نوزادتان را دست کم نگیرید !

 بسیاری از والدین ، کودکان را موجوداتی ضعیف می دانند و باور چندانی به توانایی ها و استعداد های آنان ندارند. این مساله در مورد نوزادان ، بیشتر صادق است و فکر می کنند که نوزادان زیر یک سال هیچ درکی از محیط اطراف ندارند و هیچ آموزش خاصی را نیز از محیط دریافت نمی کنند در حالی که امروزه متخصصان کودک معتقدند : نوزادان تا 14 ماهگی سه حس مهم نسبت به این دنیا را در درون خود پرورش می دهند که تا آخر عمر همراهشان خواهد بود.امنیت ، اعتماد  و آرامش. نوزاد در می یابد که آیا این دنیا مکان امنی برای زندگی است یا خیر ، آیا می تواند به دنیا و مردمانش اعتماد کند یا نه و اینکه از زندگی خود احساس رضایت و آرامش دارد یا خیر.

بسیاری از بزرگسالانی که در سنین چهل یا پنجاه سالگی ، با احساس عدم رضایت از زندگی ، روزگار می گذرانند ،  به هیچ کس و هیچ چیز اعتماد نمی کنند  ویا مدام در حال نا آرامی و ایجاد استرس در خود و دیگران هستند ، در چهارده ماه اول زندگی ، آنچه را که به بهتر زندگی کردنشان ،  کمک می کرده است را دریافت نکرده اند. یکی از ساده ترین علل این مشکل ، بی توجهی به گریه های نوزاد  و برآورده نکردن سریع نیازهای او در یک سال نخست زندگی است . همچنین بروز احساسات منفی  و یا تحقیر کلامی نسبت به نوزاد ، سبب تخریب این  سه حس مهم می شود.

در یک سال نخست زندگی ، نوزاد تمام تلاش خود را برای یادگیری انجام می دهد و هر چه شما بیشتر به او وروحیاتش توجه کنید ، به بهتر شدن دنیای آتی وی کمک خواهید کرد. نوزادان بسیار باهوش هستند و از بدو تولد شروع به جمع آوری اطلاعات و یافتن الگوهای جدید می کنند. مغز نوزاد در هنگام  تولد دارای میلیون ها سلول عصبی به نام نورون است .هر نورون توانایی تشکیل 150 سیناپس ( رشته های عصبی)  را دارد .  مغز نوزادی که در معرض تحریک حواس پنجگانه خود بوده و مدام با او  بازی شده و یا حرف زده می شود ،  بیشتر از دیگران سیناپس تشکیل می دهد و در نتیجه ظرفیت یادگیری او افزایش یافته و در آینده توانایی یادگیری بیشتری را خواهد داشت. دوران شکوفایی ذهنی یک انسان از بدو تولد تا دو سالگی است  و کار کردن صحیح و اصولی با نوزادان ، به رشد ذهنی و بهبود  عملکرد های حرکتی  و کلامی او کمک بیشتری می کند.

 به طور مثال ، در ساعات اولیه پس از تولد، نوزاد می تواند چهره مادرش را تشخیص بدهد و ظرف چند هفته او توانایی تقلید حالات چهره مادر خود را داردیعنی نه تنها  حالات او را می بیند و تشخیص می دهد بلکه برای مشابه سازی آن نیز تلاش می کند.  امروزه پژوهشگران  دریافته‌اند که نوزادان قادر به  درک احساسات  از طریق چهره افراد هستند.نوزادان می‌توانند حس خشم ، مهربانی ، ناراحتی ، خوشحالی و... را در چهره اطرافیانشان تشخیص دهند و در قبال این حالات از خود واکنش های مشابه نشان دهند یعنی ناراحت یا خوشحال شوند . گاهی نیز با بیقراری کردن ، حس خود را به فرد مقابل نشان می دهند.

