  نه محبت خود را انکار کنید و نه بدون حساب و کتاب،  کودک را در معرض امکانات بیش از حد سن او قرار دهید. معمولا والدی که فرزند خود را کمتر می بیند  ، برای جبران   عدم حضور خود ، سعی می کند تا با خرید هدایای گران قیمت ، این مساله را تحت پوشش خود قرار دهد.

3.      تامین امنیت و آرامش کودک یکی دیگر از موارد مهم بعد از جدایی والدین است. گاهی حس عدم امنیت تا بزرگسالی در فرد باقی می ماند و هنگام انجام هر کار مهمی ، این هراس به شکل های گوناگون خود را به رخ می کشد. امروزه ثابت شده که  امنیت و آرامش دو رکن مهم زندگی هر فرد است که نقش مهمی را در لحظه لحظه زندگی یک انسان ایفا می کند. کودکان طلاق بیش از سایر کودکان نیاز به تامین این حس دارند و وظیفه پدر و مادر است که به کودک برای عبور از این مرحله کمک های متعدد را نمایند.

4.      به فرزند خود در انتخاب دوستانش کمک کنید. با اینکه اصولا کودکان به ویژه نوجوانان از دخالت والدین خود در زمینه انتخاب دوستان  خوششان نمی آید ولی شما نهایت سعی خود را کنید که با کمک گرفتن از دوستان و آشنایان و همچنین زدن مثالهای گوناگون از افرادی که از دوست خوب بهره های فراوان برده و از طرف دوست بد زیان های وافر دریافت کرده اند ،به او کمک کنید تا در انتخاب دوستان خویش هشیار باشد. کودکان طلاق به دلیل  مشکلات والدین خود ، بیش از دیگر کودکان به دوستان خود پناه می برند و حرف ها و عملکردهای آنها را الگوی خود قرار می دهند.

5.      به کودکتان اجازه ندهید که از عنوان بچه طلاق بودن برای باج گیری استفاده کند. کودکان خیلی زود راههای باج گیری از والدین را یاد می گیرند و  بسیار پیش می آید که فرزندان طلاق از  جدایی پدر و مادر برای  کسب امتیازهای دلخواه خود سود می جویند. وظیفه هر پدر و مادر هوشیاری است که از دادن اینگونه باج ها به فرزند خود خودداری کند و با این کار خود ، مانع دستیابی وی به موفقیت های شخصی نشوند. باج گیری کودکان طلاق می تواند به صورت مالی ، عاطفی ،انضباطی ، اخلاقی و... باشد و کوتاه آمدن در مقابل هر یک از این موارد ، تبعات جبران ناپذیری را برای زندگی آتی فرزندتان به دنبال خواهد داشت.

6.          نظم را جزئی از زندگی فرزندتان کنید. غالبا به دلیل مشکلات  مالی و روحی ، والدینی که در گیر مشکلات بعد از جدایی هستند، رسیدگی شان به خانه و خانواده کمتر از پیش خواهد بود و کودکان که نیز منتظر فرصت هستند از این سردرگمی والدین  خود سود جسته و به زندگی بی نظم و انضباط روی می آورند. زندگی فاقد نظم برای این دسته از کودکان سم است. البته  دقت داشته باشید که در ایجاد نظم منزل و فرزند خود ، بیش از حد، وسواس به خرج ندهید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت 7:57  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 یکی از گلایه های رایج والدین در سالهای اخیر ، عدم علاقه کودکان و نوجوانان به خواندن کتاب است. آنها معتقدند که بچه ها بیش از پیش به دنیای تکنولوژی رو آورده اند و وقت آزادشان را بازیهای کامپیوتری ، فیلم  و اینترنت  پر کرده به گونه ای که با دنیای کتاب بیگانه شده اند و شاید در ماه ، حتی یک کتاب نیز نخوانند اما باید به این حقیقت اعتراف کرد که مقصر اصلی خود ما هستیم.

متاسفانه  بسیاری از والدین ، خود از خواندن کتاب فراری هستند اما به فرزندانشان فشار می آورند تا به کتابخوانی حرفه ای تبدیل شوند پس در واقع اصل نخست  آموزش یعنی الگوی خوب بودن را زیر سوال می برند . همچنین  بیشتر والدین  برای  فرزندشان تا پیش از ورود به سن مدرسه و باسواد شدن که توانایی کتاب خواندن به تنهایی را ندارد ، کتاب نمی خوانند و یا کم می خوانند ولی انتظار دارند که کودک هنگامی که با سواد شد ، هر روز زمانی را به کتاب خواندن اختصاص دهد.

در این مقاله به شما می آموزیم که چگونه می توان فرزند خود را از بدو تولد به کتاب خواندن علاقمند ساخت.

 **بدو تولد تا یک سالگی

بسیاری از والدین فکر می کنند که خواندن کتاب برای کودکان زیر دو سال بی فایده است و آنها چیزی از داستان نمی فهمند، اما امروزه تحقیقات نشان داده که شما می توانید از بدو تولد ، فرزند خود را با مقوله کتاب آشنا سازید. کودکانی که از کوچکی با کتاب و کتاب خواندن آشنا می شوند ، در بزرگسالی گرایش بیشتری به مطالعه خواهد داشت . علاوه بر این ، خواندن کتاب از سنین پایین که  تکامل مغز و سیستم عصبی پیشرفت بیشتری دارد ، به رشد هوشی او نیز کمک می کند.

شما می توانید در این دوره سنی از کتاب های پارچه ای ، آینه دار و همچنین کتابهایی که دارای تصاویر واضح و رنگارنگ هستند استفاده نمایید. در دنیا موسساتی وجود دارند که کتابهای مخصوص  این گروه سنی را تهیه و به بازار عرضه نموده اند. این کتابها با توجه به شرایط فیزیکی و علایق کودک تهیه شده است.

در این دوره سنی نکته مهم در استفاده از کتب ، آگاه بودن به وضعیت فیزیکی فرزند خود به ویژه روند رشد وتکامل بینایی کودک می باشد. نوزادان معمولا در بدو تولد تنها قادر به دیدن اشیایی که در فاصله 23 تا 40 سانتی چشمانشان است ، می باشند و معمولا در پایان سه ماهگی این فاصله به 180 سانتی متر می رسد یعنی کمی بیشتر از 1.5 متر. والدین باید دقت داشته باشند که وضوح اشیا در این فاصله بیشتر است و کتابها را در فاصله چشمی مناسب نوزاد قرار دهند همچنین در روز های نخست ( معمولا تکلامل بینایی نوزاد تا پایان شش ماهگی به مرحله ای قابل قبول می رسد اما معمولا تا پایان یک سالگی زمان لازم است تا کودک به مرحله عادی رشد از نظر بینایی برسد ) برای نوزادان سخت است که حرکت شی ای را به سرعت دنبال کنند . بنابر این از ورق زدن سریع کتاب و همچنین جا به جا کردن آن در جلوی صورت کودک خودداری کنید. از آنجا که سرعت رشد هر کودک با دیگری فرق دارد  و این اعداد و آمارها در مورد هر نوزادی صدق نمی کند ، بهترین حالت این است که شما به واکنش های فرزند خود در هنگام خواندن کتاب دقت کنید و همگام با رشد فیزیکی کودک خود ، مهارتهای کتاب خوانی او را نیز افزایش دهید .

نکته مهم دیگر در خواندن کتاب برای نوزادان این است که از کلمات ساده ( ترجیحا جمله استفاده نشود.) در خواندن کتاب برای او استفاده کنید. مثلا در یک صفحه توپ را به او نشان دهید و نام آن را بگویید. برای نوزادان  از کتابهایی که صفحات شلوغ و پر شکل دارد استفاده نکنید. کتاب این گروه سنی باید بدین صورت باشد که یک شکل با رنگی شاد در یک صفحه و شکلی دیگر در صفحه بعد قرار داشته باشد. در صورتی که کتاب مناسب با این ویژگیها پیدا نکردید می توانید چند عکس با کیفیت خوب از روزنامه یا مجلات جدا کنید و یا با جست جویی کوچک در اینترنت ، تصاویر زیبا و مناسبی برای فرزندتان بیابید و آنها را در ابعاد مناسب کودک چاپ کرده ، به صورت کتابی در آورده و به او نشان دهید. رنگ های  مورد علاقه نوزادان ، آبی ، زرد  و نارنجی است اما استفاده از  هر رنگ شادی او را به وجد می آورد.

 ** یک تا سه سالگی

 در این دوره سنی ، کودک در حال ذخیره واژگان در ذهن خود است و هر چه  با او بیشتر ودقیق تر صحبت شود ، در حرف زدن موفق شده و رشد مهارتهای کلامی بهتری خواهد داشت.  در واقع هر قدر بیشتر برای فرزندتان قصه بخوانید، در آینده بهتر صحبت خواهد نمود. در این سن شما می توانید علاوه بر گفتن نام اشیا  ،  از جملات ساده دو یا سه حرفی نیز در حین کتاب خواندن شروع کرده و کم کم با پیشرفت کودک ، او را با جملات بیشتری آشنا سازید. کودکانی که مهارتهای کلامی بهتری دارند ، در انجام کارهای گروهی و بیان منظور خود به دیگران و همچنین داشتن روابط اجتماعی بهتر موفق تر هستند ، پس در واقع با انجام کار ساده ای چون خواندن کتاب می توانید به موفقیت کودک خود در جامعه آتی کمک نمایید.

 خوشبختانه امروزه کتابهای این گروه سنی بسیار زیاد شده و شما می توانید به راحتی کتابهای پر محتوایی را از نظر آموزشی ، برای فرزند خود تهیه نمایید همچنین کتاب خواندن برای کودکان یک تا سه سال، آنها را تشویق می کند تا بیشتر ببینند، لمس کنند و سئوال بپرسند و  در مجموع علاوه بر رشد کلامی، مهارتهای فکری و اجتماعی او نیز بهتر  می گردد.

 ** سه تا شش سالگی

در این دوره  سنی ، شما می توانید تنوع کتابهای فرزند خود را بیشتر کنید و زمان ثابتی را در شبانه روز برای خواندن کتاب برای  وی اختصاص دهید.همچنین می توانید به او اجازه دهید که گاهی با استفاده از قوه خلاقیت خود ، پیش از خواندن داستان موضوع آن را حدس بزند و داستانی کوتاه را بر اساس تصاویر کتاب برایتان تعریف کند.  در کنار این کار بد نیست که گاهی نیز از او بخواهید تا یکی از کتاب قصه های قدیمی خود را بیاورد و داستان آن را بر اساس آنچه در ذهنش مانده ، برایتان بگوید. با این کار به تقویت حافظه شنیداری او کمک بسیاری می نمایید.

خواندن کتاب پیش از زمان خواب ، علاوه بر آنکه ذهن کودک را از تنش ها وهیجانات روزانه خالی می کند ، به او کمک می کند تا نظم خاصی نیز به زمان خواب خود دهد. با این کار کودک می آموزد که بعد از خواندن کتاب زمان خواب است و دیگر بحث زیادی برای کمی بیشتر بیدار ماندن با شما نمی کند.

 

چند نکته  برای آنکه فرزندی کتاب خوان داشته باشیم :

·       کودک نوپای خود را در هنگام کتاب خواندن بغل کنید تا علاوه بر لذت شنیدن صدای شما ، احساس امنیت و آرامش را نیز از در آغوش شما بودن دریافت کند. همچنین می توانیدکودکان بزرگتر  را هم در صورت تمایل خودشان  بغل کرده و سپس کتاب بخوانید.

·        در هنگام خواندن کتاب ، تنها به تمام شدن آن فکر نکنید. در حین خواندن کتاب از او سوالاتی در مورد داستان بپرسید و اجازه دهید قوه تخیل او فعال شود . برای پاسخ های خلاقانه او ارزش قائل شده و تشویقش کنید.

·       کتابهای فرزندتان را در معرض دید او بگذارید و از اینکه با  بد ورق زدن ، آنها را پاره کند نهراسید. به او اجازه دهید ابتدا با کتاب دوست شود و  سپس کم کم با آداب صحیح کتاب خواندن آشنا گردد.

·       در هنگام  خواندن کتاب ، از تن های مختلف  صدا استفاده کنید تا  از یکنواختی جلوگیری شود . احساسی خواندن والدین موجب رشد احساس در کودک می گردد.

·        کودکان زیر سه سال عاشق تکرار هستند و از تکرار کردن است که می آموزند . بنابراین از اینکه کتابی را بیش از ده بار برای او بخوانید ، فرار نکنید. شاید تکرار داستانی کودکانه برای چندمین بار ، برای شما ناخوشایند باشد اما مطمئن باشد که کودکتان باز هم در حال آموختن چیز جدیدی از بین این کلمات است.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1390ساعت 0:42  توسط ندا و لادن نصیری  | 

راه آمدن و رام کردن کودکان لجباز همواره یکی از مشقات زندگی هر والدینی است و والدینی که دارای چنین فرزندانی هستند اکثراً دچار احساس عدم توانایی و نا امیدی از نرمال کردن شرایط و بهبود وضعیت می شوند . راهکارهای ذیل به والدینی که دارای فرزندان کلّه شق و لجباز هستند کمک می کند که وضعیت را به تدریج و با آرامش بهبود بخشند .

1ـ از عملکرد کودکتان عصبانی نشوید و در صورت عصبانیت بر سر او فریاد نزنید بلکه به آرامی  و به طور شفاف برایش توضیح دهید که او مرتکب اشتباه و خطا شده است و رفتار او مورد قبول نیست . کنترل شما به بهبود اوضاع کمک می کند

2ـ راجع به رفتارهای غیر مؤدبانه که منجر به ناراحتی و دلخوری اطرافیان می شود با او صحبت کنید و برای او  به طور واضح عواقب ونتایج چنین رفتارهایی را با مثال شرح دهید . البته سعی شود در این مثالها به نکات مثبت و نتایج خوب و پر فایده رفتارهای مؤدبانه و محترمانه نیز اشاره کنید که او بتواند در ذهنش مقایسه و تجزیه و تحلیلی دربارة تفاوت دو رفتار و تبعات آن را داشته باشد .

بهترین راه برای به نظم و قانون در آوردن کودک آن است که شما نیز در مقام والدین به کودکتان احترام بگذارید و در مواجهه با برخی رفتارهای او منطقی باشید و صد در صد به دنبالایده آلها نباشید .

در رابطه با درخواستهای خود از کودکتان متعادل و زمان شناس باشید و شرایط او را نیز در نظر بگیرید مثلاً در حین بازی او با دوستانش او را صدا نکنید تا به او تذکرهای اخلاقی بدهید این کار جز عصبانی کردن او نتیجه ای نخواهد داشت و شما باید قبل از مواجهه با شرایط خاص ، پیش بینی ها و نصیحت های لازم را داشته باشید .

5ـ اگر فرزندتان با رفتار محترمانه و مؤدبانه ای در جایی حضور داشت رفتار و عملکرد او را مورد ستایش وتحسین قرار دهید .

6ـ اگر فرزندتان در حین انجام کاری است ( به عنوان مثال بازی یا نقاشی ) هرگز ادامه کار او را قطع نکنید واز او نخواهید که کاری که مد نظر شماست را انجام دهد . این عملکرد جز بروز لجبازی و کاهش همکاری ثمری نخواهد داشت .

7ـ هنگامیکه شرایط روحی و جسمانی او مناسب نیست و انتظار لجبازی ، عدم توجه به درخواست وجود دارد ، درخواستهای خود را محدود کنید و سر به سر او نگذارید و خشم او را بر نتابید .

زمانی را برای بودن روزانه در کنار فرزندتان در نظر بگیرید . در جوامع امروزی بسیاری از والدین آنچنان غرق کار و مسائل مربوط به خود هستند که هیچ زمانی برای کودک در نظر نمی گیرند و غافل از این هستند که بچه ها احتیاج به حضور والدین دارند و حضور والدین از طبع لجاجت و کلّه شقی کودک می کاهد .

9ـ به کودکتان نزدیک شوید . با او در رابطه با مسائل مختلف و روزمره ، کارتونها و بازیهای متفاوت صحبت کنید و با او وارد صحبت های اخلاقی و آموزشی به زبان ساده شوید به طوریکه لحن تان هرگز حالت نصیحت گونه نداشته باشد . ( در قالب بازی و داستان گویی و ایجاد یک شخصیت خیالی آموزشهای لازم را بدهید . )

10ـ به حرف اطرافیان مبتنی بر بد بودن ، بی ادب بودن  و...کودکتان چندان حساسیت نشان ندهید . اگر از فرزندتان شکایتی می شود سریع و بدون تحقیق از خودش  با او به جدال و دعوا نپردازید بلکه در ابتدا با آرامش مطالب را از دهان خودش بشنوید و بعد تصمیم بگیرید که آیا واقعاً او شایسته تنبیه و تذکر است یا نه ؟

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در ماهنامه کودک

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1390ساعت 7:54  توسط ندا و لادن نصیری  | 

تصویر کودکی که موقع آشپزی به پیراهن مادرش چسبیده یا هنگام بیرون رفتن پدر و مادر از خانه به آنها آویزان است ، برای بسیاری از والدین یک تصویر خیالی نیست ، این یک واقعیت زندگی روزمره است . وقتی قرار است برای انجام کاری بیرون بروید به خاطر ناآرامی کودک و چسبیدن او به خود درخانه نمانید و یا با اوبازی نکنید . هر چند این کار دشوار است اما تسلیم نشوید ، اگرقرار است کودک را پیش پرستار بگذارید و بیرون بروید ، یا او را به مربی مهدکودک بسپارید ، او را محکم بغل کنید و با مهر و محبت به او اطمینان دهید که خوشحالید او می تواند بدون مادر نیز بازی کند . به او بگویید که حتماً برمی گردید و با صدای صمیمانه و گرم به او بفهمانید خوشحالید که فرصت بازی کردن با مربی یا سایر بچه های مهدکودک را دارد . نگرش مثبت شما بر کودک هم اثر می گذارد (در مورد نگرش منفی هم همین طور است) و الگویی به او ارائه می دهد تار از تنها ماندن و کسب استقلال احساس خوبی داشته باشد . در آغوش کشیدن و بوسیدن کودک در اوقات فراغت کمک می کند تا متوجه شود مورد علاقه شماست و برای جلب توجه یا اطمینان به شما نمی چسبد . چسبیدن یا در آغوش گرفتن تفاوت دارد ، چسبیدن تنها راهی برای جلب توجه و یا جلب اطمینان از دست رفته است .

