چگونه کودکان را برای انجام کارهای گروهی تربیت کنیم ؟

 دردنیای امروزه ، علارغم پیشرفت علم و دانش  برای زندگی  کردن بدون نیاز به دیگران ، همچنان وابستگی افراد به یکدیگر برای بهتر زندگی کردن ملموس است. البته ناگفته نماند که تخصصی شدن کارها ، شرایط را به گونه ای  فراهم کرده که هر فردی قدرت و دانش انجام بخشی از یک پروژه بزرگ را دارد که به تنهایی قادر به اتمام آن نیست. مردمان کشور ژاپن ،  بهترین مثال برای دستیابی به موفقیت های بزرگ از طریق کار گروهی هستند که در مشکل اخیر کشورشان نیز این موفقیت کاملا نمودار بود. در نقطه مقابل، آمار منتشره مردمان کشور ما در این زمینه ، خلاف این واقعیت را نشان می دهد. موفقیت های فردی در راس و موفقیت های گروهی ، اندک.

برای آنکه  در انجام کارهای گروهی موفق باشیم ، باید دست به دست یکدیگر بدهیم و  تمام فکر و اندیشه مان در پی موفقیت های شخصی نباشد. آموزش این مقوله و نهادینه کردن آن در ذهن ، باید از کودکی آغاز شود. بنابراین وظیفه والدین و  معلمان این است که با شیوه های صحیح و کاربردی ، کودکان را برای انجام کارهای گروهی آماده کنند. تحقیقات نشان داده ، کودکانی که روابط اجتماعی بهتری دارند ، در انجام کارهای گروهی نیز موفق تر هستند و در راستای این قضیه ، هوش اجتماعی بالاتری را نیز خواهند داشت.

 آنچه یک پدر و مادر باید  بداند :

** کودکانتان را اجتماعی بار بیاورید :  سعی کنید از همان دوران کودکی ، فرزندتان را فردی اجتماعی تربیت کنید. متاسفانه بسیاری از کودکان ما خجالتی و مردم گریز هستند و همین مساله بزرگترین لطمه را به انجام کارهای گروهی آنها می زند. با حضور مستمر در اجتماع های کودکانه از قبیل پارک ، محوطه های بازی ، کلاسهای گروهی و... به او کمک کنید تا با هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کند و حد و حدود دوستی با آنها را به تنهایی تعیین کند. البته مراقبت دورادور شما ، کمک بزرگی به پیشرفت صحیح این رابطه می کند.

**از دخالت های نا بجا در روابط کودکان خودداری کنید: برخی از پدر و مادرها فکر می کنند که باید حمایت های همه جانبه خود از کودک را در هر فضا و مکانی به نمایش بگذارند اما این کار تنها مانع رشد  اجتماعی کودک می شود  و در نتیجه کودک شخصیتی مستقل نخواهد یافت.به طور کلی  افراد وابسته و ترسو ، افرادی مفید برای کارهای گروهی نیستند زیرا چشمشان به دیگران است تا کارهای آنها را تقلید کنند و از ارائه فعالیتهای خلاقانه گریزانند. به فرزندتان اجازه دهید که مشکلات کوچک خود در گروه را به تنهایی حل کند و از آسیب های کوچکی که جامعه به او وارد می کند نترسید زیرا در غیر این صورت ، در بزرگسالی تاب و تحمل آسیب های بزرگ در جایی که دیگر شما نمی توانید حضور فعالی داشته باشید ، را  نخواهد داشت .

 

ادامه دارد...

 نویسنده : ندا نصیری ... چاپ در روزنامه همشهری

کارگاه بازی ، نشاط ، نرمش

 کارگاه بازی ، نشاط ، نرمش 

 گروه سنی شرکت کننده :  6 تا 12 ماه

 روز  و ساعت کارگاه : چهارشنبه ساعت ۱۳.۵ الی ۱۴.۵

تاریخ شروع  دوره : ۲۸ دی ۱۳۹۰

مدرسان : ندا نصیری - لادن نصیری

مادران عزیزی که تمایل به شرکت در این کارگاه به همراه فرزند خود دارند ،جهت کسب اطلاعات بیشتر با مسوول هماهنگی در ساعات کار دفتر  سلامت مادران تماس حاصل فرمایند.