در واقع آنها پیش از حرف زدن، قادر هستند برای برقراری ارتباط با  دیگران  از سیگنال‌های غیرگفتاری استفاده کنند. به گفته پژوهشگران، نوزادان از همان نواحی مشابه مغزی در افراد بالغ به هنگام خیره شدن به یکدیگر، برای این کار استفاده می‌کنند .

 نوزادان گیرنده های بسیار خوبی دارند و در حقیقت تماشاگران باهوشی هستند که از همان روزهای  نخست، با تماشای محیط اطرافشان قوانین زبان، منطق، جغرافیا، روان شناسی، ریاضی، فیزیک و ...را می آموزند.صحبت کردن با نوزاد و توضیح کارهای روزمره به او کمک می کند تا مهارت های زبانی بهتری داشته باشد.حرف زدن و جواب دادن یک مهارت مهم در زندگی کودک  به شمار می رود  وهر چه زودتر آن را یاد بگیرد، در آینده موفق تر  می شود  و هوش هیجانی بالاتری را کسب می کند.

اگر در طول ۶ ماه اول زندگی، نوزاد تنها به جمع آوری و دسته بندی اطلاعات می پرداخته است، در ۶ ماهه بعدی قابلیت بررسی  و  نمایش عکس العمل ها را پیدا می کند.  دیگر کودک  مقلد کامل نیست بلکه با انجام کارهای مختلف سعی می کند تا واکنش ها و احساسات اطرافیان راببیند . او عاشق توجه و دریافت محبت است  و در همین سن ، اضطراب جدایی از والدین بخصوص مادر به سراغ او می آید زیرا درک بهتری از احساسات و نمایش آنها دارد. او الگوهای زبانی را می شناسد و صدا ها و حالات حرف زدن ( خشم  ، بی مهری ، توجه ، ناراحتی  و... در کلام) را می فهمد. همچنین از سن ۹ ماهگی به بعد ، سیناپس های مغز به سمت فراگیری و دریافت اطلاعات از زبان به کار می افتد و نوزادان شروع به ادای کلمات می کنند.  در حقیقت هر چه ارتباط زبانی والدین و کودک بیشتر باشد، توان ذهنی نوزاد افزایش می یابد.

 هر چه کودک بزرگ تر می شود، محاسبه گر بهتری می شود. نوزادان الگو برداران ماهری هستند  و چه بهتر که  حداقل در دو سال نخست زندگی ، الگوهای خوبی را در کنار خود داشته باشند و از آنها تقلید نمایند. افرادی خوش برخورد ، صبور ، منظم و... .این دوران بسیار سرنوشت ساز است. زیرا کودک علاوه بر  کسب مهارت های ارتباطی  به مهارتهای بهتر  جسمی و حرکتی  نیز  از قبیل خزیدن ، نشستن ، ایستادن و حتی راه رفتن دست می یابند.

 پس نوزادتان را دست کم نگیرید و با استفاده از آموزش های غیر مستقیم در حد توانایی های او، به رشد ذهنی و پرورش درونی او کمک کنید تا آینده ای بهتر در انتظار شما و فرزندتان باشد.

 

نویسنده : ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

 

چگونه با واقعیت مادر بودن خود کنار بیایم ؟

بسیاری از زنان ، چه آنها که مایل به بچه دار شدن بوده اند و چه آنها که بارداری ناخواسته دارند، هنگامی که از رشد جنین در بطن خود مطمئن می شوند ، دچار سردرگمی می گردند و با انواع و اقسام حس های متضاد دست و پنجه نرم می کنند . حس شادی ، ترس از مسئولیت ، نگرانی بابت سلامت کودک ، سر در گم شدن برای  تغییراتی که در پیش رو دارند و... . این حس های مختلف در کنار تغییرات هورمونی شدید ،  روزگار چندان خوبی را حداقل برای روزهای نخست بارداری مادر نمی سازد در حالی که همه از او توقع شاد بودن تمام و کمال را دارند . همین امر موجب می شود که او با فراز و نشیب های گوناگونی در روزهای نخست بارداری روبه رو گردد  و مدام ذهن خود را با سوالاتی از قبیل :" آیا واقعا دلم  می خواهد که مادر شوم ؟ آیا برایم زود نبود ؟ نکند نتوانم زندگی فرزندم را آنگونه که دلم می خواهد بسازم و... " درگیر سازد. روان شناسان معتقدند ، حس مادری یک زن ، تا زمانی که حرکت فرزند خود در شکم را حس نکند ، پرورش نمی یابد و حس  عمیق یک پدر نیز تا زمانی که فرزندش را نبیند ، رشد نمی کند.