پیشگیری از مشکل

 از ابتدا گاهی کودک را تنها بگذارید برای این که کودک به این امر عادت کند که شما همیشه در کنار او نیستید. گاهی تمرین کنید که مدت زمانی کوتاه ، مثلاً چند ساعت ، او را پیش کسی دیگر بگذارید ، این کار باید از همان ابتدای کودکی صورت گیرد . برنامه هایتان را برای کودک توضیح دهید به کودک بگویید که شما در خارج از خانه چه کارهایی را انجام خواهید داد و برنامه کودک را هم در خانه مشخص کنید ، به این ترتیب الگوی خوبی به او ارائه می دهید تا هنگامی که از او درباره کارهایش می پرسید جوابتان را بدهد . برای او شرح دهید که او چه کارهای خواهد کرد و وقتی از هم جدا هستید شما چه کارهایی را انجام خواهید داد . به عنوان مثال بگویید : " مادربزرگ ناهارت را حاضر می کند ، یک داستان برایت می خواند و بعد استراحت خواهی کرد . من و پدرت به مهمانی می رویم و یازده شب به خانه برمی گردیم ."

با کودک قایم موشک بازی کنید

این بازی ساده کودک را به رفت و آمدهای والدین عادت می دهد . بچه ها به روش های مختلف این بازی را انجام می دهند . پشت چیزی قایم می شوند ، وسیله ای را مخفی می کنند ، پنهان شدن دیگران را تماشا می کنند و در بازی پر جنب وجوش تری مثل قایم موشک شرکت می کنند. در این بازی کودک اطمینان دوباره دیدن افرادی را که دوستشان دارد تجربه می کند به کودک اطمینان دهید که باز می گردید . فراموش نکنید به کودک بگویید که حتماً بر می گردید و وقتی در همان ساعت که قول داده اید برگردید ، ثابت نموده اید که به قولتان عمل می نمایید . توجه داشته باشید که کودکان زیر پنج سال به شدت نگران عدم بازگشت و از دست دادن والدین شان هستند .

کودک را برای دوری از خود آماده کنید .

به کودک تفهیم کنید که وقتی در خانه نیستید او با مشکلی مواجه نخواهد شد و برایش برنامه های خاصی در نظر گرفته اید که وقتی بیرون از خانه یا سرگرم کاری هستید ، او آن ها را انجام دهد . به او بگویید : " می دانم که تو دیگر بزرگ شده ای و وقتی من بیرون از خانه هستم برایت مشکلی پیش نخواهد آمد . "

اگر بدون اطلاع قبلی خانه را ترک کنید ، ممکن است کودک فکر کند که این کار در آینده هم تکرار خواهید کرد و این بی اطمینانی سبب می شود که او دائماً به شما بچسبد .

راه حل مشکل چیست ؟ و چه باید کرد ؟

خودتان را برای سروصدای کودک آماده کنید .

وقتی کودک متوجه شود که در زمان غیبت شما می تواند به زندگی ادامه دهد ، گریه و فریادهای او کم می شود . به خودتان بگویید : " می دانم که گریه و زاری او میزان علاقه اش را می رساند ، با این حال او باید بیاموزد که هر چند من با او بازی نمی کنم یا ممکن است از منزل خارج شوم ، ولی دوباره باز خواهم گشت و با او بازی خواهم کرد . "

وقتی کودک دوری شما را می پذیرند ، از او تمجید کنید . تا کودک از تنها بازی کردن احساس افتخار کند ، به او بگویید : "  خیلی خوشحالم که وقتی آشپزی می کنم ، می توانی خودت را سرگرم کنی و واقعاً به این کارت افتخار می کنم . " این گفته که " تو دیگر بزرگ شده ای " ، برای هر دوی شما مزایای زیادی دارد .

از صندلی نق زدن استفاده کنید . بگذارید کودک بداند که گریه و زاری او دیگران را اذیت می کند و به او بگویید : " متأسفم که دوست نداری من الان آشپزی کنم . باید بروی و روی صندلی نق زدن بنشینی تا بعداً بدون غرغر یا گریه بازی کنی " . بگذارید کودک دور از شما به گریه کردن ادامه دهد . لازم است کودک زمانی نزدیک و زمانی دور از شما باشد .

در طی روز لازم است والدین و کودکان مدت زمانی را از هم دور باشند و به کار روزانه خود بپردازند ، حتی اگر کودک اعتراض کند که شما به جای بازی با او وقت خود را صرف مسایل دیگری می کنید .

 کم کم کودک را عادت دهید که مدت زمانی از شما دور بماند .

کودک از سن یک سالگی به بالا بیش از حد نیازمند توجه شماست . بازی مسابقه با زمان را اجرا کنید . پنج دقیقه از وقت خود را به او بدهید و پنج دقیقه هم برای بازی با خودش وقت بگذارید . به تدریج مدت زمان تنها بازی کردن او را افزایش دهید . تا این کودک بتواند یک ساعت به تنهایی بازی کند .

چه کارهایی نباید انجام دهیم ؟

وقتی کودک به شما می چسبد ، عصبانی نشوید .

در این اوقات به یاد داشته باشید که کودک با شما بودن را بیشتر از هر چیزی دیگری در این دنیا ترجیح می دهد . دانستن این نکته کمک می کند تا شما احساس آشفتگی و پریشانی نداشته باشید .

پیام های مغشوش به کودک ندهید .

در حالتی که کودک را در آغوش گرفته اید و نوازش می کنید به او نگویید که از شما دور شود . این کار کودک را گیج می کند و او نمی داند که بماند یا برود .

بیماری را دلیلی برای نقض مقررات قرار ندهید .

وقتی کودک بیمار است اجازه ندهید که کارهای را که در مواقع عادی برایش مجاز نیست انجام دهد ، زیرا به این ترتیب بیمار شدن در نظرش جالب تر از سالم بودن جلوه می کند . تحقیقاتی که در مورد درمان بزرگسالان صورت گرفته نشان می دهد ، هنگامی که کودکان به دردهای مزمن مبتلا می شوند . که باید واقع بینانه و با کمترین تغییر برنامه روزانه با آن برخورد کرد .

 

نویسنده: لادن نصیری  ... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  جمعه 20 آبان1390ساعت 20:36  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

امروزه ثابت شده که تعریف و تمجید اثرات بسیار خوبی بر روند رشد و تربیت کودکان می گذارد . یک ستایش به جا و واقعی می تواند اعتماد به نفس کودک را افزوده و او را تشویق به بهتر شدن کند ، اما متاسفانه بسیاری از والدین نحوه صحیح تمجید کردن را بلد نبوده و با به کار بردن نابه جای آن سبب رنجش و کدورت کودک شده و گاهی حتی اوضاع را بدتر از قبل می کنند .

اگر نگاهی تیز بینانه به خود بیندازیم در می یابیم که اغلب ما در سرزنش کردن سریع و در تعریف و تمجید، بسیار کند عمل می کنیم و متاسفانه از آنجا که محیط جامعه نیز به گونه ای شکل گرفته که هرکسی ترجیح می دهد از دیگری انتقاد کند تا نکات مثبت او را بیان نماید ، خیلی از کودکان حتی تا دوره میان سالی نیز هیچ تحسین و تعریفی را نمی شنوند و آن کس که چیزی دریافت نکرده ، فرد شایسته ای برای ارائه این امر به فرزندان و اطرافیان خود نیز نیست . البته برخی از والدین از آن طرف پشت بام  می افتند و آن قدر فرزند خود را در دریای ستایش های به جا و نابه جا غرق می کنند که کودک از جامعه نیز انتظاری جز این ندارد و به همین دلیل در دوران نوجوانی و جوانی ، شاهد برهم ریختگی روحی این دسته از افراد   می شویم . تحسین و تمجید را به جای سرزنش های درست و تنبیهات مخصوص دوران کودکی به کار نبرید . هر چیز در سر جای خود با ارزش است . وظیفه شما به عنوان یک والد خوب و دور اندیش این است که به کودک خود نشان دهید که چه کارهای او پسندیده و قابل تحسین بوده و کدام کارهای او نیاز به اصلاح و بهتر شدن دارد .

برای این که شما به یک والد تحسین کننده خوب تبدیل شوید باید به چند نکته مهم توجه فرمایید.

1. از تعریف کردنی که اشاره به ضعف ها و اشتباهات گذشته کودک دارد ، خودداری کنید . این مساله بار منفی دارد و سبب می شود که کودک در مقابل شما واکنش نشان دهد . به طور مثال " باورم نمی شه بعد از اون همه خرابکاری در مدرسه انضباطت 20 شده ، فکر      نمی کردم بتونی تو این امتحان قبول بشوی . بالاخره طلسم شکست   و تو این کار رو تموم کردی " این نوع برخوردها کودک را دلسرد  می کند و انرژی او را برای بهتر شدن تحلیل می برد .

2. تکرار در تعریف و تمجید به پیشرفت کودک کمک می کند . متاسفانه بسیاری از والدین فکر می کنند که با یک یا دوبار تعریف کردن باید شاهد تربیت فرزندی شایسته و بدون خطا باشند و در نتیجه با بروز نخستین اشتباه برخوردی تندتر با فرزند خود می کنند و معمولاً در حین این کار ، آن یکی دو کار خوب را نیز به رخ کودک می کشند    و او را فردی نالایق می نامند . یک والد خوب باید تحمل زیادی داشته باشد و از تکرار تحسین فرزند خود نترسد .

3. در نحوه بیان تعریف خود دقت داشته باشید . شیوه صحبت کردن و انتخاب کلمات و لحن شما می تواند اثری مثبت و یا منفی بگذارد در حالی که نیت شما تشویق فرزندتان است . گاهی اوقات نحوه بیان جملات ما به گونه ای است که کودک احساس تحقیر شدن می کند . به طور مثال شما اگر به فرزند چهار ساله خود بگویید آفرین که هر شب دندوناتو مسواک می زنی ، بسیار خوشحال شده و در انجام این کار ممارست بیشتری به خرج می دهد ، در حالیکه گفتن همین جمله به یک نوجوان ، در او احساس حقیر و توهین به وجود می آورد و ممکن است با شما نیز برخوردی داشته باشد .

4. بیش از حد توانایی فرزندتان او را تشویق نکنید . توقعات بیش از اندازه باعث عقب نشینی کودکان می شود بسیاری از ما فکر می کنیم که تعریف از کودک باید برای کارهای بسیار خاص و استثنایی باشد  و به همین دلیل از تعریف کردن در مورد کارهای معمولی او خودداری کرده و گاهی کار را به جایی می رسانیم که با تحسین های غلو شده خود او را می ترسانیم . و این جور مواقع کودک احساس می کند که در موجی از توقعات و انتظارات قرار گرفته و قادر به پاسخ گویی بهینه به پدر و مادر خود نیست و برخی از کودکان با حذف کلی انجام این کارها ، سعی به ناامید کردن والدین خود  می کنند تا بلکه از این طریق فشار ناشی از این توقعات را کم کنند .

در بعضی از اوقات دادن جایزه نیز نمادی از تحسین و تشویق به حساب می آید البته برای این کار باید برنامه ریزی داشته باشید تا کودک دچار خود شیفتگی نسبت به خود نشود و انجام کارهای معمول و روزمره خود را نیز که جزو وظایف وی به شمار می آید ، وابسته به دریافت جایزه نکند . بهترین روش تعریف و تحسین همراه با جوایز قطعی است که کودک را برای بهتر شدن تشویق می کند .

در مجموع تحسین و تشویق کودکان سبب افزایش اعتماد به نفس ، تقویت حس مسوولیت پذیری و افزایش حس همیاری به دیگران می شود و شما با جایگزینی به جای تعریف و تمجید با انتقاد و سرزنش می توانید زندگی فرزندتان را متحول نمایید .

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1390ساعت 7:30  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 یکی از مشکلات رایج والدین در ارتباط با فرزندانشان، مساله خواب و حواشی مربوط به آن است که این قضیه می تواند سبب ایجاد تنش های فراوان در محیط خانه گردد. تنظیم ساعت خواب کودک و رعایت آن ، انجام مقدمات خواب از قبیل تعویض لباس و مسواک زدن و... ،خوابیدن در سر جای خود ، همگی از مواردیست که بیشتر والدین با آن سر و کار دارند و گاهی اوقات برای پیاده سازی قوانین مربوط به خواب ، مجبور به اعمال خشونت نیز می گردند.

تحقیقات نشان داده که روابط عاطفی ما بین والدین ، اثر مستقیم بر روی فرآیند خواب کودک دارد. در زمانهایی که محیط خانه پر تنش و روابط والدین نیز متشنج است، کودکان در مقابل خوابیدن مقاومت می کنند و در واقع نگرانیهای خود را از این طریق نشان می دهند. در این گونه مواقع بهتر است به جای فشار آوردن به کودک برای خوابیدن به موقع ودر سر جای خود ، محیط خانه را آرام کرده و به کودک این دلگرمی را دهید که جای نگرانی نیست زیرا شما و همسرتان با تمام وجود او را دوست دارید. در این موقعیت به جای پیاده سازی قوانین پیشین ، ابتدا او را آرام کرده و اجازه دهید که با شرایط روحی و عاطفی خود کنار بیاید و سپس از او بخواهید که قوانین مربوط به خواب را اجرا کند. این مساله در زمانهایی که کودک با مرگ یکی از نزدیکان  ویا طلاق و جدایی  از والدین نیز رو به رو است، کاربرد دارد.

در بخش ذیل به نکاتی مهم و کاربردی جهت آماده سازی و تنظیم خواب کودک اشاره می گردد.

  1. هر شب قبل از خواب، در ساعتی معین، کار های مربوط به خوابیدن کودک را به ترتیب را انجام دهید. مثلا لباس عوض کرده ، مسواک بزند، به دستشویی برود ، به رختخواب رفته و با خواندن یک کتاب قصه ، چراغ را خاموش کرده و بخوابد. اجرای به ترتیب و روتین کارهای مورد نظر شما بسیار مهم است زیرا کودک  پس از چندی نسبت به این فرآیند شرطی شده و انجام همین مراحل سبب می شود که پیام خوابیدن را به مغز وی ارسال کند و کم کم مشکل نا منظمی خواب او بر طرف می گردد.
  2. اگر کودکی از خوابیدن در تاریکی می ترسد و این مساله را بهانه ای برای نخوابیدن و یا پیش شما خوابیدن عنوان می کند، چراغ خواب کم نوری را تهیه کرده و در اتاق او قرار دهید.
  3. از دادن خوراکی های کافئین دار از قبیل چای ، نسکافه ، کاکائو و...  به کودک ، دو سه ساعت قبل از خواب خودداری کنید.
  4. اگر کودک نصف شب از خواب بیدار می شود ، از بردن او به اتاق خواب خود و یا مکانهای دیگر در خانه خودداری کنید. از او بخواهید در تخت خود بماند و شما با نوازش و نشستن در کنار او، کمک کنید تا دوباره به خواب برود. در این گونه مواقع از نگاه کردن زیاد به کودک ، تماس چشمی و یا صحبت کردن زیاد با او خودداری کنید
  5. دوش آب گرم  و یا ماساژ  پیش از خواب، به کودک کمک می کند تا آماده خوابیدن گردد .
  6. در مورد مقررات هنگام خواب کودک قاطع باشید و در پیاده سازی آنها سهل انگاری نکنید. گاهی اوقات حتی یک یا دو بار سهل انگاری سبب می شود که زمان زیادی را صرف آماده سازی مجدد وی کنید.
  7.  والدین و کسانی که در هنگام خواب کودک در کنار او هستند(پدر بزرگ و مادر بزرگ ، پرستار و...) باید در انجام این مقررات با یکدیگر هماهنگ باشند.

 

اغلب کودکان تا سن یکسالگی می آموزند که به طور طبیعی در هنگام شب بخوابند واگر کودکی بعد از این سن، نتواند شب ها بخوابد و یا درطول شب از خواب بیدار  می شود، باید علت آن را پیدا نمایید.

 برخی از کودکان عدم خوب خوابیدن خود را دیدن کابوسهای وحشتناک  و در نتیجه ترس از خوابیدن عنوان می کنند. اگر فرزند شما مدت زیادی از مشکلات مربوط به خواب مانند بی خوابی، دیدن کابوس و یا خوابگردی و... رنج می برد باید با یک متخصص مشورت کنید.دیدن خواب های ترسناک در کودکان 5 ، 6 ساله تا حدی شایع است و اغلب ناشی از اتفاقات ناخوشایند کودک در طی روز می باشد. گاهی نیز کابوس های شبانه ناشی از اضطراب و استرس در کودک  است البته بعد از سن 6 سالگی، کودکان کمتر دچار کابوس شبانه می شوند اما به صورت کلی ، وظیفه همه والدین آگاه و دقیق است که در هنگام بروز مشکلات این چنینی به جای برخوردهای تند و خشن با کودک ، در کنار او باشند و کمک کنند تا این مشکل بر طرف گردد.

در برخی از موارد دیده شده که کودکانی که پدران و مادران آنها خارج از منزل کار می کنند ، بیشتر با این دسته از مشکلات رو به رو می شوند. این بچه ها اگر در ساعاتی که پدر و مادر به منزل بر می گردند ، محبت و توجه کافی را از آنان دریافت نکنند ، در هنگام خواب احساس عدم امنیت کرده و حتی گاهی حس می کنند که خواباندن آنها به دلیل فرار والدین از دستشان برای انجام کارهای عقب افتاده منزل است و این مساله سبب بروز خشم و رنجش های درونی در کودک و در نتیجه مقاومت در مقابل خوابیدن می شود.

 

نویسنده: ندا نصیری...چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  شنبه 30 مهر1390ساعت 1:17  توسط ندا و لادن نصیری  | 

يكي از روشهايي كه به تقويت حافظه كمك مي‌كند به كار گرفتن تركيبي از حواس لامسه، شنوايي، بينايي و ارتباط كلامي و گفتاري كودك در طول شبانه‌روز است. يكي ديگر از راهکارها كه براي تقويت حافظه كوتاه مدت به كار مي‌رود، استفاده از تكنيك‌هايي است كه از طريق رنگ، صدا، طعم، لامسه، زبان و احساس موضوعي به ذهن كودك سپرده مي‌شود و از آنجا كه هر يك از موارد ذكر شده مي‌تواند يادآور موضوعی خاص باشد ، در نتيجه مطلب در ذهن كودك به مدت طولاني‌تري باقی می ماند. امروزه مشخص گرديده، عملكرد حافظه نيز مانند عضله مي باشد كه در صورت تقويت و به كارگيري منظم و طبق برنامه قوي تر مي شود لذا اگر به طور پيوسته و منظم آن را به كار نگيريد حافظه، مهارت و توانايي اش را به تدريج از دست مي دهد و رو به زوال مي رود.

در بخش ذيل به چند روش و تكنيك ساده بهبود حافظه كوتاه مدت در كودكان اشاره مي‌شود:

1- به كودكتان استفاده از ريتم، ملودي، تكرار، قيافه را در به خاطر سپردن آموزش دهيد. اين روش در به خاطر سپردن الفبا، شعر، نكات تاريخ، جغرافي، ادبيات و... بسيار قابل استفاده است.

2- استفاده از بازي‌هاي هدفمند، پازل‌ها و معماها باعث فعال شدن ذهن مي‌شود و حتي حين انجام بازي‌هاي هدفمند بسياري از ناتوانيهاي كودك كشف مي‌شود كه مي‌توان به موقع درصدد رفع آن بكوشيد.