تلفنهای تماس  : 22578985 -   22577675 

 ** کارگاه ترم دوم  بازی نشاط نرمش از ۱۲ بهمن ماه آغاز می شود. کسانی که  کارگاه ترم  یک را گذرانده اند  جهت رزرو و شرکت در کلاس با شماره های فوق تماس حاصل کنند.

راهکارهای مقابله با ترس های کودکانه

یکی از رایج ترین مشکلات والدین با فرزندانشان ، مواجه با مسائل ترسناک واقعی و یا ساخته ذهن کودکان است. از انواع ترس ها می توان به ترس از تاریکی ، تنهایی ، موجودات فضایی ، غریبه ها ، حیوانات و... اشاره کرد. نحوه صحیح برخورد والدین با ترس های کودکان ، تاثیر بسزایی در کاهش وحذف تدریجی آنها در زندگی ایشان دارد. شما می توانید باآگاهی از نوع ترس فرزندتان و ریشه یابی علل آن به او کمک کنید تا به ترس های خود غلبه نماید.

 وجود ترس در زندگی به ویژه در دوران خردسالی ، گاهی منجر به ایجاد مشکلات ریشه ای در زندگی آتی فرد می شود که این معضلات می تواند سبب بروز مشکلات خانوادگی ، اجتماعی ، کاری و... در فرد بزرگسال شود. در بخش ذیل به برخی از راهکارهای مفید و کاربردی جهت مقابله با ترس های کودکان اشاره می کنیم:

1. با فرزند خود همدلی کنید : انکار ترس ها و یا مسخره کردن کودک به خاطر ترسیدن ، سبب می شود که او از بیان آنها خجالت بکشد ، در حالی که مشکل اصلی بدون راه حل باقی می ماند . برای او توضیح دهید که هر فردی ممکن است در زندگی ، از چیزی بترسد  و در این زمینه از خاطرات کودکی خود و اطرافیانی که او می شناسد تعریف کنید به طور مثال اگر کودکی ا تاریکی می ترسد ، سعی کنید بدون مسخره کردن و یا مجبور کردن او برای ماندن در تاریکی ، با همدلی ها ی به موقع ، به رفع این مشکل بپردازید.

2. سعی کنید با تعریف داستانهای خنده دار از مواردی که موجب ترس کودک می شود ( بدون مسخره کردن) ، او را آرام کنید. به طور مثال می توانید از خاطرات بامزه حضور خودتان در تاریکی و اشتباهاتی که انجام داده اید و یا ترسی که از حیوانات داشته اید ، با او حرف بزنید.وقتی کودک به چیزی بخندد ، نا خودآگاه از ابهت آن موضوع کاسته می شود و با تکرار این قضیه به ویژه در مواقع عادی که کودک نترسیده ، عادت می کند که بدون واهمه از آن موقعیت ، عبور کند.

3. شی ای خیالی  یا کار خاصی را برای محافظت از او اختصاص دهید. به طور مثال می توانید از او بخواهید تا هنگامی که می ترسد انگشتان هر دو دستش را درهم فرو کرده و بر روی قلبش بگذارد. برای تاثیر گذاری بیشتر در این زمینه ، می توانید داستانی تخیلی را نیز برای او تعریف کنید و از اثرات جادویی آن برایش بگویید. اجرای این کار و یا توجه به شی ای خاص سبب می شود که کودک تا حدی حواسش از آن ترس دور شده  و به کاری که انجام می دهد معطوف شود همچنین برای مقابله با ترس از تنهایی می توانید شی ای کوچک مانند یک گردن بند ، دستبند ، عروسک و... را به  او داده و با بیان اثرات جادویی آن شی در محافظت از کودک به او کمک کنید تا کم کم با ترس خود کنار بیاید.