این طرز فکر در تمام مادرانی که کودکی را درون خود حمل می کنند ، طبیعی است. مادر با بزرگترین تغییر جسمی و روحی زندگی خود رو به رو است و نمی داند که آیا توان رویارویی با این پدیده را دارد یا نه ؟ تک تک این نگرانیها طبیعی است اما  وظیفه همسر و اطرافیان نزدیک است که با تمام فراز و نشیب های خلق و خویی مادر بسازند و او را درک کنند تا این روزها را به خوبی پشت سر بگذراند.

افسردگی پس از زایمان پدیده ای است که در اغلب مادران به دلیل اختلالات و تغییرات شدید هورمونی به وجود می آید . اگر مادر آگاهی کافی نسبت به حل این مساله داشته باشد و اطرافیان نیز شرایط او را در روزهای پس از زایمان در نظر گیرند و کمک های لازم و ضروری را به او کنند ، در بیشتر مواقع در مدت زمان 2 تا 4 هفته ، مشکل افسردگی زایمان بر طرف گشته و مادر به شرایط عادی بر می گردد ولی متاسفانه در بسیاری از موارد ، به دلیل نا آگاهی مادر و  نزدیکان  او ، این افسردگی  تا یک سال یا بیشتر به طول می انجامد  و گاهی نیز مادر  نیاز به مراجعه به مشاور و روان پزشک  پیدا می کند. این مساله علاوه بر آنکه بر زندگی مادر اثرات مخربی می گذارد ، دوران طلایی سال نخست تولد کودک را که نقش مهمی در تمام عمر او خواهد داشت را نیز دچار بحران می سازد.

 نگرانی از سلامت جنین در طول نه ماه بارداری نخستین چیزی است که ذهن اکثر مادران را به خود مشغول می سازد و گاهی تا چند ماه پس از تولد نوزاد  نیز با آن درگیر هستند که با بردن  کودک نزد انواع و اقسام دکتر ها ، خیالشان راحت می شود. یکی از نکات مهم در آرام سازی مادر به ویژه در روزهای نخستی که از بارداری خود مطمئن می شود ، دریافت اطلاعات صحیح و علمی  جهت گذراندن این دوران است. برای کسب این دانش از  منابع موثقی نظیر پزشک متخصص زنان و زایمان و یا پرستاران و ماما ها استفاده نمایید . گوش دادن به قصه های بی پایانی که نزدیکان برای شما می گویند و اغلب مملو از نکات منفی و یا غیر موثق علمی است ، سبب سردرگمی شما می گردد. برای انجام هر کاری با پزشک خود  مشورت کنید.  از انجام آزمایشاتی که به شما می دهند نترسید  زیرا آنها یکی از بهترین راههای  کسب اطلاع از وضعیت سلامت شما و جنین است.

به دقت مراقب تغذیه خود باشید تا بارداری خوبی را بگذرانید و انرژی لازم جهت به دنیا آوردن فرزندتان را نیز داشته باشید. در صورت امکان در کلاسهای آمادگی بارداری که امروزه در بیشتر شهرهای ایران وجود دارد ، شرکت کنید. این کلاسها ، شما را با مراحل زایمان و آنچه باید بدانید و انجام دهید ، آشنا می سازد . همچنین حضور فردی مطلع و در دسترس علاوه بر پزشک متخصصتان ، موجب آرامش خیالتان می گردد.انجام ورزشهای مخصوص بارداری و حفظ فعالیتهای کاری_ زیر نظر پزشک_ ، به مادر کمک می کند  تا  دوران بارداری بهتری را طی کند و همچنین زایمان خوبی داشته باشد. باردار شدن به معنای قطع رابطه با زندگی  و دنیای پیرامونتان نیست . پزشکان معتقدند که جز در موارد خاص ، نیازی نیست که مادر از فعالیتهای روزمره خود دست کشد و یا تغییر چندانی در نحوه زندگی خود دهد.

در خرید وسایل فرزندتان حساسیت بیش از حد به خرج ندهید  و به خاطر حرف دیگران ، به خود و کودک درونتان سخت نگیرید. حتما برای خرید با مادرانی که فرزند یک یا دو ساله دارند مشورت کنید تا  کاربردی ترین خرید را انجام دهید. بهترین زمان خرید سیسمونی ، بین ماه پنجم تا هفتم می باشد که  نه استرس و بد حالی روزهای نخست را دارید و نه سنگینی و نگرانیهای روزهای نزدیک شدن به زایمان.

یک مادر باردار مطلع،  خیلی زود می تواند بر دل نگرانی های روزهای نخست رو به رو شدن با این واقعیت ، غلبه کند و ایام زیبایی را در کنار همسر خود طی کرده و منتظر به دنیا آمدن فرزند خود باشد. شادابی تان را با  وجود تمام تغییرات  جسمی خاص خود حفظ کنید و از تک تک لحظات این روزهای منحصر به فرد  لذت ببرید .

نویسنده : ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

چگونه وقت شناسی را به فرزند خود بیاموزیم ؟

همه انسانها ـ چه آنها که وقت شناسند و چه آنها که همواره بر هر کار و قراری تأخیر دارند ـ دوست دارند که به عنوان فردی وقت شناس شناخته شوند . اهمیت این موضوع با توجه به گسترش روابط اجتماعی بیش از پیش شده به گونه ای که یکی از عوامل موفقیت انسانها ، وقت شناسی آنها محسوب می شود . همه ما در زندگی روزمره با افرادی برخورد کرده ایم که به علت عدم توجه به وقت و زمان ، موجب خشم و دلخوری ما را فراهم می کنند و گاهی این عصبانیت ها منجر به برخوردهای ناگوار اجتماعی نیز می گردد . جالب اینجاست که گاهی فردی از عدم توجه ما به زمان دلخور می شود که خود مظهر بی توجهی به وقت است ولی با همه این احوال ، وقت شناسی موجب آزار او نیز می گردد . اگر فردی از نظر اجتماعی و کاری در شرایط ایده آلی باشد ولی در مورد وقت شناسی سهل انگار. همین امر به ظاهر کوچک موجب خدشه دار شدن حیثیت کاری و اجتماعی وی نیز می گردد . نیم نگاهی به زندگی افراد موفق ایرانی و خارجی به ما نشان می دهد که وقت شناسی یکی از نکات موثر و تاثیر گذار در زندگی آنها بوده و هست به گونه ای که حساسیت و توجه ویژه ای به آن نشان می دهند .

بسیاری از والدین با بزرگ شدن فرزند خود و نیاز بیشتر به برنامه ریزی برای کارها ، از عدم وقت شناسی او گله می کنند و گاهی بر سر این موضوع با هم به جرو بحث نیز می پردازند . این مساله اگر از کودکی به فرزند آموزش داده نشود ، با ورود به دنیای نوجوانی ، مشکلات عدیده ای را ما بین والدین و نوجوان پدید می آورد که البته در این دوره کمی برای آموزش به نوجوان دیر است .