3- تعريف كردن داستان‌ها و حكايت‌هاي پندآموز به كودك كمك مي‌كند كه نكات جالب و پندآموز آن را به خاطر بسپرد و حتي در بسياري از موارد كودكان داستاني كه به نظرشان جالب و دوست داشتني مي‌آيد را در ذهنشان تصوير سازي و یا آن را به طرق مختلف بازسازي مي‌كنند كه اين روش نه تنها باعث بهبود وضعيت حافظه كوتاه‌مدت مي‌شود بلكه به تقويت و رشد حافظه بلندمدت نيز كمك شاياني مي‌کند(تاثير داستان‌هاي طنز‌آلود و خنده‌دار در كودكان در به خاطر سپردن جزئيات شگفت‌انگيز است).

4- اگر شما در زمره والديني هستيد كه وقت كافي براي تقويت حافظه كودكتان نداريد به شما پيشنهاد مي‌شود داستانهاي كوتاه و يا حتي بلند را با صداي خودتان ضبط كنيد تا زمانيكه منزل نيستيد كودكتان از آنها استفاده كند.

5- كودكتان را به استفاده از كارتهاي حافظه، خواندن كتابهاي داستان و علمي تشويق كنيد.

حافظه تصويري

باور عموم بر اين است ، هر كس که حافظه خوبي دارد قطعاً با حافظه تصويري خوبي به دنيا آمده است. در حالي كه اين باور به طور حتم اشتباه مي باشد و هر كسي مي تواند حافظه  تصويري اش را ارتقاء دهد. مغز انسان مانند كامپيوتر عمل مي كند و قادر به ذخيره كردن  اطلاعات زيادي است. بعد از مرحله دريافت اطلاعات و ذخيره كردن كلي اطلاعات، نوبت به دسته بندي و سر و سامان دادن اطلاعات مي رسد كه مغز به راحتي اين كار را انجام مي دهد در حالي كه نحوه عملكرد مغز در اين باره براي انسان ها يك راز كشف نشده است.

اگر شما خواستار آن هستيد كه حافظه خود يا فرزندتان را بهبود بخشيد بايد ذخيره سازي اطلاعات را در مغزتان به درستي انجام دهيد. زماني كه شما در دسته بندي اطلاعات مهارت پيدا مي كنيد اين امر به تنهايي بخش زيادي از مشكلات حافظه شما را برطرف خواهد كرد زيرا دسترسي به اطلاعات با توجه به نظم آن به راحتي و بدون اتلاف وقت صورت خواهد گرفت.

1- ايجاد ارتباط هاي تصويري

يكي از راه هايي كه براي تقويت  حافظه تصويري مورد استفاده قرار مي گيرد به ياد سپردن نام افراد با توجه به خصوصيات و ويژگي هاي آنهاست. مثلاً كسي اسمش رضاست و شما در او خصلتي مانند تلاش  در جهت كسب رضايت اطرافيان بيابيد، بدين ترتيب بين نام رضا و رضايت ارتباط  برقرار كرده ايد و نام او را هيچوقت فراموش نخواهيد كرد.

2- استفاده از تصاوير

تصاوير ابزار مناسبي  براي به خاطر سپردن مطالب و اطلاعات مفيد است به عنوان مثال مي توانيد حتي از تصاوير يك فيلم براي به خاطر سپردن موضوع، اعداد، اطلاعات تاريخي و جغرافيايي و ... استفاده كنيد.

به عنوان مثال براي به خاطر سپردن اعداد (5، 5، 1) شما مي توانيد آن را در قالب يك تصوير دربياوريد مانند دستكش و يك چوب. با حک اين تصوير در ذهنتان، اعداد (5، 5، 1) را به ياد مي آوريد زيرا هر دستكش 5 انگشت دارد و يك چوب هم نماد عدد يك است. لذا سعي كنيد آن چه  را كه بايد به خاطر بسپاريد را در قالب تصويرسازي در ذهنتان حك كنيد. ولي ذخيره سازي اطلاعات بايد به گونه اي باشد كه شما رجوع به اطلاعات را به راحتي انجام دهيد و بتوانيد از آنها استفاده  كاربردي داشته باشد. با به كارگيري اين روش و تكرار آن به مرور زمان، ذهن شما اين‌امادگي را پيدا مي كند كه فعالانه روش تصويري مناسب براي به ذهن سپاري مطالب را در اختيار شما بگذارد.

نویسنده : لادن نصیری... چاپ در ماهنامه کودک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1390ساعت 18:30  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 سال تحصیلی جدید مبارک

روشهای ذیل به معلمان عزیزی که دارای دانش آموز یا دانش آموزانی بیش فعال در کلاس هستند پیشنهاد می گردد تا بتوانند در جهت موفقیت دوران تحصیل این کودکان گامی بردارند .

1 )مشکلات و معضلات دانش آموز بیش فعال خود را بشناسید و فضای اطمینان ، فعالیت و انگیزه در کلاس را برای آن ها ایجاد کنید .

2 ) با والدین دانش آموزان بیش فعال به طور پیوسته در ارتباط باشید . نقاط قوت و ضعف آن ها را کشف کنید . با علاقه مندیها ، اهداف آن ها در بیرون از فضای مدرسه آشنا شوید و با دانستن ابعاد متفاوت روحی ، روانی و نیازمندیهای آن ها سعی در برقراری ارتباط نزدیک تر و صمیمانه تری با آنها داشته باشید .

3 ) زمانی را برای صحبت انفرادی با دانش آموز بیش فعال خود در نظر بگیرید . با او محترمانه برخورد کنید و راجع به علاقه مندیها و موفقیت هایش در کلاس با او صحبت کنید و رضایت خود را از نحوه رفتارش در کلاس با همکلاسی هایش به گوش او برسانید .

4 ) با مشورت دانش آموز بیش فعال خود علامت و نشانه ای را با هم قرارداد کنید تا مواقعی که او در سر کلاس حواسش پرت شد یا تکالیفش را درست انجام نداد از این طریق بدون جلب توجه سایر همکلاسی هایش با او ارتباط برقرار کنید . روشهایی مثل بلند کردن یک یا دو انگشت ، خیره شدن به او ، لمس کردن گوشتان و ...

5 ) راجع به قوانین کلاس و مدرسه با او به طور شفاف و واضح صحبت کنید و به او رفتارهای ناهنجار و غیر قابل قبول در محیط کلاس را گوشزد کنید .

6 ) برای او برچسب ، عکس برگردان ، ستاره و ... را نشانه ای برای رضایت خود قرار دهید و در حین دادن آن ها رفتار صحیح و مورد قبولش را به یادآوری کنید .

7 ) هرگز از او در مقابل همکلاسی هایش انتقاد نکنید و او را مورد سرزنش قرار ندهید .

8 ) تکالیف کلاسی را به تدریج به او بدهید و در بین انجام تکالیف لحظات هر چند کوتاهی به او استراحت دهید .

9 ) به او فرصت شکوفایی و ابراز خلاقیت ، استعداد ، رهبری در کلاس را بدهید ولی به گونه ای هم نباشد که صددر صد تابع خواسته های او برای عرض اندامش در کلاس باشید بلکه به او تفهیم کنید که این موقعیت و فرصت برای همه در کلاس یکسان است .   

10 ) در حین حل تمرین ، استفاده از موسیقی کلاسیک یا پخش صدای طبیعت به او برای ایجاد تمرکز کمک شایانی می کند .

11 ) بعد از انجام تکالیف و یا گوش دادن به درس از دانش آموزان بخواهید چند لحظه بلند شوند و چند حرکت کششی انجام دهند یا چند لحظه در جای خود به طور ثابت بدوند تا از این طریق بدون قائل شدن تفاوت به دانش آموز بیش فعال نیز فرصت تخلیه انرژی را بدهید .

12 ) دانش آموزان برتر و شاخص کلاس را در صورت لزوم مسئول کمک  و یاری دانش آموز بیش فعال کنید و از او نیز بخواهید در قبال کمک درسی دوستش از او تشکر کند .

13 ) به دانش آموز بیش فعال در کلاس فرصت فعالیتهای حرکتی بیشتری دهید مثلاً از او بخواهید که برگه ها را بین بچه های کلاس پخش کند یا کاغذ را علاوه برخود برای سایر دوستانش نیز ببرد تا از این طریق با انرژی اش آزاد شود .

14 ) در صورت امکان ، برای دانش آموز بیش فعال بغل دستی در نظر نگیرید و به او نیمکتی بزرگتر از سایر بچه ها دهید تا بتواند عملکرد حرکتی راحت تر و آزادانه تری داشته باشد البته به او یاد آور شوید فقط می تواند در همان نیمکت حرکت آزاد داشته باشد و نباید به نیمکت های مجاور یا جلو و عقب خود برود .

15 ) دانش آموز بیش فعال را تا حد امکان نزدیک خود بنشانید و یا در مکانی بنشانید که با حداقل موارد برهم زننده تمرکز مواجه باشد .

16 ) دانش آموز بیش فعال را تشویق به برقراری ارتباط با همکلاسی هایش کنید . اغلب کودکان بیش فعال در برقراری روابط اجتماعی ضعیف هستند لذا او را تشویق به دوست یابی کنید . در این رابطه می توانید از جملاتی مانند عزیزم نفر جلو دستی ات خسته به نظر می رسد ازت می خواهم که تو به او کمک کنی تا مدادش را بتراشد و یا جملاتی نظیر آن .

17 ) قبل از مطرح کردن سوال و یا ورود به مبحث مهم درس ، به گونه ای توجه او را به خود جلب کنید برای این کار می توانید چند لحظه بین صحبتهایتان وقفه ایجاد کنید و یا دست بزنید و یا حتی او را مستقیم صدا بزنید .

18 ) گاهی به این دانش آموزان استقلال عمل دهید اگر خواهان آوردن اسباب بازی ، کلاه و سایر وسایل بی خطر به کلاس است با وضع قانون خاص او را در انجام این کار آزاد بگذارید .

19 ) در هنگام انجام تکالیف در کلاس قدم بزنید و گاهی به آرامی بر پشت او بزنید یا دستی بر سرش بکشید تا حواس او را بر انجام تکالیفش متمرکز نماید .

20 ) در مواقع اضطراری که از پس کودک بیش فعال برنمی آیید هرگز جلو او ضعف نشان ندهید ، فریاد نزنید و او را با الفاظی خاص مورد خطاب قرار ندهید بلکه سعی کنید با مدد گرفتن از مشاوران ، مشکل را با آرامش حل  کنید .

21 ) کودکان بیش فعال معمولاً دو یا سه سال از لحاظ بلوغ عاطفی از همسالان خو عقب هستند این مسأله در کلاس مشکل زا می شود زیرا معمولاً آنها با هیچ یک از بچه های کلاس ارتباط صمیمی ندارند و از تنهایی رنج می برند لذا ممکن است در صدد آزار و اذیت هم کلاسیهای خود برای جلب توجه برآیند . وظیفه معلّم آن است که در راه برقراری ارتباط دانش آموزان بیش فعال با سایر بچه های کلاس از طریق فعالیتهای گروهی گامهای مؤثر و جدی بردارد .

22 ) دستورالعمل های درسی او را پیوسته و پشت هم به او نگویید زیرا کودکان بیش فعال در آن واحد قادر به تمرکز بر روی چند عنوان و یا فعالیت نیستند لذا شایسته است آن ها را به فاصله برای او توضیح دهید و برای اطمینان بیشتر تکالیفش را در دفتر یادداشت او بنویسید .

23 ) در کلاس به او وظایف مختلف اعم از کوچک یا بزرگ محول کنید و در صورت از عهده برآمدن از او تشکر کنید و حس وظیفه شناسی او را ستایش کنید .

24 ) با او با جملات مثبت صحبت کنید مثلاً هرگز به او نگویید تو نباید از جایت بلند شوی زیرا فعل این جمله منفی است و او را تحریک می کند بلکه به او با لحنی ملایم بگوییدبهتره سرجات بشینی.

25 )  اگر در حین صحبت یا درس دادن ، صحبت شما را قطع کرد و یا ناگهان در کلاس شروع به حرکت کرد ، آرام او را نزدیک خود بنشانید و از او بخواهید لحظه ای تأمل کند و بعد با هم راجع به کار ضروری اش صحبت می کنید .

 

نویسنده : ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 مهر1390ساعت 11:52  توسط ندا و لادن نصیری  | 

همه انسانها ـ چه آنها که وقت شناسند و چه آنها که همواره بر هر کار و قراری تأخیر دارند ـ دوست دارند که به عنوان فردی وقت شناس شناخته شوند . اهمیت این موضوع با توجه به گسترش روابط اجتماعی بیش از پیش شده به گونه ای که یکی از عوامل موفقیت انسانها ، وقت شناسی آنها محسوب می شود . همه ما در زندگی روزمره با افرادی برخورد کرده ایم که به علت عدم توجه به وقت و زمان ، موجب خشم و دلخوری ما را فراهم می کنند و گاهی این عصبانیت ها منجر به برخوردهای ناگوار اجتماعی نیز می گردد . جالب اینجاست که گاهی فردی از عدم توجه ما به زمان دلخور می شود که خود مظهر بی توجهی به وقت است ولی با همه این احوال ، وقت شناسی موجب آزار او نیز می گردد . اگر فردی از نظر اجتماعی و کاری در شرایط ایده آلی باشد ولی در مورد وقت شناسی سهل انگار. همین امر به ظاهر کوچک موجب خدشه دار شدن حیثیت کاری و اجتماعی وی نیز می گردد . نیم نگاهی به زندگی افراد موفق ایرانی و خارجی به ما نشان می دهد که وقت شناسی یکی از نکات موثر و تاثیر گذار در زندگی آنها بوده و هست به گونه ای که حساسیت و توجه ویژه ای به آن نشان می دهند .

بسیاری از والدین با بزرگ شدن فرزند خود و نیاز بیشتر به برنامه ریزی برای کارها ، از عدم وقت شناسی او گله می کنند و گاهی بر سر این موضوع با هم به جرو بحث نیز می پردازند . این مساله اگر از کودکی به فرزند آموزش داده نشود ، با ورود به دنیای نوجوانی ، مشکلات عدیده ای را ما بین والدین و نوجوان پدید می آورد که البته در این دوره کمی برای آموزش به نوجوان دیر است .

اگر شما دوست دارید که فرزندی وقت شناس داشته باشید ، به نکات کاربردی ذیل توجه فرمایید :

1.والدین وقت شناسی باشید : اگر شما در هنگام حضور به سرکار و یا قرارهای کاری و خانوادگی ، نسبت به وقت بی توجه هستید ، به طور غیر مستقیم به آموزش این امر به فرزند خود پرداخته اید و به قول معروف : «رطب خورده منع رطب نتوان کُند» و کودک شما با وجود الگویی تمام عیار در طول زندگی ، محال است که به حرف ها و نصایح شما در مورد اهمیت وقت توجه نشان دهد .

2.وقت شناسی در انجام امور شخص را به او بیاموزید : حضور به موقع در مدرسه و یا کلاسهای فوق برنامه ، توجه به ساعت خواب و یا مطالعه و ... از مواردیست که هر روز کودک با آنها درگیر است . شما به عنوان والدین او باید در مورد برنامه ریزی دقیق این کارها دقت کرده و به او کمک کنید تا با انجام به موقع کارهای خود ، به وظایف روزانه خود برسد . بعضی از کودکان همیشه دیر به مدرسه می روند و شبها هر ساعتی که دوست دارند می خوابند و یا گاهی به علت بازیگوشی بیش از حد ، انجام تکالیفشان به نصفه شب می کشد . آموزش وقت شناسی باید از همین امور به ظاهر ساده آغاز شود .

3.گاهی برنامه ریزی زمانی کارهای کوچک خانواده را به او بسپارید : بد نیست که بعضی اوقات برنامه های زمانی کوچک خانواده از قبیل رفتن به پیک نیک ، سفرهای یک روزه ، برنامه ریزی برای رفتن به سینما ، پارک و ... را به او بسپارید تا او به اعضای خانواده اعلام زمان را انجام دهد . این مساله باعث می شود که کودک با توجه به آب و هوا ، زمان تاریکی ، شروع برنامه ها ، زمان شام و ناهار و ... به برنامه ریزی بپردازد و در نتیجه ناچار به زمان بندی از ساعاتی قبل برای این برنامه تفریحی کوچک خانوادگی می گردد . این کار به او کمک می کند که به تدریج با مشکلات و برنامه های پیش بینی نشده آشنا شود و با بزرگتر شدن ، آمادگی برنامه ریزی جهت انجام کارهای مهم تر را نیز پیدا کند .

4.در مورد بدقولی و عدم توجه به وقت ، با او صحبت کنید : در مورد این امور سبب می شود که او با ناپسندی این موضوع از جنبه عامه مردم نیز بیشتر آشنا شود ، زیرا بسیاری از کودکان متوجه نیستند که وقت نشناسی آنها می تواند منجر به چه مشکلاتی گردد . اهمیت این مساله را با ذکر مثالهایی از زندگی اطرافیان و یا حوادثی که برای خودتان رخ داده ، بیان کنید تا ارزش وقت شناسی برایش بیشتر آشکار شود .

5. در مورد عدم وقت شناسی او بی توجه نباشید : البته این مساله به این صورت نباشد که با تنبیه بدنی و یا کلامی تند همراه گردد . شما می توانید به آرامی در مورد اینکه بی توجهی او به وقت موجب ناراحتی شما شده ، صحبت کنید و در صورت تکرار این مشکل ( پس از چند بار) او را از انجام برخی از کارهای مورد علاقه اش برای مدتی کوتاه محروم سازید . او باید بفهمد که بی توجهی به زمان ، گاهی سبب می شود که فرصت های بسیار خوبی را از دست بدهد و در نتیجه تاوانهای زیادی را برای آن در زندگی بپردازد . این سختگیری های کوچک شما سبب می شود که او با اهمیت این موضوع بیشتر آشنا شده و به تدریج به مبحثی جدایی ناپذیر از زندگی وی تبدیل می گردد .

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  شنبه 12 شهریور1390ساعت 9:10  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

امروزه بسیاری از خانواده ها با معضل انتخاب مدرسه مناسب با توانمندی و استعدادهای فرزند خود رو به رو هستند و تبلیغات رنگارنگ و جور وا جور نیز در این سر درگمی نقش اساسی دارد. در چند سال اخیر بسیاری از مدارس ، در کنار تدریس کتابهای اصلی هر مقطع ، کلاسهای متفرقه و فوق برنامه ای از قبیل هنرهای تجسمی ، هنرهای نمایشی ، شطرنج، موسیقی ، روباتیک  و... را نیز با اهداف گوناگونی چون رشد خلاقیت ، بهبود عملکرد گروهی ، مدیریت زمان و... برگزار می کنند که متاسفانه در برخی از مدارس ، آنقدر تعدد این کلاسها زیاد است که کودک فرصت دستیابی به اهداف اصلی این کلاسها را ندارد.

این روز ها بحث اصلی بیشتر مادران و پدران ، پیدا کردن مدرسه مناسب برای فرزندشان است که با مراجعه به ادارات آموزش پرورش و یا مشورت با معلمان و سایر والدین ، سعی دارند که مدرسه ای خوب ، کاربردی و مناسب برای فرزند خود بیابند. یادتان باشد که مدرسه خوب مدرسه ای است که علاوه بر آنکه موجب ارتقای تحصیلی  کودک شما می شود ، به رشد روحی و رفتارهای فردی و اجتماعی او نیز کمک می کند. هر فردی باید اصول زندگی گروهی و موفقیت در کارهای گروهی را بیاموزد و پس از خانواده ، مدرسه  تنها جایی است که کودک  اصول زندگی گروهی را می آموزد و کودکانی که در مدارس خوب و زیر نظر معلمان زبده ، تحت تعلیم و تربیت قرار می گیرند ،  در بزرگسالی  به افرادی اجتماعی و موفق در جامعه تبدیل می گردند.

با توجه به شخصیت فرزند خود ، مدرسه انتخاب کنید. هر کودکی ، شخصیتی متفاوت از دیگری دارد. گاهی ممکن است یک کودک در کلاسهای کم جمعیت رشد بهتری داشته باشد و کودکی دیگر ، در کلاسی پر جمعیت. یک کودک ممکن است برای تخلیه انرژی خود در ساعات استراحت و درک بهتر دروس در ساعات بعد از زنگ تفریح ، نیاز به فعالیتهای حرکتی داشته باشد و در نتیجه محوطه مدرسه نقش  مهمی در بازده کاری این کودک خواهد داشت. بنابراین با توجه به شناختی که از فرزند خود دارید ، مدرسه او را انتخاب کنید. گاهی یک مدرسه برای یک کودک عالی و کاربردی است و برای کودک دگر ، نه.

 برای انتخاب یک مدرسه خوب برای فرزندتان ، نکات زیر را مطالعه فرمایید:

1. در مرحله نخست ، شما باید لیستی از آنچه برایتان مهم است را بنویسید . این لیست می تواند شامل موارد گوناگونی از قبیل ، نزدیکی راه ، داشتن سرویس ، دادن ناهار ، ساعت کاری مدرسه ، کلاسهای فوق برنامه ،  مساحت مدرسه  و... باشد . نوشتن این نکات به شما کمک می کند که سریع تر به هدف خود که همانا انتخاب مدرسه مناسب می باشد ، برسید.

2. لیستی از مدارس تهیه کنید . برای این کار می توانید به اداره آموزش و پرورش منطقه خود رفته و آدرس و شماره تلفن مدارس آن منطقه را بگیرید. سپس با رفتن و یا تماس با مدارس ، چک لیست اولیه خود را بررسی کنید . می بینید که با این کار ، تعداد زیادی از مدارس از مرحله اول کنترل شما حذف می شوند و به همین دلیل بررسی سایر مدارس راحت تر خواهد بود. البته مدارسی که از لیست شما حذف می شوند را نیز اولویت بندی کنید تا در صورتی که از بین مدارس باقی مانده ، مدرسه مناسبی یافت نشد ، بر اساس اولویت های موجود به سراغ مدارس دیگر بروید.

3. اگر مدرسه ای از  مرحله 1 و 2 گذر کرد  و در بین انتخاب های نهایی شما قرار گرفت ، در ساعات کاری به آنجا بروید و سعی کنید با دانش آموزان و اولیایی که حضور دارند در مورد مدرسه صحبت کنید. البته پیش از این کار حتما لیستی از سوالاتی که برایتان مهم است ، تهیه کنید و از آنها و همچنین اولیای مدرسه بپرسید.امروزه بسیاری از مدارس از طریق امتحان ورودی و مصاحبه ، دانش آموزان خود را انتخاب می کنند. بد نیست که در زمانی که فرزندتان سر جلسه امتحان است ، با پدران و مادران سایر بچه ها صحبت کنید و علت انتخاب این مدرسه از جانب آنها را جویا شوید.

4. شهریه بالای یک مدرسه نشان دهنده کیفیت آن نیست. در بسیاری از مدارسی که شهریه معقولی دریافت می کنند ، می بینید که  کار آیی و بازدهی به مراتب بالاتری نسبت به مدارس گران قیمت دارند. گاهی نیز مدارس با پر کردن  برنامه کاری خود  از طریق کلاسهای اسم در کن ولی غیر کاربردی ، سعی در دریافت شهریه های بالاتر از  حد تعیین شده توسط آموزش و پرورش دارند که درایت شما والدین عزیز می تواند به کاهش این سو ء استفاده ها کمک زیادی نماید.

متاسفانه در بعضی از مدارس دیده شده که  با شروع سال تحصیلی و یا گذشتن یک یا دو ماه  ،قول هایی  که برای انجام برخی از کارها و برنامه ها داده بودند را فراموش کرده و یا با بیان علل غیر قابل توجیه ، از اجرای آنها سرباز می زنند. همانقدر که انتخاب مدرسه مهم است ، پیگیری بعدی  شما برای اجرای کارها و برنامه ها توسط اولیای مدرسه نیز مهم بوده و به پرورش بهتر فرزند شما کمک می کند.

 

نویسنده :ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 شهریور1390ساعت 7:53  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

از آن جا که کودکان در تمام لحظات زندگی در حال مشاهد و یادگیری از محیط اطرافشان هستند ، در این مقاله به خانواده ها توصیه شده است برخی چیزها را  هیچ گاه درمقابل فرزندان خود مطرح نکنند .

کودکان در حال مشاهده و جذب همه جنبه های مثبت و منفی شما هستند . آن ها در تمام لحظات زندگی در حال یادگیری و آموزش اند و تدریجاً افکار ، آرزوها ، نگرش ها و رفتارهای مختلف را در خود دورنی می سازند و شکل می دهند . در این جا به برخی حرف ها که نباید پیش روی بچه ها زد اشاره می کنیم :

1ـ «چقدر رفتار آن زننده بود»

هنگامی که شما حرف بد در مورد دیگران می زنید ، به نوعی به فرزند خود پیام  می دهید که این مسأله قابل قبول است . حتی به این شکل شما کلمات بد مختلف را به کودکتان یاد می دهید تا در مورد دوستش یا دیگران به کار برد .

انتقاد نسبت به دیگران را تا حد امکان در خود نگهدارید یا اگر به هر دلیلی  می خواهید درباره آن بحث کنید روی رفتارهای افراد تکیه کنید و نه روی کلیت فرد . مثلاً می توانید بگویید «خوب نبود که او پشت سر پری این جوری حرف   می زد» نه این که «چه آدم بدی !» .

2ـ «مشخص کردن افراد بر حسب قوم و مذهب»

شما باید از کاربرد هر اصطلاح نژادی ، قومی ، مذهبی یا مانند آن پرهیز کنید . به خصوص بهتر است برای مشخص کردن افراد یا تمیز کسی از دیگری از اصطلاحات مبتنی بر پیشداوری های تبعیض آمیز استفاده نکنید . معمولاً کودکان به چنین تمایزهایی توجه نمی کنند . برای شما خیلی آسانتر است که بگویید «همون دختری رو می گم که یک بلوز راه راه پوشیده بود؟» یا «منظورت آن پسری است که قدش بلنده؟» نه این که «منظورت اون دختر سیاهه است؟» یا «راجع به آن پسر شمالی حرف می زنی ؟»

3ـ «بهش بگو من خونه نیستم»

گاهی مایل به حرف زدن تلفنی با کسی نیستیم . گاهی ممکن است هر یک از ما در شرایط خلقی باشیم که نخواهیم با فرد دیگری حرف بزنیم . اما شما با گفتن این دروغ در مقابل کودکتان که در خانه نیستید به او نشان می دهید که اشکالی ندارد گاهی دروغ بگوید . همین دروغ های به ظاهر کوچک و بی اهمیت موارد بعدی    و آینده دروغ را در کودکان پایه ریزی می کند . کودکان در سنین پایین تر  نمی توانند بین یک دورغ اصطلاحاً مصلحت آمیز و یک دروغ واقعی تمایز قائل شوند . بنابراین هر دو را در یک سطح قرار داده و هر دو را انجام می دهند .

4ـ «ای خدا ، چقدر چاقم . باید رژیم بگیرم»

بچه ها بخصوص دخترها به طور مداوم در جامعه ، در میان همسالان و یا در برخورد با تبلیغات مختلف تحت فشارند که به ظاهر خود خیلی توجه کنند  و خوب جلوه کنند . شما بهتر است در این میان نقش مخرب نداشته باشید  و فرزندتان را در شرایطی قرار ندهید که یک عمر با مشکل تصویر ذهنی منفی درباره بدن خود زندگی کند .

هر چه می خواهید می توانید درباره برنامه سالم خوردن و ورزش حرف بزنید اما خود را از کلمه «رژیم» و ابراز نگرانی کردن درباره چاقی ، دور نگه دارید . همیشه بر ارزش سلامت بودن تأکید کنید و نه لاغر بودن .

5ـ «نمی دونم چرا من باید از تو بچه داشته باشم»

طبیعی است که شما حق دارید با همسرتان به هر دلیلی بحث و مجادله کنید اما بدانید که این بحث و مجادله در پیش روی کودکان درد روانی زیادی برای آنها ایجاد می کند .

به کار بردن کلمات و عبارات یا جملات مختلف که به نوعی حکایت از تحقیر دیگری یا پشیمانی و اقرار به اشتباهات خود یا طرف مقابل شماست فرزندتان را گیج و نگران می کند وبه احساسات او آسیب می رساند . آن ها وقتی ببینند یا در واقع کشف کنند افرادی که آن ها این قدر دوستشان دارند موجودات ضعیفی هستند که اشتباهات بزرگی مانند داشتن فرزند می کنند به شدت نگران می شوند .

اگر عدم توافق هایی بین شما و همسرتان هست ـ که امری طبیعی است ـ فضای بحث را آرام نگه دارید ، تن صدای خود را طبیعی حفظ کنید و به بحث مشخص روبرویتان بپردازید و از گفتن مسائل حاشیه ای و ذکر گذشته ها پرهیز کنید . صحبت از ناکامی ها و دردها و مشکلات روح کودک را فرسوده ساخته و ذهن او را سرشار از نگرانی وعدم اعتماد می کند . به کودکان فرصت دهید در فضای سالم و شاد برزگ شوند و به شما به عنوان والدین اعتماد کنند و احترام گذارند . 

نویسنده : لادن نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت 6:35  توسط ندا و لادن نصیری  | 

روزهای تابستان است و  با اینکه بسیاری از کودکان ، وقت خود را در کلاسهای جورواجور تابستانی سپری می کنند ولی باز هم والدین از سر رفتن حوصله فرزندانشان در منزل می نالند. در اینجا شما را با چند بازی ساده که قابلیت اجرا در منزل را دارد آشنا می کنیم تا بلکه کمکی به پر کردن وقت کودکان عزیز در خانه باشد. والدین ،علاوه بر اینکه با انجام این بازی ها لحظات خوشی را در کنار بچه های خود سپری می کنند ، به رشد مهارتهای مختلف نیز از قبیل بهبود عملکرد گروهی ، افزایش خلاقیت ، رهبری و مدیریت امور ، افزایش اعتماد به نفس و... در آنها کمک می نمایند.

1.      آشپز کوچولو : در این تابستان گرم ، می توانید  به همراه فرزند خود به درست کردن عصرانه های سبک از قبیل انواع آب میوه های طبیعی ، کیک اسفنجی ، دسر های ساده  و... بپردازید و گاهی نیز از او برای اضافه کردن مواد نظر خواهی کنید. مثلا می توانید از او بخواهید تا چند میوه انتخاب کند و با آنها یک سالاد میوه درست کنید یا اینکه چه موادی ( شکلات ، کشمش ، گردو و...) برای خوشمزه شدن کیک به آن بیفزایید . این بازی برای کودکان کم اشتها و بد غذا بسیار خوب است زیرا می بینید که بعد از آماده شدن، با چه علاقه ای به خوردن محصول خود می پردازند.

2.      یک کتاب شعر بخرید و هفته ای 2 یا 3 شعر را همراه یکدیگر حفظ کنید . با این کار ساده ، می بینید که کودکتان در انتهای تابستان بیش از 20 شعر بلد است  و همچنین علاوه بر تقویت حافظه کودکتان ، اعتماد به نفس او را در اجرا در جلوی جمع دوستان و فامیل نیز بالا می برید. برای کودکان گروه سنی بالاتر می توانید از اشعار بزرگان ادبیات ایران استفاده نمایید.

3.      هفته ای یکبار از او بخواهید تا به اتاق خود رفته و با استفاده از وسایل شخصی اش و همچنین وسایلی که شما در اختیار او می گذارید ، مدل های مختلفی برای ظاهر خود درست کند و از او  در آن حالات عکس بگیرید. با این کار به کودک فرصت می دهید تا به ترکیب رنگها با یکدیگر فکر کند و علاوه بر تقویت حس زیبایی شناسی در او ، به رشد خلاقیت وی نیز کمک می کنید.

4.      چند کتاب در زمینه آزمایشات ساده علمی که در کتاب فروشی ها موجود است بخرید و همراه با فرزند خود به انجام آنها در منزل بپردازید. این کار به رشد مهارتهای فکری و علمی کودک کمک بسیاری می کند.

5.      با هم به دیدن افراد سالمند فامیل بروید و از آنها بخواهید تا از خاطرات کودکی خود برای فرزندتان تعریف کنند درست مانند این که کودک یک کتاب خاطرات زنده را بخواند.. این کار علاوه بر آنکه به او احترام به بزرگترها را می آموزد و روابط اجتماعی وی را گسترش می دهد، سبب خوشحالی افراد سالمند نیز می گردد.

6.      بازی مشاغل را با او انجام دهید.مانند دکتر و بیمار ، معلم و دانش آموز ، آتش نشان و فرد آسیب دیده ، مغازه دار و مشتری  و... . حتما در حین این بازی در مورد مزایا و همچنین سختی های کار گروهی که نقشش را ایفا می کنید ، با او صحبت کنید تا در کنار بازی ، آموزش لازم را نیز دریافت کند.

7.      زمانی را به بازی با خمیرهای مخصوص بازی اختصاص دهید. امروزه ثابت شده که خمیر بازی و ساخت اشکال مختلف ، نقش مهمی در افزایش خلاقیت کودکان دارد.

8.      چند کتاب آموزش کاردستی به کودکان ( مناسب سن فرزندتان) تهیه کنید و هر روز زمانی را به درست کردن یک کاردستی با او اختصاص دهید. رشد خلاقیت و افزایش مهارت کار کردن با دست از مزایای این بازی است. در انتهای تابستان می توانید نمایشگاهی از کارهای کودک خود در خانه بگذارید و از دوستان و آشنایان دعوت کنید تا از نمایشگاه کودک شما دیدن کرده و در صورت تمایل کارهای او را بخرند. سپس همراه فرزند خود به یک موسسه خیریه بروید و از فرزندتان بخواهید تا مبلغی را که جمع کرده به کودکان بی بضاعت هدیه دهد.

9.   به فرزندتان مهارتهای ضروری یک فرد در زندگی از قبیل دوخت و دوز های ساده ، کارهای نجاری و مکانیکی مناسب با سن خود و... را بیاموزید.

10.  می توانید بعضی از روزها بازی پستچی را انجام دهید. برای این بازی تعدادی کاغذ و خودکار کافی است. برای هم نامه می نویسید و پست می کنید. می توانید جعبه ای را در منزل قرار دهید تا همه اهالی منزل نامه هایی را که برای یکدیگر می نویسند در آن قرار دهند. این کار علاوه بر رشد مهارتهای نوشتاری کودک ، به او کمک می کند تا آنچه در ذهنش است را نیز بر روی کاغذ بریزد. شما نیز از این طریق ، بیشتر با آنچه که فکر فرزندتان را مشغول کرده آشنا می شوید.

11.  بازی در آب برای کودکان درگرمای تابستان بسیار لذت بخش است. او را به حمام بفرستید و اجازه دهید با استفاده از رنگ های قابل  شستشو با آب ، بر روی دیوارهای حمام نقاشی کند یا با آب و صابون کف درست کند و به حباب بازی بپردازد.

12.  همراه با او نمایشنامه ای برای عروسک ها و اسباب بازی هایش بنویسید و با یکدیگر اجرا کنید. می توانید پس از چند بار تمرین و دست یافتن به مهارت لازم در اجرا ، از دوستان و فامیل دعوت کنید تا اجرای نمایش شما را ببینند. این کار به افزایش مهارتهای نمایشی ، رشد فکری  و اعتماد به نفس کودک کمک فراوانی می کند.

13.  بیست سوالی بازی کنید. این بازی قدیمی ، دارای مزایای آموزشی فراوانی است. از کودک بخواهید تا شی ای را در اتاقی که هستید انتخاب کند و تنها با گفتن بله و نخیر در مقابل سوالاتتان ، شما را در یافتن پاسخ صحیح کمک کند.

14.   با کمک هم یک قصه بگویید. شما قصه ای را  شروع کنید. سپس  در یک جای حساس آن را قطع کرده و از کودک بخواهید تا آن را ادامه دهد . سپس او در جایی که دوست دارد ، داستان را قطع می کند و شما باید بقیه داستان را بسازید. بد نیست  که بعد از پایان یافتن داستانتان ، با کمک یکدیگر آن را در دفتر یادداشتی بنویسید تا یادگاری خوبی از این تابستان برای روزهای بزرگسالی اش باشد.

 

نویسنده: ندا نصیری...چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مرداد1390ساعت 9:8  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 امروزه، کودکان با توجه به  کم شدن رفت و آمدهای فامیلی و دوستانه ، زندگی آپارتمان نشینی  ، روند رو به رشد بازیهای رایانه ای و کاهش تعداد کودکان هم سن و سال خود ، به اندازه کودکان یک یا دو نسل پیش بازی کردن بلد نیستند و از آنجا که در دنیای امروز ، اهمیت و نقش موثر بازی در زندگی بچه ها ثابت شده است و  کودکان ،بسیاری از آموزشهای لازم  را به طور غیر  مستقیم از بازی دریافت می کنند، بر عهده والدین است که  آنها را به سمت بازی هایی که جسم و ذهنشان را درگیر می کند ، سوق دهند. در هنگام بازی با فرزند خود ، نه تنها او را سرگرم و شاد می کنید بلکه آموزشهای متناسب با سن او را نیز به وی ارائه می دهید. البته نحوه انجام بازی ، هدف گذاری مناسب با سن کودک ، انتظارات  به جا ،ایجاد محیط رقابتی سالم در هنگام بازی کردن ، از اصولی است که باید در تمام بازی ها  برای هر گروه سنی ، رعایت شود.

در این مقاله شما را با چند بازی که می توانید در طبیعت  به همراه فرزندتان انجام دهید ، آشنا می کنیم زیرا حضور کودکان در طبیعت ، علاوه بر آنکه سبب آشنایی  آنها با دنیای پیرامونشان ( به دور از چهار دیواری آپارتمان) می شود به رشد فیزیکی  و بهبود عملکرد بدنشان نیز کمک شایان توجهی می کند. البته بهتر است که این بازی ها به صورت گروهی ( چند کودک به همراه همدیگر) انجام گیرد.

 

**اصوات در طبیعت :

از کودک بخواهید بدون هیچ حرکت یا حرفی بر روی زمین دراز بکشد ، چشمان خود را ببندد و به صداهایی که می شنود گوش دهد. پس از دو الی سه دقیقه ، از او بخواهید از جای خود بلند شده   و اصواتی را که شنیده نام ببرد.  این بازی را می توانید به صورت گروهی با حضور چند کودک دیگر  نیز انجام دهید اما به عنوان مربی گروه ، سعی کنید تا زمانی که همه بچه ها صحبت نکرده اند ، هیچ واکنشی در مورد صداهایی که نام می برند ، نشان ندهید زیرا تایید زود هنگام شما سبب می شود که بچه ها به تقلید از یکدیگر پرداخته و حرفهای همدیگر را تکرار کنند. این بازی به تقویت تمرکز و حافظه شنیداری کودک کمک زیادی می کند.

** الفبا در طبیعت

به فرزند خود  تعدادی برگ ، چوب درخت ، علف ، گلبرگ و... بدهید ( می توانید پیش از شروع بازی از او بخواهید تا با گردش در فضای باز  این موارد را گرد آوری نماید ) . از او بخواهید تا با این وسایل ، حروفی را که شما می گویید ، درست کنند. بچه های بزرگتر می توانند به جای حروف ، به درست کردن کلمات فارسی و یا حتی حروف و کلمات انگلیسی بپردازند. این بازی برای کودکانی که به مدرسه می روند مناسب می باشد ، کودکان کوچکتر می توانند به با این وسایل  اشکال مختلفی چون خانه ، ماشین ، گلدان و... را رسم کنند.

 

** آموزش مفاهیم کوچک و بزرگ

یک کیسه  به کودک بدهید و از او بخواهید تا در محدوده مورد نظر شما به دنبال چیزهایی که شما نام می برید ، بگردد. به طور مثال سنگ های متوسط ، برگ های بزرگتر از کف دست ، شاخه های کوچک درخت ، گلبرگ های کوچک و... سپس یافته های خود را درون کیسه ریخته و بعد از آنکه کارش تمام شد با آنها یک کاردستی زیبا درست کند. این بازی برای گروه سنی 3 تا 8 سال مناسب می باشد.

 

** برگ های رنگارنگ :

از کودک بخواهید تا در طبیعت بگردد و برگهایی با شکل و رنگهای مختلف جمع آوری کند.این کار به افزایش سطح دقت و تقویت قوه بصری و خلاقیت او کمک زیادی می کند. پس از این کار به او کمک کنید تا آنها را در منزل خشک کرده و در یک دفتر نقاشی بچسباند.

 

** نشانه های حرکتی

محدوده ای را به عنوان مسیر مسابقه تعیین کنید و در فاصله های مختلف در این مسیر ، 3 تا 5 نشان یا علامت بگذارید.( اگر در روی زمین آسفالت بازی می کنید ، می توانید با گچ،  اشکالی مانند دایره ، ستاره ، آدم ، گل و... بکشید و در غیر این صورت نشانه هایی با اشیا مختلف از قبیل سنگ بزرگ ، سطل ، روسری و... بگذارید.)برای هر یک از علامتها یا نشانه ها ، حرکتی تعیین کنید مثلا اگر به علامت دایره رسید ، بچرخد ؛ اگر ستاره دید ، دستش را بالا و پایین ببرد ؛ اگر گل دید ، دوبار بشین پاشو انجام بدهد و... .

سپس به  او شی ای بدهید و از کودک  بخواهید آن را بر سر خود بگذارد و با شنیدن عبارت شروع ، آماده حرکت شود.  کودک  باید در طول مسیر به هر علامت یا نشانه ای که برخورد کردد ، حرکت مخصوص به آن را اجرا کند ، بی آنکه شی ای که بر سرش است ، به زمین بیفتد. این بازی در جهت تقویت تعادل و افزایش تمرکز می باشد.

 

** پا های قوی

اشیا مختلفی از قبیل ساعت ، سنگ های کوچک ، لیوان پلاستیکی ، گل سر ، کیسه ، خودکار و...  را در محوطه، به صورت پراکنده بر روی زمین قرار دهید. سبدی را نیز در وسط محوطه بگذارید. از کودک بخواهید کفش و جورابهای خود را در آورده و به سرعت شروع به برداشتن وسایل پخش شده بر روی زمین با پاهای خود کند و آنها را به درون سبد بیندازد.(در این بازی  کودک  مجاز به برداشتن اشیا با دستان خود نیست.

البته او می تواند از هر مدلی برای جابه جایی وسایل با پاهای خود استفاده کند مانند شوت کردن ، لگد زدن ، استفاده از انگشتان یا روی پا و... این بازی به افزایش تمرکز کودک ، هماهنگی اندامهای حرکتی و افزایش سرعت عمل وی کمک زیادی می نماید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 مرداد1390ساعت 13:55  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 وقتی سخن از کودک آزاری به میان می آید ، اغلب ما فکر می کنیم رفتاری که با کودک خود داریم کودک آزاری نیست . چرا که ما واقعاً قصد آزار و اذیت کودک خود را نداریم ، بلکه هدف ما تربیت اوست .

زمانی که اقدام به کتک زدن یا ناسزاگویی به کودک می کنیم که دیگر کنترل از دست ما خارج شده و رفتارهای او تحمل ما را تمام کرده است . به هر دلیلی که این عمل صورت گیرد ، چه با هدف تربیت کودک ، چه به علت از دست دادن تحمل ما و چه به عمد ؛ آثار منفی فراوانی دارد و کودک آزاری محسوب می شود . پس با اندکی تحمل و تأمل متن زیر را بخوانید و بدانید که هدف ما کمک کردن به شما و فرزندتان است .

تعریف کودک آزاری

آزار و بد رفتاری با کودک از دیدگاههای قانونی ، پزشکی و اجتماعی تعریف شده است و شامل هر گونه آزار بدنی ، جنسی و هیجانی و غفلت از کودک (زیر 18 سال) دانسته شده است . کودکی که مورد بدرفتاری واقع شده کودکی است که رفاه و سلامت روانی و جسمی او در اثر رفتارها با    بی توجهی والدین یا سایر افرادی که مسئول مراقبت از او هستند ، آسیب دیده یا در معرض تهدید قرار گرفته است .

سوء رفتار با کودک شامل هر گونه صدمه عمدی به کودک است :

آزار یا آسیب جسمی ، غفلت ورزیدن یا بی توجهی نسبت به صدمه دیدن کودک ، غفلت و بی توجهی در بر طرف ساختن نیازهای عاطفی و جسمی کافی ، نظارت ناکافی ، رها کردن او ، وضع قوانین نامناسب و غیر عادلانه در مورد کودکان .

حدود کودک آزاری از تحقیر و تهدید و کتک زدن او تا محروم ساختن کودک از غذا ، لباس ، سرپناه و محبت پدر و مادری ، آزار و بد رفتاری جسمی که ممکن است موجب صدمه دیدن و مرگ کودک شود ، گسترده است .

 

انواع کودک آزاری

الف) آزار جسمی :

آزار جسمی به هر نوع آسیب جسمی غیر اتفاقی و ناگهانی که توسط مراقب کودک ایجاد شده است ، اطلاق می شود . کودک آزاری جسمی ممکن است به شکل سوزاندن ، لگد زدن ، گاز گرفتن ، کتک زدن ، سیلی زدن ، هل دادن استفاده از اشیاء تیز ، کتک زدن با طناب و شلاق کمربند ، پرت کردن ، آویزان کردن و مشت زدن باشد .

طبق تعریف ، آسیب ایجاد شده نباید ناشی از یک اتفاق باشد. کودک آزاری جسمی ممکن است ناشی از انضباط افراطی یا تنبیه نامتناسب با سن یا وضعیت کودک باشد همچنین ممکن است والدین در اثر ناپختگی ، استرس یا مصرف الکل و سایر مواد به طور مکرر خویشتن داری خود را از دست بدهند . صدمات وارده به شکم و سر ـ که دو نقطه آسیب پذیر بدن هستند ـ تا زمانی که آسیب درونی ایجاد نکرده باشد ناشناخته می ماند . صدمات وارده به شکم ممکن است موجب بزرگ شدن شکم ، پارگی و استفراغ شود . صدماتی که به سر وارد میشود می تواند موجب تورم سر ، سرگیجه ، تاری دید ، پارگی شبکیه چشم و حتی مرگ شود . شکستگی اندام ها و آسیب به سایر قسمتهای بدن نیز ممکن است رخ دهد .

ب ـ بدرفتاری عاطفی و روانی

بدرفتاری عاطفی به سرزنش کردن ، تحقیر کردن ، تهدید کردن ، مقایسه کردن ، طرد کردن ، تبعیض قائل شدن بین کودکان و بی توجهی به سلامت  و رفاه کودک اطلاق می شود .

مثال هایی از آزار عاطفی و هیجانی

* مقایسه کودک با سایر کودکان .

* سرزنش کردن او که باعث بیماری و مریضی والدین شده است (مریضم کردی ، از دستت سر درد گرفتم ، وقتی از دستت مریض شدم و مُردم آن موقع می فهمی با من چه کار کردی)

* تحقیر کردن او که کارهایش احمقانه است و هیچ نمی فهمد (دیوانه  هستی ، مثل احمق ها رفتار می کنی ، اندازه یک ... هم نمی فهمی ، بهتر از این نمی توانی فکر کنی ، چقدر دست و پا چلفتی هستی . )

* محروم کردن او از عشق و دوست داشتن (دیگر دوست ندارم ، مادرت نمی شوم ، من یک بچه با تربیت و آرام می خواهم یک بچه که حرف بفهمد ، پسر من نیستی)

* تهدید او به جدایی (دیگر در این خانه نمی مانم ، می روم و دیگر هم بر نمی گردم) .

* ارعاب و ترساندن او (اگر به حرفم گوش نکنی بلایی به سرت می آورم که مرغان آسمان به حالت گریه کنند . )

* قهر کردن با او .

 ج. سوء استفاده جنسی

سوء استفاده جنسی به تماسها و تعاملات بین کودک و مراقب بزرگسال اطلاق می شود که در آن کودک با هدف تحریک جنسی فرد متجاوز یا شخص دیگر مورد استفاده قرار می گیرد . سوء استفاده جنسی ممکن است توسط افراد زیر 18 سال نیز رخ دهد و این زمانی است که شخص سوء استفاده کننده هم به طور قابل ملاحظه ای از قربانی بزرگتر است و هم از قدرت کنترل برخوردار است .

سوء استفاده جنسی ممکن است در درون خانواده یا توسط مراقب بزرگسال خارج از خانواده به عنوان یکی از اقوام ، دوست خانوادگی ، یا پرستار کودک صورت پذیرد . در صورتی که کودک فرد سوء استفاده کننده را بشناسد . حتی اگر از نظر جسمی آسیب شدیدی متحمل نشده باشد ، وقتی متوجه شود که مورد سوء استفاده قرار گرفته است احساس مورد خیانت واقع شدن بیشتر از خود سوء استفاده موجب ناراحتی او میشود . پسران به اندازه دختران در معرض سوء استفاده جنسی قرار دارند هر چند که از لحاظ آماری به اندازة دختران گزارش نمی شوند .

کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند نه تنها به دلیل تهدیدهای فرد سوء استفاده کننده بلکه به علت سرزنش شدن از سوی دیگران و ترس از باور نکردن حرفهایشان ، سعی می کنند ماجرا را پنهان نگه دارند .

 

د. بی توجهی و غفلت

کودکان همچنین ممکن است به خاطر غفلت و بی توجهی از نظر جسمی ، عاطفی ، تربیتی و تحصیلی مورد آسیب قرار گیرند . بنابراین بی توجهی به تغذیه کودک و بر طرف نکردن نیازهای بهداشتی و جسمی او ، عدم تأمین امنیت کودک ، عدم ابراز علاقه و عدم حمایت و تربیت او می تواند آسیبی جدی برای سلامتی کودک باشد .

غفلت و مصامحه شایعترین نوع آزار است

بی توجهی جسمی :

شامل غفلت از سلامت کودک ، رها کردن وی ، بی توجهی به سلامت جسمی کودک مثل انجام ندادن واکسیناسیون کودک ، نبردن او به نزد پزشک در هنگام بیماری و ندادن داروهای او ، تهیه نکردن لباس و پوشش مناسب در سرما و گرما و ...

بی توجهی یا غفلت عاطفی :

آزار شدید و همیشگی همسر در حضور کودک ، نشان ندادن علاقه و عشق

بی توجهی تحصیلی :

اجازه دادن به فرار همیشگی کودک از مدرسه ، شکست در فرستادن کودک به مدرسه و سایر موارد فرار کودک به علت عدم مراقبت و مواظبت از کودک از انواع بی توجهی در زمینه تحصیلی کودک است .

بی توجهی به سر و وضع ظاهری کودک

طوری که او در میان سایر کودکان احساس خفت کند .

 

 نویسنده :لادن نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 تیر1390ساعت 7:43  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

عمل دزدی یا بی اجازه برداشتن پول و وسایل دیگران ، کاری نسبتاً رایج در بین برخی کودکان است که نیازمند راهنمایی و آموزش شما برای ترک این عادت هستند . در بیشتر مواقع دزدی در بین کودکان به علت هیجان ناشی از این کار یا عدم آگاهی نسبت به بد بودن این عمل است که شما به راحتی  می توانید ـ بدون اعمال خشونت ـ این رفتار ناپسند را از وی دور نمایید . عمل دزدی در نظر ما بزرگترها کاری بد به حساب می آید و کودک بی توجه به بد بودن این عمل ، تنها خواهان وسیله ای است که در دست کودکی دیگر دیده است . البته این عمل با در نظر گرفتن سن کودک ، برداشتهای متفاوتی خواهد داشت ، به طور مثال این کار کودک دو ساله ، چندان بد به نظر نمی رسد ولی نوجوانی که دست به دزدی می زند ، مورد توبیخ و تنبیه های گاهاً سخت نیز قرار می گیرد . آموزش کودکان در این زمینه اگر از سنین زیر 5 سال به طور جدی و با پیگیری و توجه والدین دنبال شود ، به طور یقین کودک در دوران نوجوانی و جوانی تمایل چندانی به این کار در خود نمی بیند .

علل دزدی در کودکان دلایل گوناگونی دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنیم .

1. علل مادی مانند گرسنگی ، نیاز به پول برای درمان یکی از نزدیکان و یا خرید یک شی .

2. علل روانی مانند احساس تنهایی بیش از حد ، عصیان نسبت به فضای پیرامون به ویژه محیط خانواده ، رفع اضطرابهای شدید روحی و یا نیاز به هیجان .

3. علل عاطفی مانند عدم احساس امنیت کافی ، وجود حس حسادت و خشم های درونی ، انتقام از والدین و ...

4. علل فرهنگی مانند دوستان ناباب و خلافکار ، محیط نامناسب زندگی ، وسوسه های تبلیغاتی از قبیل فیلم و ...  

 اگر کودک شما دست به این کار   می زند ، در وهله اول نباید با خشونت با کودک برخورد کنید . ابتدا بر روی علل احتمالی این مساله با توجه با فضا و محیط زندگی خود بپردازد و پس از بررسی صحیح موقعیت و تجزیه و تحلیل شرایط موجود  و در صورت نیاز با کمک گرفتن از یک مشاور متبحر ، به صحبت با او و یا تنبیهات و محرومیت های مناسب این کار بپردازید امّا در حین این کار حتماً او را از عشق و علاقه خود  نیز نسبت به وی ، آگاه سازید . البته گذر کردن از این مساله بی آنکه حساسیت چندانی نیز نشان دهید ، پیشنهاد نمی شود زیرا کودک حتماً باید به نادرستی کار خود پی برده و در صورت تکرار این عمل برخوردهای جدی تر با وی گردد .

 بر اساس گروه سنی کودکان ، بچه های زیر 5 سال عموماً به دلیل علاقه آنی نسبت به یک شیء ، اقدام به برداشتن آن می کنند . والدین باید از همان اوان کودکی وی را با مفهوم اجازه گرفتن آشنا سازند .

در سنین دبستان ، اگر کودک در سن پایین تر آموزش صحیح را دریافت نکرده باشد ، به این کار مبادرت می ورزد البته تفاوتی که با کودک کم سن و سال تر از خود دارد ، این است که تا حدی با مفهوم پرداخت پول جهت کسب یک شی ء آگاه است و به ناخودآگاهی کودکان زیر 5 سال ، اقدام به این کار نمی کند .

در سنین نوجوانی ، کودک کاملاً به بد بودن این امر واقف است امّا به دلیل عدم کنترل کافی برخود و یا مشکلات و استرس های موجود در محیط زندگی و نیاز به هیجانات کاذب ، دست به این عمل می زند که در صورتی که خانواده به سرعت جلوی کار وی را نگیرند ، با عواقب بدی روبه رو شده و حتی گاهی در موارد حاد نوجوان دستگیر و تحویل پلیس داده می شود .

اگر کودک شما بی اجازه دست به وسایل دیگری زد و آنها را برداشت ، حتماً او را از بد بودن کارش آگاه سازید و تنها اقدام به گرفتن آن شیء بدون توضیحات کافی در این زمینه نکنید ، مثلاً اگر فرزندتان خوراکی ای از مغازه برداشته ، حتماً او را به مغازه برگردانید و از او بخواهید در حین پرداخت پول آن خوراکی از فروشنده نیز عذرخواهی کند یا اگر وسیله دوستش را بدون اجازه برداشته و به خانه آورد ، حتماً با او در این مورد صحبت کنید و از او بخواهید که در صورت امکان به او تلفن کرده و عذرخواهی نماید   و یا فردا آن شیء را به دوستش پس دهد .  

اگر فرزندتان اقدام به دزدی می کند سعی کنید که با پیاده سازی موارد زیر ، او را از این کار باز دارید .

* محیط زندگی فرزندتان را از دوستان و معاشران ناباب پاکسازی کنید .

* به کودک خود عزت نفس و خودباوری کافی را بیاموزید تا بدون داشتن برخی از وسایل نیز ، احساس کمبود نکند .

* محبت و علاقه خود را بی دریغ به فرزندتان نثار کنید تا هیچ گونه خلأ عاطفی سبب ساز این مساله نگردد .

* با او در مورد زشت بودن این مساله صحبت کرده و او را از عواقب این کار آگاه سازید .

در واقع شما به عنوان الگویی مناسب ، می توانید کودک را با اصول و ارزش های اخلاقی آشنا ساخته و رفتارهای پسندیده و درست را از همان دوران کودکی به وی بیاموزید .

* اگر فرزندتان چند بار این کار را انجام داد ، او را با صفات تو همیشه دزدی می کنی یا بچه بسیار بدی هستی مورد خطاب قرار ندهید . این مساله موجب تشدید این عمل و باور کودک می گردد .

* از همان کودکی ، به فرزند خود پول تو جیبی داده و او را با مفهوم پس انداز کردن نیز آشنا سازید .

* اوقات فراغت فرزند خود را به گونه ای پر سازید که انرژی وی در راههای سازنده و خلاق تخلیه گردد نه اینکه برای تامین هیجانات زندگی ، به کارهای خلاف رو بیاورد .

* اگر کودک شما دست به دزدی زده ، با تعریف این عمل در جلوی دوستان و آشنایان مختلف و همچنین تحقیر وی آبروی او را نبرید . این مساله را در محیط خانواده حل کرده و به عنوان یک راز خانوادگی ، آن را در بین خود حفظ کنید و او را نیز از افشا نشدن این مساله مطمئن بسازید .

 

نویسنده : ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1390ساعت 8:17  توسط ندا و لادن نصیری  | 

                                          

ممکن است با کودکانی روبه رو شوید که اصطلاحاً  خیلی زود به حرف می افتند . اما درست عکس این مطلب نیز صدق می کند ؛  یعنی کودکانی نیز هستند که بنا به دلایلی دیرتر از هم سالان خود شروع به صحبت می کنند . در کل عوامل زیادی را می توان نام برد که در پیشرفت نیروی سخن گویی کودک مؤثر و در تسریع یا کاهش سرعت آن دخیل هستند . این مقاله به عوامل مؤثر بر تکلم اشاره دارد :

رشد عمومی : کودکان از نظر رشد ، دارای توانایی های متفاوتی هستند . یکی رشد کندتری دارد و ممکن است دیگری رشد سریع تری داشته باشد . در واقع بهتر است بدانید میان رشد جسمی و حرکتی و رشد تکلم نسبت مستقیم وجود دارد .

بهداشت و سلامت بدن : ممکن است رعایت نکردن بهداشت و بیماری کودکان مانع رشد ارگانیسم و عدم هماهنگی های لازم بین سیستم های اعصاب و سیستم جسمی و حرکتی و اختلال در تکلم شود . بهتر است بدانید کودک خیلی پیش تر از اینکه نخستین کلمه ها را بر زبان جاری کند ، رشد کلامی را آغاز می کنند . در واقع شروع رشد کلامی با تسلط بر  مهارت های اولیه همراه است برای مثال کودک بایستی به شیر خوردن ، قدرت بلع غذا و نفس کشیدن واقف شده باشد تا بتواند زمینه را برای سخن گفتن فراهم و نفس را برای سخن گویی آزاد کند . کودکان بیمار به دلیل ارتباط کمتر با بزرگسالان ، کلمات و الفاظ کمتری را فرا می گیرند . در صورتی که کودکانی که از سلامت جسمانی کاملی برخوردار هستند سریع تر از کودکان بیمار ، از نظر گویایی رشد می کنند و دامنه لغاتشان فراتر می رود . همچنین در هر مرحله از رشد کلامی ساخت های مناسبی برای آن مرحله لازم است . به عنوان مثال برای بر زبان آوردن حروف  بی صدا کودک می بایست به سنی رسیده باشد که قدرت ادای حروف را داشته باشد . علاوه بر این کودک قبل از 28 ماهگی فاقد دندان جلویی است که از آن جهت ایجاد اصوات استفاده کند .

عوامل محیطی و خانواده : هر چند سخن گویی کودکان از حد فیزیولوژک آنها فراتر نمی رود ، ولی با این وجود نمی توان شرایط محیطی  و خانوادگی را نادیده گرفت . نوزادانی که در پرورشگاه ها بزرگ شده اند ، به دلیل اینکه با بزرگسالان کمتر ارتباط دارند و سخنانشان از سوی آنها با اهمیت تلقی نمی شود ، از نظر کلامی معمولاً در رده پایین تری نسبت به سایرین قرار دارند. همچنین محیط خانواده در آموزش سخن گویی کودک نقش بسزایی دارد . کودکی که توسط بزرگسالانی اهل مطالعه و با حوصله پرورش یافته است مسلماً از قدرت سخن گویی بهتری نسبت به کودکی که در محیطی ناسازگار و آکنده از درگیری بزرگ شده ، برخوردار است و بهتر تکلم می کند . همچنین مادر نخستین کسی است که با کودک ارتباط برقرار می کند و مشوق ادای اولین کلمات کودک خویش است . علاوه بر این وضعیت روحی و عاطفی اعضای خانواده بر رفتار و برخورد کودک تأثیر گذار است .

جنسیت : بهتر است بدانید در مقایسه ، دختران معمولاً زودتر از پسران زبان باز می کنند ، از کلمات بیشتری استفاده می کنند و جملات کامل تری ادا می کنند . اما در حدود سن 6 سالگی میزان گویایی و ذخیره لغات پسران و دختران ابتدا با هم برابر است و سپس پسران بر دختران پیشی می گیرند .

سن کودک : کودک باید به اندازه کافی رشد کند تا دستگاه سخن گویی او آمادگی لازم برای ارائه کلمات و صحبت کردن را پیدا کند به همین جهت هر چه سن کودک افزوده می شود توانایی سخن گویی و به کارگیری کلمات او افزونی یافته و دامنه لغات او گسترده تر می گردد .

ردیف تولد : معمولاً بچه اول زودتر زبان باز می کند و قدرت بیانش نیز خیلی خوب است . چون پدر و مادر ذوق و شوق بیشتری نشان می دهند ، با او بیشتر سخن می گویند و دوست دارند که زودتر سخن بگوید . اما در فرزندان بعدی ممکن است برایشان به امری عادی تبدیل شود .

هوش : میان هوش کودک و قدرت تکلم وی رابطه تنگاتنگی حاکم است کودک هر چه باهوش تر باشد به همان میزان رشد سخن گویی در وی  سریع تر و بهتر صورت می گیرد . همچنین زودتر زبان باز می کند . اگر چه دیر زبان باز کردن دلیل بر کم هوشی نیست ، همان طور که گفته شد عوامل دیگری نیز در سخن گویی دخالت دارند . ( معمولاً کودکان تیز هوش    روان تر و شیواتر صحبت می کنند)  

دو زبانی والدین : پدر و مادری که به زبان ولهجه های متفاوت سخن  می گویند گاه کودکانشان بین دو زبان مردد شده و دیرتر دست به انتخاب می زنند و شروع به صحبت می کنند . به ویژه زمانی که هر یک از والدین به زبان خود تعصب نشان می دهند و در یادگیری زبان یا لهجه خودشان توسط کودک لجاجت  ورزند .  

رسانه های گروهی : شایسته است بدانید در سال های اخیر رسانه های گروهی (رادیو و تلویزیون و ...) اطلاعات کودکان و در نتیجه دامنه لغات آنها افزایش داده اند و از این رو سبب تسریع در امر سخن گویی کودکان شده اند .         

 

نویسنده :ندانصیری...

چاپ درروزنامه همشهری                                                                                                                                                                                                                                                                                                       

+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1390ساعت 9:2  توسط ندا و لادن نصیری  | 

بسیاری از والدین می پندارند که سختگیری بیش از حد در مورد فرزندان به آنها کمک می کند تا در آینده به افرادی قانونمند ، منظم و دقیق تبدیل   شوند . سختگیری اگر هدفمند و با برنامه ریزی باشد ، تأثیرات مثبت زیادی در روند تربیتی کودک دارد امّا به شرط آنکه در هر موضوع و بر حسب شدت  و ضعف آن ، تصمیم گیری انجام شود ، بدین گونه نباشد که حتی برای خطاهای کوچک و ناچیز نیز کودک را در معرض مجازاتها و سختگیری های شدید قرار دهید . این شیوه مستبدانه تربیتی عوارض سوئی بر روح و روان کودک می گذارد و برخی از کودکان به گوشه گیری  و انزوا رو آورده و بعضی دیگر به پرخاشگری و برخوردهای عصبی.

 شما به عنوان یک بزرگتر باید قبل از وقوع حوادث رایج مسائل را پیش بینی کرده و قوانین مربوط به آن را روشن ، واضح و دوستانه به فرزند خود گوشزد نمایند . مواردی همانند صحبت با غریبه ها در خیابان ، دعوا و کتک کاری ،  دروغ گویی ، بی احترامی به بزرگترها ، نامرتبی اتاق و ... تخطی از هر کدام از موارد فوق می تواند مجازاتهایی گوناگون داشته باشند و خوب است که کودک به طور واضح نسبت به آنها آگاهی داشته باشد ، البته لزومی ندارد که صحبت های اولیه در مورد قانونهای خانه و خانواده به صورت رسمی ، خشن و سختگیرانه بیان شود . شما حتی می توانید آنها را در قالب داستانهایی تخیلی از دوستان و آشنایان و حتی دوران کودکی خود بیان کنید تا بدون ترساندن کودک ، او را با قوانین آشنا سازید .

اغلب والدین در زمان خوشی ها در کنار فرزند خود ، ساعات خوب و بی دردسری را سپری می کنند و تفاوت والدین با یکدیگر در هنگام بروز مشکلات گوناگون است . شما به عنوان فردی آگاه و مسوول در قبال فرزند خود ، نباید تمام تقصیرات ناشی از اتفاقات را به گردن او بیندازید و یا حتی مجازاتهای یکسانی را برای فرزند خردسال و نوجوان خود در نظر بگیرید . انتخاب نوع برخورد با کودک آنقدر مهم و حیاتی است که گاه بر تمام جوانب زندگی او اثر می گذارد . شما باید با توجه به سن ، توانمندی  و شرایط روحی و عاطفی او ، در مورد مجازات وی تصمیم بگیرید . در این حالت حتی توجه به زمان مجازات نیز مهم است . یک ساعت تنبیه و در اتاق ماندن برای یک کودک چهار ساله بسیار تنبیه شدیدی محسوب می شود و در حالی که برای یک نوجوان زمان زیادی به حساب نمی آید .

در موقع بروز حوادث خونسردی خود را حفظ کنید و پیش از برخورد با کودک کمی فکر کرده    و جوانب را در نظر بگیرید . شاید فرزندتان در مدرسه مورد اذیت دوستانش قرار می گیرید ، شاید جدایی پدر و مادر موجب بروز این حالات شده ،شاید کودک از مرگ عزیزی شوک زده است و هزار و یک دلیل دیگر ... بررسی رویدادهای عاطفی ، روحی و جسمی کودک می تواند به شما کمک کند تا در مقابل خطای او بهترین تصمیم را بگیرید . گذشت بی منطق بدون بیان و بررسی علل حادثه نیز در هیچ شرایطی توصیه نمی شود حتی اگر می بینید که کودک در شرایط روحی نامناسبی قرار دارد ، در حد یک جمله ، ناراحتی خود را از اتفاق مورد نظر بیان کرده و به او بگویید که بعداً در این باره حرف می زنید و سپس بحث را خاتمه بخشیده و کودک را از نظر عاطفی (به صورت در آغوش گرفتن ، نوازش کردن و ...) ارضا نمایید .  

همچنین پس از آگاه کردن کودک از اشتباهش و یا تنبیه وی دیگر سرزنش را ادامه ندهید و بحث را خاتمه بخشید . برخی از والدین گویی به دنبال فرصتی می گردند که اشتباهات گذشته کودک یا نوجوان خود را به رخ او کشیده و به او ثابت کنند که این قضیه را فراموش نکرده اند . پس از مدتی فرزند حس می کند که به هیچ عنوان حتی با انجام کارهای خوب قادر به پاک کردن آن ذهنیت بد از ذهن پدر و مادر خود نیست و بالاخره به این نتیجه می رسد که انجام کارهای خوب و بد تأثیر چندانی بر آنها ندارد و از تلاش برای بهتر شدن دست بر می دارد .

گاهی اوقات این واکنش ها و تند روی های والدین تا چندین سال ادامه  می یابد . یعنی مثلاً خطایی که کودک در دوازده سالگی مرتکب شده ، تا هفده ، هجده سالگی به رخش کشیده می شود و این مساله به تدریج فرزند را از پدر و مادر دور می کند . این کار علاوه بر کاهش اعتماد به نفس کودک ، رنجش های درونی او را نیز افزایش می دهد و گاهی حتی سبب  می شود که کودک بازیچه دست افراد ناباب گردد زیرا آنها عموماً او را تشویق و تحسین می کنند و حس خوشایندی را که او در خانه کسب   نکرده ، به وی ارزانی می دارند .

 در هیچ شرایطی مهر و عطوفت خود را از کودک دریغ نکنید . کودک باید بداند که هر کسی مجازات خطایش را باید بپردازد ولی این دلیل نمی شود که پدر و مادر او را دوست نداشته باشند . گاهی پدران و مادران فراموش می کنند که کودکان چقدر حساس هستند و حتی بیان نوع کلمات نیز موجب آزردگی روح آنها می گردد .

با محبت کردن به فرزندتان او را تشویق کنید تا در مواقع انجام کارهای نادرست هم باز به سراغ خودتان بیاید . گاهی اوقات انتقادات و تنبیه های  پی در پی و سختگیری های نا به جا سبب می شود که کودک به دروغ گویی و پنهان کاری رو بیاورد و تا آنجا که می تواند خود را از تیغ خشونت و برخوردهای کلامی و فیزیکی والدین برهاند .

 

نویسنده :ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 تیر1390ساعت 8:15  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

رشد تربیتی کودک مهمترین کار در هر جامعه ای است زیرا «کودکان آینده ما هستند» و والدین بیشترین تأثیر را در رشد آنان ایفا می نمایند . بسیاری از والدین در جستجوی یافتن راه حلی هستند که نشان دهند چطور می توان والدین خوبی بود ؟ اگر چه هر خانواده ای منحصر به فرد است و نمی توان پاسخ یکسانی یافت . به هر جهت می دانیم که رشد تربیتی کودک کار دشواری است و اغلب والدین تلاش می کنند تا در این راه بهترین باشند . والد بودن یکی از مهمترین حیطه های تحقیقی در شاخه های علوم اجتماعی است و مطالعات بسیاری در دهه های گذشته توسط محققان انجام گرفته که صدها هزار خانواده را شامل می شود حال چگونه می توان به این سؤالات پاسخ داد ؟

به کودکی موفق می گویند که :

1ـ مهربان و مؤدب باشد ، دوستانه رفتار کند و حس همدردی داشته باشد .

2ـ در قبال دیگران احساس مسئولیت می کند ، درکارها مشارکت دارد ، اخلاقی و منطقی عمل می کند .

3ـ با شادی به زندگی می نگرد ، دلسوز است و عاشق خانواده و زندگی کردن است .

4ـ با هوش ، بلند پرواز ، مصمم ، مطمئن ، صبور و پایدار است .

5ـ با هر شرایطی می تواند خود را سازگار کند ، توانایی کنترل خویش را دارد و اعتماد به نفس دارد .

6ـ به سختی کار می کند تا اهداف بلند پروازانه اش را به دست آورد .

7ـ توانایی به دست آوردن اهدافش را دارد .

اصول پیشنهادی جهت پدر و مادر خوب بودن

1ـ آگاه باشیم که پدر و مادر بودن نیاز به تلاش دارد : هر روز درباره رفتارهایتان به عنوان یک والد خوب فکر کنید . خودتان را به خاطر بیاورید که چگونه با فرزندتان رفتار کردید تا بر او اثر بگذارید ، و سعی کنید که از تجارب گذشته تان پند بگیرید و همان طور که مسئول هستید با یادگیری بهتر ، رفتارتان را بهبود ببخشید .

2ـ برای آن دسته از فعالیتهایتان که مرتبط با کودک شما است اولویت بالایی قائل شوید :

برای والدین شاغل ، کار پر زحمت و چالش برانگیزی است . به هر جهت بایستی زمانتان را مدیریت کنید ، کار کردن شما همچون راهی است که فرزندتان در ابتدای آن راه قرار دارد و گاهی این بدان معناست که علائق و نیازهای شما قربانی نیازهای فرزندتان شود ، اگر چه گاهی این گونه خود را اغنا می کنید که هدف از کار کردنم رفاه مالی فرزندم می باشد در حالی که برای کودک شما بهتر است به همان نسبت که به شرایط جسمانی او توجه دارید به شرایط روحی او نیز توجه ویژه بنمایید .

3ـ عاشق فرزندتان باشید اما نه خیلی زیاد :

چند بار در روز احساس عاطفه و گرمی را به کودکتان نشان دهید . به طور نمونه بارها او را بغل کنید و در آغوش خود بفشارید . اگر چه در فرهنگهای مختلف روشهای گوناگونی وجود دارد ، به یاد داشته باشید اگر فرزندتان کار اشتباهی انجام داد و قانونی را در خانواده نقض کرد ، باید به او روش درست را تذکر دهید و به جای انتقاد از کودک از رفتار و کارش انتقاد کنید نه خود کودک را مورد انتقاد قرار دهید .

4ـ قوانین ویژة خانوادگی وضع کنید :

در جامعه ما قوانینی وجود دارد که به فرزندتان کمک می کند تا در مدرسه ودنیای واقعی موفق عمل کند . به عنوان یک والد لازم است که قوانین خانوادگی وضع کنید تا فرزندتان  یاد بگیرد که چطور خود را مطابق آن قوانین مدیریت کند . برای این که فرزند بهتری داشته باشید بایستی سه سؤال در هر زمان برایتان روشن باشد :

ـ فرزندم کجاست ؟

ـ با چه کسی است ؟ و چه می کند ؟

5ـ بر قوانین خانوادگی وضع شده پافشاری نمایید :

لازم است قوانین وضع شده روشن و ثابت باشند . در غیر این صورت فرزندتان گیج خواهد شد و نمی تواند به طور جدی به آنها عمل کند . قوانین خانوادگی را برای فرزندتان توضیح دهید و نشان دهید که اقتدارتان بیشتر منطقی است نه آن که زور و قدرت بر آن حاکم است . طبق این روش فرزندتان کمتر دچار چالش قرار می گیرد توجه نمایید که پدر و مادر هر دو با هم فرزندشان را طبق قوانین یکسانی تربیت کند ، پس لازم است تا هر دو والد قوانین یکسانی وضع و به آن عمل کنند .

6ـ تصمیمی که می گیرید برای فرزندتان توضیح دهید :

با توجه به آنکه فرزندتان تجربه و علمی را که شما در زندگی استفاده می کنید ندارد ، نیاز است به آنچه فکر می کنید و تصمیمی را که گرفته اید ، با حوصله برای او توضیح دهید و لازم است که در همة مراحل مختلف رشدی (درسنین مختلف) از روشی که برای او قابل فهم است استفاده کنید .

7ـ ازتنبیه کردن شدید و خشن اجتناب نمایید :

بر اساس تحقیقات به عمل آمده در تمامی اشکال تنبیه هایی که والدین استفاده می کنند ، تنبیه بدنی و جسمانی بیشترین عوارض جانبی را ایجاد   می کند . بچه هایی که تنبیه بدنی بیشتری می شوند در برخورد با کودکان دیگر از خشونت بیشتری در حل مسائلشان استفاده می کنند و علت آن تقلید از والدینشان است .

8 ـ وظیفه پدر و مادر بودنتان را با توجه به تناسب مراحل مختلف رشدی کودکتان انتخاب کنید :

یک کودک در مراحل مختلف رشدی نیازهای گوناگونی دارد . شیوه های رفتاری که والدین برای یک کودک نو پا استفاده می کنند از شیوه های برخورد با یک نوجوان باید متفاوت باشد . به عنوان یک والد لازم است که مراحل مختلف رشدی کودکان را بیاموزید و وظایفتان را با توجه به مراحل رشدی کودکتان در نظر بگیرید .

9ـ به فرزندتان احترام بگذارید :

بچه ها نسبت به دیگران همان رفتاری را خواهند داشت که والدینشان نسبت به آنان دارند . فکر کنید فرزندتان شخصی است همچون افراد دیگر که احتیاج دارد مورد احترام قرار گیرد ، همان طور که شما نیز دارید مورد احترام قرار می گیرید . با ادب با او صحبت کنید ، به عقاید او احترام بگذارید ، زمانی که او با شما صحبت می کند به دقت به حرفهایش گوش دهید و همانند یک دوست با او برخورد کنید .

10ـ مستقل بودن را به کودکتان بیاموزید :

ترغیب کودک به مستقل بودن ، اگر چه برای کودک آزادی عمل به وجود می آورد و در کنار آن محدودیتهایی نیز دارد ولی به کودکتان یاد می دهد که کنترل خویش را که یکی از کلید های موفقیت در زندگی است ، در خودش تقویت نماید همواره به این نکته توجه نمایید که استقلال ، تمرد یا سرکشی نیست پس تفاوت بین تمرد و مستقل بودن را برای فرزندتان توضیح دهید . استقلال داشتن بخشی از طبیعت انسان است که فرد می خواهد کنترل داشتن بر چیزهای دیگر را احساس کند نه این که به وسیله دیگران کنترل شود . به خاطر آورید که فرزندتان توانایی کنترل کردن را دارد . بنابراین لازم است ادامة روند آنرا یاد بگیرید .

 

 نویسنده :لادن نصیری .... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 6:10  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید :

* به طور مرتب با آنها گفتگو کنید هر روز وقتی را به این کار اختصاص دهید . حتی اگر این وقت فقط پنج دقیقه هنگام خوابیدن کودک باشد. مدت زمان صحبت کردن می تواند متغیر باشد اما جای آن باید در برنامه روزانه شما مشخص باشد .

* برای صحبت کردن قرار بگذارید . وقتی کودک با شما می خواهد صحبت کند یا به طور غیر شفاهی اشاره می کند که چیزی او را آزار می دهد ، در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده و یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید . بخصوص اگر مجبورید وقت گفتگو را به تأخیر بیاندازید وقت خاصی را مشخص کنید : « الان وقت مناسبی نیست ، ولی امشب درست بعد از جمع کردن ظرفهای شام می توانیم توی اتاقت صحبت کنیم » بعد از تعیین قرار بد قولی نکنید .

* تمام توجهتان را به او جلب کنید . به بقیه افراد خانواده بگویید که مزاحم نشوند . به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که انگار تا ابد می خواهید گوش کنید . همان قدر که برای دوستان خود که برای مشورت نزد شما آمده اند وقت می گذارید ، برای کودکان خود نیز وقت بگذارید .

* سر صحبت را باز کنید . گاهی شروع صحبت برای کودکان مشکل است . پس سر صحبت را با جملاتی نظیر «خوب چی شد» یا «بگو از چه ناراحتی» باز کنید . ولی هر چه این جملات اختصاصی تر باشند مؤثرترند . برای مثال ممکن است بگویید : «وقتی امروز از مدرسه اومدی خانه خیلی ناراحت به نظر اومدی . می خوای راجع به اون با من حرف بزنی . اگر کودک نشان داد چیزی در مدرسه اتفاق افتاده اما او حالا نمی خواهد راجع به آن صحبت کند به او القاء کنید که : آزاد است و می تواند در فرصت دیگری این کار را انجام دهد .

* به کودک اجازه صحبت کردن بدهید . وقتی صحبت را آغاز کردید از مهارت های خود استفاده کنید تا مکالمه را زنده نگه دارید . افراد بالغ معمولاً تمایل دارند راه حل هایی پیشنهاد دهند و حتی برای کودکان نطق کنند . در برابر این وسوسه ها مقاومت کنید . از پرسش ها برای افزایش اعتماد کودک و به حرف کشیدن او استفاده کنید «بعدش چی شد ؟» ، «اون چی گفت ؟» از جملاتی استفاده کنید که همدردی شما را می رساند : «شرط می بندم که خیلی ناراحتت کرد .» ، «اگر کسی با من این کار رو کرده بود ، خیلی عصبانی می شدم» یا حتی کلمات کوتاهی نظیر «چه بد !» یا «عجب !» می توان مکالمه را ادامه داد . سعی کنید حرفهای کودک را به خودش برگردانید تا شما را با بخش بیشتری از احساساتش شریک کند . این روش را چندین سال پیش «دکتر کارل راجرز» برای روانشناسانی که با افراد بالغ کار می کردند طراحی کرده است . بعدها این روش برای کودکان نیز مورد استفاده قرار گرفت .

چگونه با کودک خود صحبت کنیم ؟

آیا به نظر می آید کودکان شما درخواست هایتان را نمی شنوند ؟ اگر این طور است ، به خاطر ضعف شنوایی آنها نیست ، بلکه نشانه بی توجهی آنها به حرفهای شما است . آنها تا هنگامی که صدایتان به حدی بلند شود که احساس کنند خیلی جدی هستید به این کار ادامه می دهند . رفع این مشکل دو جزء ضروری را می طلبد : والدین باید چیزی را بگویند که هدفی از آن دارند و سپس آن مطالب را جدی بگیرند . پس کلمات خود را با دقت انتخاب کنید ، سپس آنها را با صداقت و محکم به کودکان انتقال دهید . کودک شما به زودی یاد خواهد گرفت که در اولین لحظه ای که شروع به صحبت می کنید ، به شما گوش فرا دهند . برای نیل به این منظور به نکات زیر توجه کنید :

1ـ مجبورش کنید به چشمهایتان نگاه کند .

از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می شود . اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن ، به شما نگاه می کنند . شاید این مهمترین عامل در پیروی کودک از دستورات با گوش دادن به شما باشد . نشان دهید که منظور شما از تلاقی نگاه چیست . این روش را از طریق یک بازی به کودک بیاموزید : چند متر دورتر از هم بنشینید و به چشمهای هم نگاه کنید ، هر کس زودتر به اطراف نگاه کند بازنده است . اگر کودکتان از نگاه کردن به چشمان شما می ترسد یا احساس ناراحتی نمی کند ، به او بیاموزید تا به دهان یا تمام صورت شما نگاه کند . گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید . به آرامی دستتان را روی شانه اش بگذارید و یا در صورت لزوم ، دو تا دستتان را روی شانه هایش قرار دهید   و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگاه دارید . فقط گاهی از این روش استفاده کنید و بکوشید به استفاده از آن عادت نکنید . برای کودکان بزرگتر هر چیزی بیش از یک اشاره کوچک ، با دست بر شانه اش ممکن است به جای جلب توجه ، به یک رویارویی بدون ثمر بیانجامد . وقتی کودک هنگام صحبت به شما نگاه می کند . برای این کار او را تشویق کنید و بگذارید بداند که از او راضی هستید . بعدها در صورتی که علاوه بر نگاه کردن به شما ، از دستورات نیز پیروی کرد ، او را تحسین کنید .

2ـ آرام ولی محکم صحبت کنید .

اگر معمولاً هنگامی که کاری از کودکتان می خواهید صدایتان را بلند می کنید ، کودک می آموزد تا هنگامی که صدایتان را به حداکثر نرسانده اید ، به شما بی توجهی کند . اگر متوجه شدید صدایتان لحظه به لحظه بلندترمی شود ، صبر کنید . یک نفس عمیق بکشید ، به چشمهای کودک خیره شوید ، با آهستگی و بسیار شمرده سخن بگویید : «علی ، (با یک مکث بین هر کلمه در حالی که به هم نگاه می کنید) من ... ازت ... می خوام ... لباسهات رو ... همین حالا ... جمع کنی ... و توی ... کمد ... بگذاری .

3ـ از جملات پرسشی اجتناب کنید .

وقتی به کودکتان می گویید «چطوره لباسهات رو جمع کنی ؟» اگر پاسخ دهد، «حالا نه !» متعجب نشوید . اگر بگویید : «می آیی حالا ظرف ها رو تمیز کنیم ؟» این فرصت را به او داده اید تا بگوید : «نه نمی آم» اگر در مورد چیزی که می خواهید کودکتان انجام دهد سؤالی در ذهن ندارید ، از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقاً بداند چکار باید بکند و به علاوه آن را چه موقع ، کجا و چگونه انجام دهد .

4ـ با جملات ساده صحبت کنید

از کلماتی که کودکتان آنها را نمی فهمد استفاده نکنید . ساده و روشن حرف بزنید ، پرچانگی نکنید . دستورات و توضیحات طولانی ممکن است باعث فراموش شدن بخش های اصلی صحبتتان شود . نوجوانان برای به یادآوردن سرنخ های اطلاعات شفاهی ، توانایی محدودی دارند . گفتگوهای کوتاه و ساده ، همراه با یک عکس العمل طبیعی بهتر از یک سخنرانی طولانی ، درک و به خاطر سپرده می شود . به جای ادامه گفتگو در مورد مسئولیت ، ارزش پول و اصول اخلاق ، وضعیت را برای کودک روشن کنید : «یا همین حالا از دوچرخه سواری دست می کشی ، یا یک هفته حق سوار شدن  نداری .»

5ـ احساستان را به کودک بگویید .

بدون آنکه به طور مستقیم از کودک انتقاد کنید ، به او بگویید که در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید . برای مثال : «برای اینکه خودت توالت را تمیز نمی کنی ، واقعاً ناراحتم .» یا ، «وقتی به موقع خونه نمی آی واقعاً نگران می شم .» اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به خودتان اشاره کند ، می توانید از انتقاد ، سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید ، هم چنان احساسات را به طور مؤثری بیان کنید .

 

نویسنده:لادن نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 خرداد1390ساعت 9:12  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 رشته ارتباطی بین پدر و فرزند ، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است ، به گونه ای که خلأ ارتباط درست این رابطه گاهی درتمام عمر مایه بروز مشکلات در زندگی فرزند می گردد . متأسفانه بسیاری از پدران فکر می کنند که ارتباط با فرزند امر مهمی نیست و منتظر می مانند تا کودک بزرگتر شده و سپس سعی در برقراری ارتباط با وی دارنددر حالیکه امروزه متخصصان امر کودک معتقدند که یک پدر مسؤول و علاقمند باید از همان دوران بارداری مادر ، شروع به برقراری ارتباط با فرزند نماید . از آنجا که جنین از ماه پنج بارداری قادر به شنیدن اصوات خارج از رحم است ، این دوران  را بهترین زمان برای آشنایی اولیه بین پدر و فرزند می شمارند پدران در این دوران باید هر روز زمانی را به صحبت با فرزند خود اختصاص دهد تا نوزاد از همان بدو تولد با صدای پدر ارتباط برقرار کرده باشد . همچنین پس از تولد کودک ، تا شش ماهگی زمانی است که نوزاد باید محبت فراوانی را از پدر خود دریافت کند  .

این مبحث می تواند به شیوه های گوناگونی از قبیل ماساژ اصولی نوزاد ، ارتباط چشمی با او (نگاه کردن به مدت زمان طولانی به چشمان نوزاد)و صحبت کردن با کودک عرضه گردد . بعضی از پدران حس می کنند که این کارها چون بازخوردی از سوی کودک ندارد ، چندان حائز اهمیت نمی باشد ولی مطمئن باشید که همه کودکان به خوبی از کارهای پر مهری که برایش انجام می دهید ، لذت برده و پس از مدتی می بینید که با نگاه و یا حرکات دست و پای خود ، او نیز محبتش را به شما نشان می دهد .

متأسفانه در کشور ما گاهی پدران حس می کنند که کار چندانی نمی توانند برای فرزند و همسر خود در این دوران انجام دهند و از آنجا که ساعاتی در روز را نیز سر کار هستند ، مادر و فرزند را به خانه پدربزرگ و مادر بزرگ برده و خود در منزل می مانند و تنها به دیدارهای آخر هفته اکتفا می کنند . از آنجا که برقراری ارتباط در چند ماه نخست تولد نوزاد بسیار مهم است ، والدین باید نهایت سعی خود را کنند که در این دوران در کنار یکدیگر بوده و به فرزند خود رسیدگی کنند .

پس از دوران 6 ماهگی ، پدرها می توانند بازیهای متنوعی را نیز به کارهای قبلی خود اضافه کنند و همچنین برای فرزند خود کتاب خوانده و یا حتی قصه بگویند . بازی با کودک ، علاوه بر آنکه لحظات لذت بخشی را به شما و فرزندتان هدیه می کند سبب افزایش مهارتهای حسی ، حرکتی ، خلاقانه  و ذهنی کودک نیز می گردد . خوش بختانه در سالهای اخیر ، کتابهای گوناگونی در زمینه بازی با نوزاد و راههای برقراری ارتباط درست با او به بازار عرضه شده که شما می توانید با تهیه آنها و یا انواع اسباب بازیهای مناسب این گروه سنی ، دقایق خوبی را در کنار یکدیگر سپری کنید .

از دوران یک سالگی تا دو سالگی نیز زمان بسیار مناسبی است تا پدرانی که پیشینه ارتباطی خوبی با فرزند خود برقرار کرده اند ، به مستحکم ساختن این رابطه بپردازند . تحکیم رابطه کودک با پدر در این دوران موجب ایجاد حس اعتماد و اطمینان برای تمام عمر می گردد و کودک تا آخر عمر می دانند که فردی به نام پدر در کنارش وجود دارد که می تواند به وی اطمینان کرده و هر جا که لازم است از حمایت ها و توجهات او برخوردار گردد .

در این دوره ، کودکان کم کم قادر به راه رفتن و بیان نخستین کلمات خود هستند و پدرها راحت تر می توانند با آنها ارتباط دوستانه برقرار نمایند . شما می توانید در این زمان با فرزند خود به گردش های دو نفره بروید ، حرف بزنید ، بازی کنید ، قدم بزنید و ... . البته کودکان در این سن کمی دمدمی مزاج هستند و یک لحظه محبت و عاطفه درونی خود را با تمام وجود به پدر و مادر عرضه می کنند و لحظه ای دیگر سعی می کنند که با لجبازی از آنها فاصله بگیرند . یک پدر خوب و آگاه نباید از این برخوردهای فرزند خود ناراحت شود زیرا او سعی در کسب حس استقلال دارد و نمی خواهد زندگی مستقلی را پایه گذاری کرده و برای کارهایش ، خود تصمیم بگیرد . رشد و پرورش این حس در کودک نه تنها بد و آزار دهنده نیست بلکه شما باید به او کمک کنید تا این دوران را بهتر سپری کرده و به استقلال طلبی ویژه این سن دست پیدا کند . امّا در مجموع پس از 18 ماهگی ، کودک به یک مقلّد تمام عیار از کارهای والدین خود به ویژه پدر (اگر ارتباط خوبی برقرار شده باشد) تبدیل شده و از آنجا که قادر به تشخیص صداها از یکدیگر است . صدای پدر را به عنوان یک مأمن مطمئن و آرام بخش به ذهن می سپارد (اگر پدر تا این زمان ، وقت کافی برای صحبت کردن با او صرف کرده باشد . )

پس از دو سالگی ، کودکان به ناظرانی تبدیل می شوند که هیچ چیز از چشمان تیزبینشان پنهان نمی ماند . آنها مدام به شما نگاه می کنند تا از رفتار و نحوه گفتار شما تقلید کنند . در این زمان ، همچنان زمان کافی برای بازی و صحبت با فرزند خود صرف کنید و برای بیان مطالب خود از کلمات و جملات سلیس ، روان و کوتاه استفاده کنید . یادتان باشد ، دامنه لغوی کودکان هنوز محدود است و با حرف زدنهای پی درپی و کلمات ثقیل ، تنها موجب سردرگمی او می شوید .

با افزایش سن کودک حتماً زمانهایی را برای گردش ها و یا غذاخوردن های دو نفره با یکدیگر اختصاص دهید ، با او با احترام صحبت کرده و از بکار بردن الفاظ نامناسب و یا حتی شوخیهایی که بار منفی در خود دارند بپرهیزید . برای فرزند خود یک دوست ، یک پدر و یک حامی همیشگی باشید .

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 23:39  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 

هر فرد نگرشی درمورد خود دارد و هر اندازه که سن او افزایش می یابد ، تصوراتش پیچیده تر و متحول تر می شود . عوامل متعددی در پدید آمدن   و شکل گیری  خود پنداره دخالت دارند که یکی از مهم ترین این عوامل ، نقش مهم و حیاتی والدین در ایجاد خود پنداره مثبت و یا منفی است .

در دروان پیش از دبستان والدین بیش ترین تأثیر را در روند تحول دارند . هر چه بازخورد تربیتی والدین بهتر باشد ، خود پنداره فرزندان شان مثبت تر خواهد بود . مادرانی که مسئولیت بیش تری برای مراقبت از کودکان شان از خود نشان می دهند ، در ایجاد خود پنداره مثبت در کودکان موفق ترند . والدین مستبد با سخت گیری و توقع بیش از حد از کودکان خود اجازه پاسخ گویی به آن ها را نمی دهند ، این روش تربیتی ، تحول زیادی را در خود پنداره کودک فراهم نمی کند ، این والدین می خواهند که کودک آن ها همانند بزرگ ترها مسئولیت پذیر باشند به عبارتی توقع آن ها از کودکان خود خارج از توان کودک است . وقتی والدین مستبد در برخورد با نیازهای روان شناختی کودک شکست می خورند نمی توانند استقلال و تحول خود پنداره را در کودک خویش فراهم کنند در نتیجه این کودکان همواره با خود پنداره پایین پرورش می یابند .

در مقابل والدین مقتدر و توانا با این که انتظار پاسخ گویی زیادی دارند اما به نظر می آید برای تحول هیجانی کودک فرصت قائل می شوند به کودک شان بها می دهند و معمولاً توانایی های مثبت را به آنان منعکس می کنند . والدین مقتدر قدرت خود را برای پیشرفت و راهنمایی کودکان خویش به کار می گیرند راهبرد این والدین دلیل خواهی ؛ مذاکره و اعتماد و تشویق کردن جنبه های مثبت کودک است به همین دلیل این کودکان می توانند تصمیم بگیرند ؛ مسئولیت پذیر باشند  و نسبت به خود تصور مطلوبی داشته باشند در هر صورت این سبک نوعی پذیرش کودک در فعالیت های مثبت او را از جانب بزرگ ترها مطرح   می سازد این پذیرش می تواند به صورت کلامی و غیر کلامی به کودک نشان داده شود و موجب تحکیم خود در کودک شود . عکس العمل های مثبت و منفی والدین ضمن تقویت خود پنداره می تواند نوعی سبک تعامل اجتماعی را به کودکان و نوجوانان یاد دهد . این تعامل ها به صورت هم حسی ، اعتماد و پرورش بیان می شود . اما کودک با عکس العمل ها و بازخوردهای منفی والدین دچار اختلال در تحول خود می شود . این عکس العمل بر تحول مغزی کودک تأثیر منفی می گذارد . این تأثیرات نه فقط بر سلول های مغزی عمل می کنند بلکه بر اتصال آن ها با هم نیز مؤثرند .

سن شش سالگی برای این تحول سن بحرانی به شمار می رود زیرا مسیرهای سلولی در این سن به تکامل می رسد . از طرف دیگر عدم تحول در مسیر یابی سلولی در اثر بازخورد منفی و فقر محیطی و فرهنگی می تواند به بازخورد منفی تر و فقر بیش تر بینجامد . برای مثال بیان جمله ی چند بار به تو گفتم ، یک وقفه را در ذهن به وجود می آورد و به همان میزان بحران رشد نایافتگی حاصل می شود . جملات والدین در تحول خود پنداره  مؤثرند . علائم کلامی مستقیم و غیر مستقیم بر تحول هیجانی کودک و تصور بدنی از خود تأثیر دارند . چه گفتن و چگونه گفتن هر یک بر تحول خود پنداری کودک اهمیت فراوانی دارند . تحقیقات نشان داده اند که 7 درصد تأثیرات کلامی و 93 درصد تأثیرات غیر کلامی در تحول خودپنداره مؤثرند .

وقتی یافته های پژوهش های مختلف بر اهمیت رابطه والدین و کودکان در شکل گیری خودپنداره تا این اندازه تأکید می کند ، باید نسبت به بهداشت روانی این رابطه حساسیت نشان داد . گام اصلی آن است که والدینتوانایی ها و جنبه های مثبت کودکان خود را بشناسند و آن ها را به فرزندان خود منعکس کنند . انعکاس توانایی ها و بازخورد مثبت به فرزندان موجب می شود نگاه آن ها نسبت به خود همواره مثبت باشد این روند اعتماد به نفس را در آنان افزایش می دهد و در سایه ی آن می توانند پله های موفقیت را به بهترین شکل طی کنند .

 

نویسنده: لادن نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  جمعه 13 خرداد1390ساعت 13:5  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 ناخن جویدن اختلالی است که بیشتر در سنین کودکی و اوایل نوجوانی مشاهده می شود . این اختلال معمولاً از 5 سالگی شروع شده و کم کم در 10 تا 15 سالگی به اوج خود می رسد ، ولی اکثر مبتلایان را کودکان 9 تا 11 ساله تشکیل می دهند .

این عمل یک نوع عادت است که در اثر پیامد خوشایندی که برای کودک ایجاد می شود ، ادامه پیدا می کند . از جمله پیامدهای خوشایندی که کودک برای رسیدن به آن به این عمل دست می زند ، کاهش یافتن فشارهای عصبی و تنش های روزانه است .

کودک سعی می کند به کمک این عمل با هیجانات و بحران های عاطفی درونی اش به مقابله برخیزد . در واقع این عمل ، مفری را برای رهایی از تنش و استرس می باشد . بسیاری از کودکان و نوجوانان برای ترک این عادت ، تلاش فراوانی می کنند ولی غالباً کوشش و تلاش آنها بی نتیجه می ماند .

در اغلب موارد والدین نیز به کمک کودک آمده و به راههایی از قبیل بستن ناخن ، تلخ کردن انگشتان ، تمسخر ، تهدید ، تنبیه و ... متوسل می شوند که این رفتارها نه تنها ارزش درمانی ندارد بلکه ممکن است ناراحتی را تشدید کند .

چیزی که در اینجا حائز اهمیت است که آنچه باید با آن مبارزه کرد عمل ناخن جویدن نیست بلکه علتی است که به موجب آن کودک دست به جویدن ناخن هایش می زند . به عبارتی ، درمان اساسی با شناخت علت بیماری و رفع اضطراب ، هیجان و ناراحتی کودک عملی خواهد بود لذا درمان باید ریشه ای و با درک مسایل مختلف کودک مبتلا صورت پذیرد .

عواملی که باعث ناخن جویدن در کودک می شود

فشارهای محیطی : کودکی که تحت فشارهای محیطی از قبیل : انتظارات نامعقول والدین ، انضباط شدید ، بازخواست های پی در پی و ... قرار می گیرد  از آنجایی که توان مقابله با آنها را ندارد ، دچار اضطراب شده و برای رهایی از اضطراب به ناخن جویدن پناه می برد . بنابراین در صورتی که برای بازداری او از این عمل با او برخورد شدید و نامعقولی انجام دهیم ، اضطراب او افزایش یافته و نه تنها از این عمل دست برنمی دارد بلکه ممکن است آن را نیز افزایش دهد .

تقلید : گاهی کودک جویدن ناخن را از والدین خود یاد می گیرد و چون  می بیند که آنها در مواقع ناراحتی این عمل را انجام می دهند لذا او هم به رفع ناراحتی به این عمل مبادرت می ورزد.

خجالت : کودکان کم رو و خجالتی در برخورد با افراد یا موقعیت های ناآشنا دچار اضطراب شده و برای کاهش این اضطراب دست به جویدن ناخن هایشان می زنند . در اینجا نیز برخورد شدید و نابجا و یا تمسخر ، موجب می گردد که شرمندگی و احساس خجالت کودک افزایش یافته و این دور باطل ادامه یابد .

نامنظمی ناخن ها : ناخن های نامنظم و یا ناخن هایی که لبه های تیز دارند باعث آزار کودکان شده و بنابراین کودک را وا می دارند تا با دندان آنها را منظم کند . از آنجایی که نظم دادن به ناخن ها با دندان امکان پذیر نمی باشد لبه های ناخن ناهماهنگ تر شده و کودک به طور تکراری این عمل را انجام می دهد تا به نتیجه مطلوب برسد، به گونه ای که این کار به شکل عادت در می آید.

 

روش های جلوگیری از ناخن جویدن

ـ در صورتی که عامل محیطی باعث ناخن جویدن باشد باید تا حد امکان سعی شود تا فشار روحی بر کودک وارد نشود و از سختگیری های بی مورد پرهیز گردد . کودکان نیازهایی طبیعی از جمله : بازی کردن پر سر وصدا ، پریدن ، خراب کردن وسایل و ... دارند . آنها نمی توانند برای مدت طولانی آرام و بدون حرکت یکجا بنشینند . البته این بدان معنا نیست که به کودک اجازه دهیم تا هر کاری که می خواهد انجام دهند ولی باید دانست که برقراری نظم و انضباط شدید و بیش از حد برای کودک فشار روحی ایجاد می کند .

ـ پیش از آنکه آمادگی جسمانی پیدا کند از او انتظار نداشته باشید که دفع ادرار خود را کنترل کند و پس از آن نیز با زور و تهدید از او بخواهید که این کار را انجام دهد .

ـ هرگز او را به خاطر ناخن جویدن مورد تمسخر قرار ندهید .

ـ دائماً به او تذکر ندهید و ایراد نگیرید .

ـ در درس خواندن از او توقع بیش را حد نداشته باشید .

ـ کودک را با فعالیتهای هنری مانند نقاشی ، خطاطی ، ورزش ، بازی و ... سرگرم کنید و او را در فعالیتهای مختلف شرکت دهید .

ـ ناخن های کودک را با ناخن گیر گرفته و لبه های تیز آن را با سوهان به آرامی از بین ببرید .

ـ برای ارزشیابی رفتار فرزندتان به نکات مثبت او بیش از ضعف ها و ناتوانی هایش توجه داشته باشید .

 و در نهایت اینکه سعی کنید وقت بیشتری را به او اختصاص دهید تا تنها نماند .

 

نویسنده:لادن نصیری...چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 6:44  توسط ندا و لادن نصیری  | 

 یکی از مشکلات خانواده های دارای فرزند ، انتخاب مهد کودک مناسب و آماده سازی فرزندشان برای ورود به آنجا است . اغلب کودکان در بدو ورود به مهد کودک ، مقاومت زیادی به خرج می دهند تا از والدین خود جدا نشوند و گاهی نیز در این مبارزه پیروز شده و به خانه برمی گردند و والدین غافل هستند که این مساله آرامش قبل از طوفان است و به زودی در هنگام ورود به مدرسه با مشکلات بیشتری روبه رو خواهند شد . برخی دیگر نیز شروع خوبی برای ورود به مهدکودک دارند اما پس از مدتی ، بهانه گیری و لجبازی های آنها ، نشانگر مبارزه برای رفتن به مهدکودک است. این مقابله به شما کمک می کند تا با معیارهای انتخاب یک مهد مناسب برای فرزند خود آشنا شده و راهکارهایی نیز جهت آماده سازی فرزندتان برای ورود به مهد کودک پیدا کنید .

برای انتخاب یک مهد کودک خوب ، بد نیست که به نکات زیر توجه زیادی نشان دهید .

1.      محل استراحت بچه ها ، فضای مناسب و تمیزی داشته باشد .

2.   امکانات آموزشی مهدکودک از قبیل وسایل صوتی ، تصویری ، اسباب بازی ، کتاب ها و ... برای استفاده از کودکان فراهم باشد .

3.      پوشش مربیان و پرسنل مهد کودک مناسب بوده و از رنگهای شاد استفاده کنند .

4.      توالت ها و دستشویی ها مناسب برای استفاده از کودکان بوده و نظافت هر روزه آنها انجام گردد .

5.      تعداد مربیان متناسب با تعداد کودکان باشد .

6.      برنامه های آموزشی کودکان بیش از حد انتظار و توانایی آنها نبوده و کارهای خلاقیتی نیز جزو این برنامه باشد .

7.      محل مهد کودک به خانه و یا محل کار شما دور نباشد تا کودک زمان زیادی را در ترافیک سپری نکند .

8.      گزارش ماهانه از عملکرد فرزند خود دریافت کنید .

9.      اگر قرار است فرزندتان در مهد غذا بخورد حتماً به نوع مواد غذایی و پخت آن دقت کافی مبذول دارید .

10. جلسات والدین و مدیران و مربیان مهد به طور مرتب و هدفمند برگزار گردد . سعی کنید حتی المقدور در جلسات عمومی شرکت کنید زیرا با نظرات و پیشنهادات و انتقادات مادران دیگر نیز آشنا شده و شاید مشکل آنها ، مشکل شما نیز باشد . شما به عنوان پدر و مادری منظم و با برنامه ریزی دقیق باید حداقل از 6 ماه قبل از ورود فرزندتان به مهد کودک به شناسایی مهد مناسب پرداخته و کودک خود را برای ورود به آنجا آماده کنید . کودکی که قرار است وارد مهد شود و ساعاتی را به دور از شما در آنجا سپری کند . باید حتماً توانایی تنها رفتن به دستشویی ، تنها خوابیدن ، غذاخودرن را داشته باشد و آمادگی برای این مسائل معمولاً کمی به طول می انجامد . همچنین باید از نظر روانی آمادگی جدا شدن کوتاه مدت را از شما داشته باشد و بدون اضطراب و نگرانی بتواند برای ساعاتی هر چند کوتاه به دور از شما بماند . در طی این مدت بد نیست که بر روی روابط اجتماعی فرزند خود با بچه های هم سن و سالش نیز کار کنید تا در ورود به مهد به شکل ارتباطی با آنها    برنخورد .

پس از این مراحل ، کودک را آماده ورود به مهد کودک کنید و فرصتی را برای آشنایی او با مهد کودک و مربیان و مسئولان فراهم سازید . راهکارهای زیر به شما کمک می کند تا فرزندتان آسان تر محیط مهد را بپذیرد و در آنجا احساس شادابی و آرامش کند .

1.   کودک را پیش از ثبت نام به مهد کودک برده و او را با محیط آنجا آشنا سازید . بهتر است که تمام زوایای مهد کودک از حیاط و آشپزخانه و دستشویی و اتاقها را به او نشان دهید تا خیالش از ناشناس ماندن محیط راحت باشد .

2.   داستانهایی در مورد اولین روز مهد کودک خود و همسرتان برایش تعریف کنید تا بفهمد که این اتفاق تنها برای او رخ نداده است .

3.   همراه با او به انجام خریدهای مربوط به مهد کودک بپردازید ، در این امر ذوق و شوق زیادی نشان دهید زیرا با این کار او را نیز تشویق به رفتن به مهد کودک می کنید .

4.   برای بردن کودک به مهد کودک فشار نیاورید. فشار آوردن به او برای سریع حاضر شدن و خوردن صبحانه سبب انزجار او از مهد کودک می شود ، زیرا حس می کند که این امکان باعث از بین رفتن آرامش وی شده است .

5.   بهتر است که کودک در روزهای اول حتماً یک شی یا اسباب بازی مورد علاقه خود را همراه خود به مهد ببرد تا در نبود شما سبب دلگرمی اش شود .

6.   بهتر است در روزهای نخست ( حداقل یکی دو ماه اول ) زمان حضور کودک در مهد کوتاه باشد تا خیلی از فضای خانه دور نباشد .

7.   اگر می خواهید فرزندتان را سرویسی کنید بهتر است این کار را پس از مدتی انجام دهید تا کودک آمادگی روحی جهت این کار را پیدا  کند .

8.   در لباس پوشیدن فرزندتان دقت کنید . لباسهای ساده و راحت بدون زیور آلات دست و پاگیر به کودک کمک می کند که راحت تر به بازی بپردازد و دوست پیدا کند .

9.      در خانه از مربی مهد او تعریف کنید تا در طول روز با حس بهترو اعتماد بیشتر نسبت به مربی ، به سراغش برود .

10.در پرداخت به موقع شهریه دقیق باشید زیرا ممکن است تاخیر بیش از حد آن ، بر رفتار مسوولان با فرزندتان اثر بگذارد .

11. لباس اضافی برای فرزند خود در مهد بگذارید تا در صورت بروز مشکل ، لباس خود را عوض کند و احساس ناراحتی و دلتنگی  و اضطراب نکند .

12. کودک خود را شبها به موقع بخوابانید تا در طول روز در مهد کودک فعال و شاداب باشد .

13. هرشب کیف کودک خود را چک کنید تا اگر نامه یا برگه ای از طرف مهد آمده بود ، بخوانید .

14. اگر خواستید پیغامی را بر مربی یا مدیر مهد برسانید و امکان حضور در مهد را نداشتید ، حتماً پیغام خود را به صورت کتبی به کودک بدهید تا برای آنها ببرد زیرا امکان فراموشی و نگفتن پیام های شفاهی توسط کودک زیاد است .

15. اگر کودک مشکلاتی در خانه دارد حتماً به اطلاع مربی و یا مسوولان مهد برسانید تا با کمک آنها ، این مشکلات زودتر برطرف شود و همچنین کودک درک کند که محیط خانه و مهد با هم در ارتباط است  و او نمی تواند هر کاری را که دوست دارد انجام دهد .

 

نویسنده:ندا نصیری...چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 22:6  توسط ندا و لادن نصیری  | 

                                           

 برای خود پاداشهایی در نظر بگیرید

برای اینکه خود را تشویق به درس خواندن نمایید ، می توانید پاداش های کوچکی تعیین کنید . برای مثال می توانید بعد از اینکه فصلی از کتاب را تمام کردید ، یک بستنی خورده و یا موزیک مورد علاقه تان را گوش دهید .

در فاصله های زمانی کوتاه اما پیوسته درس بخوانید

ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند بهتر است به جای یک ساعت پشت سر هم درس خواندن ، آن زمان را به دو نیم ساعت تقسیم کرده و در بین این دو زمان نیم ساعته ، حدود 10 دقیقه استراحت کنید و دوباره شروع به درس خواندن نمایید . حتی می توانید همان گونه که در بالا گفته شد در هر نیم ساعت برای خود پاداشی در نظر بگیرید . زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را می دهد .

محیط مناسبی را برای درس خواندن در نظر بگیرید

محیط مناسب برای درس خواندن بسیار ضروری است . محیطی که شلوغ باشد و جای مناسبی برای نشستن در آن نداشته باشید ، علاوه بر اینکه تمرکز شما را بر هم می زند ، باعث می شود تا زود خسته شوید . علاوه بر این ، دمای اتاقی که در آن درس می خوانید نیز بسیار مهم می باشد . بهتر است دمای اتاق که در آن درس می خوانید بیشتر از 25 درجه نباشد چرا که احتمال اینکه خواب آلوده شوید و نتوانید درس بخوانید زیاد است .

مدیریت زمان داشته باشید

اگر قرار باشد که وقت کمی به درس های مشکل اختصاص دهید ، دچار اضطراب می شوید و تمرکز خود را از دست می دهید .

از طرفی دیگر اگر وقت زیادی به درسی آسان اختصاص دهید ، زمان خود را بیهوده تلف کرده اید . بنابراین سعی کنید که از تمام اوقات روز خود به بهترین شکل استفاده نمایید . توانایی های خود را بشناسید و نسبت به توانایی هایتان در هر درس یک برنامه ریزی صحیح داشته باشید .

ویژگیهای جسمی و روحی خود را شناسایی کنید

اینکه عده ای سعی می کنند تا به شما بفهمانند که فقط صبح اول وقت درس بخوانید کاملاً اشتباه است .

هر شخصی با توجه به ویژگی های جسمی و روحی اش در ساعات معینی از روز بازدهی بیشتری دارد . بنابراین هر زمانی که راحت بودید و احساس کردید که یادگیری تان بیشتر است درس بخوانید .

البته توجه داشته باشید که مطالعه در سه فرجه زمانی ذیل به دلایلی که ذکر شده است ، توصیه می گردد .

اول صبح ها : به خاطر آمادگی ذهنی بیشتر .

آخر شب ها : به خاطر آن که پس از مطالعه مستقیماً به خواب می روید و مطالب مورد مطالعه کاملاً جذب مغزتان می شود .

دو ساعت قبل از غروب آفتاب : به دلیل کاهش اشعه کیهانی و افزایش تمرکز انسان .

بنابراین زیاد درس خواندن مهم نیست ، بلکه چگونه درس خواندن است که اهمیت دارد .

 

نویسنده :لادن نصیری  ... چاپ در روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1390ساعت 6:49  توسط ندا و لادن نصیری  |