4. برای غلبه بر ترس ، از گامهای کوچک استفاده نمایید. هیچ انسانی در هر سنی نمی تواند به طور کامل و یک دفعه بر ترس های خود غلبه کند. کودک شما نیز از این امر مستثنی نیست. به همین دلیل بسیار خوب است که برای کمک به این امر از راهکارهای کوچک که به تدریج به کاهش ترس ها کمک می کند ، استفاده نمایید. مثلا اگر فرزندتان از حیوانات می ترسد ، یک دفعه او را در مقابل یک حیوان قرار ندهید تا بر ترسش غلبه کند ، به جای این کار می توانید از فیلم های مستند ، کارتون های حیوانات ، رفتن به باغ وحش و... استفاده کرده و به تدریج انس با حیوانات را در او ایجاد کنید.

5. تا حد امکان از قرار دادن فرزندتان در موقعیت های ترسناک خودداری کنید. دیدن فیلم های ترسناک بدون هیچ محدودیتی و یا حضور در هر مکانی و یا خواندن کتابهای ترسناک ، می تواند در تشدید ترس های فرزندتان اثر گذار باشد . شاید بهتر باشد در این زمینه ها  به والدی سخت گیر تبدیل شویم وبا وضع قوانینی محدود کننده و سفت و سخت ، مانع پدید آمودن ترس های ریشه ای و ماندگار در او شویم. گاهی خواندن یک کتاب و یا دیدن فیلمی ترسناک ، جرقه ای برای خیال پردازیهای گسترده و ترسناک در کودک می شود و به مرور نیز تشدید می گردد. ممانعت و کنترل شما در این زمینه مانع بروز   ترس در کودکتان شده و به او کمک می کند تا دوران خردسالی بدون نرسی را تجربه کند.

6. کودکانی که قدرت تخیل زیادی دارند ، گاهی در ذهن خود ، فضاهای ترسناکی پید آورده و همین مساله ، به مرور به دنیای واقعی آنها نیز منتقل می شود. شما نمی توانید مانع تخیلات فرزندتان شوید ولی عدم توجه و آگاهی شما به تخیلات ذهنی فرزندتان ، سبب می شود که پس از مدتی با کودکی ترسو و مضطرب رو به رو گردید برای رفع این مشکل ، زمانی را به شنیدن حرفها و ذهنیات او اختصاص دهید تا با آنچه از ذهن او می گذرد بیشتر آشنا شده و در صورت نیاز ، پیش از بروز مشکلات عدیده روحی و ذهنی در کودکتان ، راهکاری برای مقابله با آنها بیابید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

مدیریت طلاق برای زندگی بهتر فرزندتان

آنچه طلاق بر سر کودکان ما می آورد ، بسیار گسترده و تاسف بار است  اما در نگاه کلی به دو بازتاب کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می گردد. بازتاب کوتاه مدت در اکثر کودکان یکسان است. اضطراب ، نگرانی ، ترس ، خشم و... اما بازتاب بلند مدت آنها  به رفتارهای والدین با کودک پس از جدایی  و برنامه ریزی صحیح و اصولی برای زندگی آتی کودک  بستگی دارد. در حقیقت  ، درست است که طلاق پدیده ای با آسیب اجتماعی زیاد برای افراد به خصوص کودکان است اما اگر توسط اطرافیان به ویژه والدین کنترل و مدیریت شود ، می توان این آسیب را به حداقل رساند.  در ادامه مقاله، شما را با چند معضل مهم  در زندگی کودکان  طلاق و راه حل های آن آشنا می کنیم.

1.        نخستین گامی که والدین در هنگام طلاق باید بردارند این است که تا حد امکان از جر و بحث و توهین به یکدیگر در مقابل کودک خودداری کنند.  خدشه دار کردن شخصیت اجتماعی هر یک از والدین ، اثرات جبران ناپذیر روحی در زندگی کودک می گذارد زیرا حتی اگر کودکی یکی از والدین خود را تا پایان عمر نیز نبیند ، باز هم نام آن فرد در زندگی او نقش مهمی را ایفا می کند و چقدر بد خواهد بود که بدنامی این شخص که  معمولا نتیجه برخوردهای خصمانه  یکی از والدین و اطرافیان با فرد مذکور است ،بر روی کودک باقی بماند. پس به یکدیگر احترام بگذارید و هرگز به فرزندتان نیز اجازه ندهید تا در مقابل شما به پدر یا مادر خود بی احترامی کند.