اگر شما دوست دارید که فرزندی وقت شناس داشته باشید ، به نکات کاربردی ذیل توجه فرمایید :

1.والدین وقت شناسی باشید : اگر شما در هنگام حضور به سرکار و یا قرارهای کاری و خانوادگی ، نسبت به وقت بی توجه هستید ، به طور غیر مستقیم به آموزش این امر به فرزند خود پرداخته اید و به قول معروف : «رطب خورده منع رطب نتوان کُند» و کودک شما با وجود الگویی تمام عیار در طول زندگی ، محال است که به حرف ها و نصایح شما در مورد اهمیت وقت توجه نشان دهد .

2.وقت شناسی در انجام امور شخص را به او بیاموزید : حضور به موقع در مدرسه و یا کلاسهای فوق برنامه ، توجه به ساعت خواب و یا مطالعه و ... از مواردیست که هر روز کودک با آنها درگیر است . شما به عنوان والدین او باید در مورد برنامه ریزی دقیق این کارها دقت کرده و به او کمک کنید تا با انجام به موقع کارهای خود ، به وظایف روزانه خود برسد . بعضی از کودکان همیشه دیر به مدرسه می روند و شبها هر ساعتی که دوست دارند می خوابند و یا گاهی به علت بازیگوشی بیش از حد ، انجام تکالیفشان به نصفه شب می کشد . آموزش وقت شناسی باید از همین امور به ظاهر ساده آغاز شود .

3.گاهی برنامه ریزی زمانی کارهای کوچک خانواده را به او بسپارید : بد نیست که بعضی اوقات برنامه های زمانی کوچک خانواده از قبیل رفتن به پیک نیک ، سفرهای یک روزه ، برنامه ریزی برای رفتن به سینما ، پارک و ... را به او بسپارید تا او به اعضای خانواده اعلام زمان را انجام دهد . این مساله باعث می شود که کودک با توجه به آب و هوا ، زمان تاریکی ، شروع برنامه ها ، زمان شام و ناهار و ... به برنامه ریزی بپردازد و در نتیجه ناچار به زمان بندی از ساعاتی قبل برای این برنامه تفریحی کوچک خانوادگی می گردد . این کار به او کمک می کند که به تدریج با مشکلات و برنامه های پیش بینی نشده آشنا شود و با بزرگتر شدن ، آمادگی برنامه ریزی جهت انجام کارهای مهم تر را نیز پیدا کند .

4.در مورد بدقولی و عدم توجه به وقت ، با او صحبت کنید : در مورد این امور سبب می شود که او با ناپسندی این موضوع از جنبه عامه مردم نیز بیشتر آشنا شود ، زیرا بسیاری از کودکان متوجه نیستند که وقت نشناسی آنها می تواند منجر به چه مشکلاتی گردد . اهمیت این مساله را با ذکر مثالهایی از زندگی اطرافیان و یا حوادثی که برای خودتان رخ داده ، بیان کنید تا ارزش وقت شناسی برایش بیشتر آشکار شود .

5. در مورد عدم وقت شناسی او بی توجه نباشید : البته این مساله به این صورت نباشد که با تنبیه بدنی و یا کلامی تند همراه گردد . شما می توانید به آرامی در مورد اینکه بی توجهی او به وقت موجب ناراحتی شما شده ، صحبت کنید و در صورت تکرار این مشکل ( پس از چند بار) او را از انجام برخی از کارهای مورد علاقه اش برای مدتی کوتاه محروم سازید . او باید بفهمد که بی توجهی به زمان ، گاهی سبب می شود که فرصت های بسیار خوبی را از دست بدهد و در نتیجه تاوانهای زیادی را برای آن در زندگی بپردازد . این سختگیری های کوچک شما سبب می شود که او با اهمیت این موضوع بیشتر آشنا شده و به تدریج به مبحثی جدایی ناپذیر از زندگی وی تبدیل می گردد .

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

چند نکته مهم در انتخاب مدرسه مناسب برای فرزند خود

 

امروزه بسیاری از خانواده ها با معضل انتخاب مدرسه مناسب با توانمندی و استعدادهای فرزند خود رو به رو هستند و تبلیغات رنگارنگ و جور وا جور نیز در این سر درگمی نقش اساسی دارد. در چند سال اخیر بسیاری از مدارس ، در کنار تدریس کتابهای اصلی هر مقطع ، کلاسهای متفرقه و فوق برنامه ای از قبیل هنرهای تجسمی ، هنرهای نمایشی ، شطرنج، موسیقی ، روباتیک  و... را نیز با اهداف گوناگونی چون رشد خلاقیت ، بهبود عملکرد گروهی ، مدیریت زمان و... برگزار می کنند که متاسفانه در برخی از مدارس ، آنقدر تعدد این کلاسها زیاد است که کودک فرصت دستیابی به اهداف اصلی این کلاسها را ندارد.

این روز ها بحث اصلی بیشتر مادران و پدران ، پیدا کردن مدرسه مناسب برای فرزندشان است که با مراجعه به ادارات آموزش پرورش و یا مشورت با معلمان و سایر والدین ، سعی دارند که مدرسه ای خوب ، کاربردی و مناسب برای فرزند خود بیابند. یادتان باشد که مدرسه خوب مدرسه ای است که علاوه بر آنکه موجب ارتقای تحصیلی  کودک شما می شود ، به رشد روحی و رفتارهای فردی و اجتماعی او نیز کمک می کند. هر فردی باید اصول زندگی گروهی و موفقیت در کارهای گروهی را بیاموزد و پس از خانواده ، مدرسه  تنها جایی است که کودک  اصول زندگی گروهی را می آموزد و کودکانی که در مدارس خوب و زیر نظر معلمان زبده ، تحت تعلیم و تربیت قرار می گیرند ،  در بزرگسالی  به افرادی اجتماعی و موفق در جامعه تبدیل می گردند.

با توجه به شخصیت فرزند خود ، مدرسه انتخاب کنید. هر کودکی ، شخصیتی متفاوت از دیگری دارد. گاهی ممکن است یک کودک در کلاسهای کم جمعیت رشد بهتری داشته باشد و کودکی دیگر ، در کلاسی پر جمعیت. یک کودک ممکن است برای تخلیه انرژی خود در ساعات استراحت و درک بهتر دروس در ساعات بعد از زنگ تفریح ، نیاز به فعالیتهای حرکتی داشته باشد و در نتیجه محوطه مدرسه نقش  مهمی در بازده کاری این کودک خواهد داشت. بنابراین با توجه به شناختی که از فرزند خود دارید ، مدرسه او را انتخاب کنید. گاهی یک مدرسه برای یک کودک عالی و کاربردی است و برای کودک دگر ، نه.

 برای انتخاب یک مدرسه خوب برای فرزندتان ، نکات زیر را مطالعه فرمایید:

1. در مرحله نخست ، شما باید لیستی از آنچه برایتان مهم است را بنویسید . این لیست می تواند شامل موارد گوناگونی از قبیل ، نزدیکی راه ، داشتن سرویس ، دادن ناهار ، ساعت کاری مدرسه ، کلاسهای فوق برنامه ،  مساحت مدرسه  و... باشد . نوشتن این نکات به شما کمک می کند که سریع تر به هدف خود که همانا انتخاب مدرسه مناسب می باشد ، برسید.

2. لیستی از مدارس تهیه کنید . برای این کار می توانید به اداره آموزش و پرورش منطقه خود رفته و آدرس و شماره تلفن مدارس آن منطقه را بگیرید. سپس با رفتن و یا تماس با مدارس ، چک لیست اولیه خود را بررسی کنید . می بینید که با این کار ، تعداد زیادی از مدارس از مرحله اول کنترل شما حذف می شوند و به همین دلیل بررسی سایر مدارس راحت تر خواهد بود. البته مدارسی که از لیست شما حذف می شوند را نیز اولویت بندی کنید تا در صورتی که از بین مدارس باقی مانده ، مدرسه مناسبی یافت نشد ، بر اساس اولویت های موجود به سراغ مدارس دیگر بروید.

3. اگر مدرسه ای از  مرحله 1 و 2 گذر کرد  و در بین انتخاب های نهایی شما قرار گرفت ، در ساعات کاری به آنجا بروید و سعی کنید با دانش آموزان و اولیایی که حضور دارند در مورد مدرسه صحبت کنید. البته پیش از این کار حتما لیستی از سوالاتی که برایتان مهم است ، تهیه کنید و از آنها و همچنین اولیای مدرسه بپرسید.امروزه بسیاری از مدارس از طریق امتحان ورودی و مصاحبه ، دانش آموزان خود را انتخاب می کنند. بد نیست که در زمانی که فرزندتان سر جلسه امتحان است ، با پدران و مادران سایر بچه ها صحبت کنید و علت انتخاب این مدرسه از جانب آنها را جویا شوید.

4. شهریه بالای یک مدرسه نشان دهنده کیفیت آن نیست. در بسیاری از مدارسی که شهریه معقولی دریافت می کنند ، می بینید که  کار آیی و بازدهی به مراتب بالاتری نسبت به مدارس گران قیمت دارند. گاهی نیز مدارس با پر کردن  برنامه کاری خود  از طریق کلاسهای اسم در کن ولی غیر کاربردی ، سعی در دریافت شهریه های بالاتر از  حد تعیین شده توسط آموزش و پرورش دارند که درایت شما والدین عزیز می تواند به کاهش این سو ء استفاده ها کمک زیادی نماید.

متاسفانه در بعضی از مدارس دیده شده که  با شروع سال تحصیلی و یا گذشتن یک یا دو ماه  ،قول هایی  که برای انجام برخی از کارها و برنامه ها داده بودند را فراموش کرده و یا با بیان علل غیر قابل توجیه ، از اجرای آنها سرباز می زنند. همانقدر که انتخاب مدرسه مهم است ، پیگیری بعدی  شما برای اجرای کارها و برنامه ها توسط اولیای مدرسه نیز مهم بوده و به پرورش بهتر فرزند شما کمک می کند.

 

نویسنده :ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

چه چیزهایی را هرگز نباید جلوی فرزندتان بگویید ؟

 

از آن جا که کودکان در تمام لحظات زندگی در حال مشاهد و یادگیری از محیط اطرافشان هستند ، در این مقاله به خانواده ها توصیه شده است برخی چیزها را  هیچ گاه درمقابل فرزندان خود مطرح نکنند .

کودکان در حال مشاهده و جذب همه جنبه های مثبت و منفی شما هستند . آن ها در تمام لحظات زندگی در حال یادگیری و آموزش اند و تدریجاً افکار ، آرزوها ، نگرش ها و رفتارهای مختلف را در خود دورنی می سازند و شکل می دهند . در این جا به برخی حرف ها که نباید پیش روی بچه ها زد اشاره می کنیم :

1ـ «چقدر رفتار آن زننده بود»

هنگامی که شما حرف بد در مورد دیگران می زنید ، به نوعی به فرزند خود پیام  می دهید که این مسأله قابل قبول است . حتی به این شکل شما کلمات بد مختلف را به کودکتان یاد می دهید تا در مورد دوستش یا دیگران به کار برد .

انتقاد نسبت به دیگران را تا حد امکان در خود نگهدارید یا اگر به هر دلیلی  می خواهید درباره آن بحث کنید روی رفتارهای افراد تکیه کنید و نه روی کلیت فرد . مثلاً می توانید بگویید «خوب نبود که او پشت سر پری این جوری حرف   می زد» نه این که «چه آدم بدی !» .

2ـ «مشخص کردن افراد بر حسب قوم و مذهب»

شما باید از کاربرد هر اصطلاح نژادی ، قومی ، مذهبی یا مانند آن پرهیز کنید . به خصوص بهتر است برای مشخص کردن افراد یا تمیز کسی از دیگری از اصطلاحات مبتنی بر پیشداوری های تبعیض آمیز استفاده نکنید . معمولاً کودکان به چنین تمایزهایی توجه نمی کنند . برای شما خیلی آسانتر است که بگویید «همون دختری رو می گم که یک بلوز راه راه پوشیده بود؟» یا «منظورت آن پسری است که قدش بلنده؟» نه این که «منظورت اون دختر سیاهه است؟» یا «راجع به آن پسر شمالی حرف می زنی ؟»

3ـ «بهش بگو من خونه نیستم»

گاهی مایل به حرف زدن تلفنی با کسی نیستیم . گاهی ممکن است هر یک از ما در شرایط خلقی باشیم که نخواهیم با فرد دیگری حرف بزنیم . اما شما با گفتن این دروغ در مقابل کودکتان که در خانه نیستید به او نشان می دهید که اشکالی ندارد گاهی دروغ بگوید . همین دروغ های به ظاهر کوچک و بی اهمیت موارد بعدی    و آینده دروغ را در کودکان پایه ریزی می کند . کودکان در سنین پایین تر  نمی توانند بین یک دورغ اصطلاحاً مصلحت آمیز و یک دروغ واقعی تمایز قائل شوند . بنابراین هر دو را در یک سطح قرار داده و هر دو را انجام می دهند .

4ـ «ای خدا ، چقدر چاقم . باید رژیم بگیرم»

بچه ها بخصوص دخترها به طور مداوم در جامعه ، در میان همسالان و یا در برخورد با تبلیغات مختلف تحت فشارند که به ظاهر خود خیلی توجه کنند  و خوب جلوه کنند . شما بهتر است در این میان نقش مخرب نداشته باشید  و فرزندتان را در شرایطی قرار ندهید که یک عمر با مشکل تصویر ذهنی منفی درباره بدن خود زندگی کند .

هر چه می خواهید می توانید درباره برنامه سالم خوردن و ورزش حرف بزنید اما خود را از کلمه «رژیم» و ابراز نگرانی کردن درباره چاقی ، دور نگه دارید . همیشه بر ارزش سلامت بودن تأکید کنید و نه لاغر بودن .

5ـ «نمی دونم چرا من باید از تو بچه داشته باشم»

طبیعی است که شما حق دارید با همسرتان به هر دلیلی بحث و مجادله کنید اما بدانید که این بحث و مجادله در پیش روی کودکان درد روانی زیادی برای آنها ایجاد می کند .

به کار بردن کلمات و عبارات یا جملات مختلف که به نوعی حکایت از تحقیر دیگری یا پشیمانی و اقرار به اشتباهات خود یا طرف مقابل شماست فرزندتان را گیج و نگران می کند وبه احساسات او آسیب می رساند . آن ها وقتی ببینند یا در واقع کشف کنند افرادی که آن ها این قدر دوستشان دارند موجودات ضعیفی هستند که اشتباهات بزرگی مانند داشتن فرزند می کنند به شدت نگران می شوند .

اگر عدم توافق هایی بین شما و همسرتان هست ـ که امری طبیعی است ـ فضای بحث را آرام نگه دارید ، تن صدای خود را طبیعی حفظ کنید و به بحث مشخص روبرویتان بپردازید و از گفتن مسائل حاشیه ای و ذکر گذشته ها پرهیز کنید . صحبت از ناکامی ها و دردها و مشکلات روح کودک را فرسوده ساخته و ذهن او را سرشار از نگرانی وعدم اعتماد می کند . به کودکان فرصت دهید در فضای سالم و شاد برزگ شوند و به شما به عنوان والدین اعتماد کنند و احترام گذارند . 

نویسنده : لادن نصیری... چاپ در روزنامه همشهری