2.      از محبت بی رویه به فرزند خود خودداری کنید. بسیاری از والدین فکر می کنند که فرزندشان  به دلیل کمبود عاطفی باید بیش از کودکان دیگر محبت ببیند . این طور نیست. شما ابتدا باید با زبان ساده و به طور مختصر ، کودک را با دلایل جدایی خود آشنا سازید  و سپس یک زندگی معمولی را در کنار او ادامه دهید.  نه محبت خود را انکار کنید و نه بدون حساب و کتاب،  کودک را در معرض امکانات بیش از حد سن او قرار دهید. معمولا والدی که فرزند خود را کمتر می بیند  ، برای جبران   عدم حضور خود ، سعی می کند تا با خرید هدایای گران قیمت ، این مساله را تحت پوشش خود قرار دهد.

3.      تامین امنیت و آرامش کودک یکی دیگر از موارد مهم بعد از جدایی والدین است. گاهی حس عدم امنیت تا بزرگسالی در فرد باقی می ماند و هنگام انجام هر کار مهمی ، این هراس به شکل های گوناگون خود را به رخ می کشد. امروزه ثابت شده که  امنیت و آرامش دو رکن مهم زندگی هر فرد است که نقش مهمی را در لحظه لحظه زندگی یک انسان ایفا می کند. کودکان طلاق بیش از سایر کودکان نیاز به تامین این حس دارند و وظیفه پدر و مادر است که به کودک برای عبور از این مرحله کمک های متعدد را نمایند.

4.      به فرزند خود در انتخاب دوستانش کمک کنید. با اینکه اصولا کودکان به ویژه نوجوانان از دخالت والدین خود در زمینه انتخاب دوستان  خوششان نمی آید ولی شما نهایت سعی خود را کنید که با کمک گرفتن از دوستان و آشنایان و همچنین زدن مثالهای گوناگون از افرادی که از دوست خوب بهره های فراوان برده و از طرف دوست بد زیان های وافر دریافت کرده اند ،به او کمک کنید تا در انتخاب دوستان خویش هشیار باشد. کودکان طلاق به دلیل  مشکلات والدین خود ، بیش از دیگر کودکان به دوستان خود پناه می برند و حرف ها و عملکردهای آنها را الگوی خود قرار می دهند.

5.      به کودکتان اجازه ندهید که از عنوان بچه طلاق بودن برای باج گیری استفاده کند. کودکان خیلی زود راههای باج گیری از والدین را یاد می گیرند و  بسیار پیش می آید که فرزندان طلاق از  جدایی پدر و مادر برای  کسب امتیازهای دلخواه خود سود می جویند. وظیفه هر پدر و مادر هوشیاری است که از دادن اینگونه باج ها به فرزند خود خودداری کند و با این کار خود ، مانع دستیابی وی به موفقیت های شخصی نشوند. باج گیری کودکان طلاق می تواند به صورت مالی ، عاطفی ،انضباطی ، اخلاقی و... باشد و کوتاه آمدن در مقابل هر یک از این موارد ، تبعات جبران ناپذیری را برای زندگی آتی فرزندتان به دنبال خواهد داشت.

6.          نظم را جزئی از زندگی فرزندتان کنید. غالبا به دلیل مشکلات  مالی و روحی ، والدینی که در گیر مشکلات بعد از جدایی هستند، رسیدگی شان به خانه و خانواده کمتر از پیش خواهد بود و کودکان که نیز منتظر فرصت هستند از این سردرگمی والدین  خود سود جسته و به زندگی بی نظم و انضباط روی می آورند. زندگی فاقد نظم برای این دسته از کودکان سم است. البته  دقت داشته باشید که در ایجاد نظم منزل و فرزند خود ، بیش از حد، وسواس به خرج ندهید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری