همه پدرها و مادرها دوست دارند که فرزندشان قدرت تشخیص خوب و بد را داشته باشد و کمی نیز در قبال حوادثی که در کمینش نشسته احساس مسوؤلیت و دل نگرانی کند امّا در بیشتر کودکان این امر به راحتی محقق نمی شود و این مساله آرزویی دور و دراز برای والدین مبدّل می گردد . اگر شما خواهان پرورش حس دور اندیشی و تدبیر در فرزندتان هستید باید از دوران خردسالی با آموزش های مستقیم ، به او کمک کنید تا این شخصیت در او شکل گیرد . در گام نخست به او کمک کنید تا فرآیند زندگی مستقل ، با توجه به سن و توان خود را تجربه کند . البته برای ایجاد حس استقلال در کودک نباید او را به حال خود رها کنید تا مسیر خود را با آزمون و خطاهای مختلف پیدا کند ، بلکه بهترین کار این است که هوشمندانه در کنار او باشید و راهکارها و شیوه های حرکتی درست را به او بیاموزید ولی در طول حرکت در مسیر او را به حال خود رها کرده و تنها از دور نظاره گر عملکرد وی باشید .
کودکی که در زیر نظر پدر و مادر می آموزد که به تنهایی از مغازه خرید کند و پول جنس خریداری شده را حساب کند ، در صف سینما ایستاده و به تعداد افراد خانواده ، بلیط بگیرد ، برای رفتن به موزه ، به آنجا زنگ زده و ساعت کار آن را بپرسد ، وقت دندان پزشکی را خودش بگیرد ، برای دانستن تکالیف مدرسه به خانه دوستش زنگ بزند و یا تلفنی غذا سفارش داده تا به درب منزل بیاورند ، به تدریج اعتماد به نفسش بالا رفته و توانایی تصمیم گیری های مستقلانه و دور اندیشانه را نیز پیدا می کند .
به موازات پرورش حس استقلال طلبی در کودک ، به او نشان دهید که همواره به عنوان یک حامی ، دوست و همراه کنار او هستید و در هر کجا که نیاز به کمک داشت ، به او یاری خواهید رساند . با اینکه بسیاری از والدین سعی می کنند که فرزند خود را به طور مستقل بار بیاورند ولی به دلیل روحیه مستبدانه و منتقدانه خود ، با کوچکترین حرکت اشتباه کودک او را مورد انواع سرزنش ها قرار داده و یا آن اشتباه را تا مدتها به رخ او می کشند . این نوع برخورد مانع رشد مستقلانه کودک و در نتیجه افزایش حس دوراندیشی و درایت او می گردد . والدین باید آمادگی پذیرش اشتباهات و خطاهای فرزند خود را داشته باشند و بدانند که این اشتباهات کوچک درس های بزرگی به فرزند آنها می دهد و مانع بروز اشتباهات و خطاهای بسیار بزرگ و جبران ناپذیر در بزرگسالی می گردد .
اعمال و رفتارهای فرزند خود را بیش از اندازه در زیر ذره بین قرار ندهید به طوری که آنها از انجام هر کار جدیدی فراری باشند و ترجیح بدهند که شما تصمیم گیرنده اعمال آنها بوده و خود نیز پاسخگوی اشتباهات احتمالی باشید . این کودکان کم کم یاد می گیرند که برای هر کار کوچکی نیز از والدین خود اجازه بگیرند زیرا از توبیخ و سرزنش های آنها می ترسند .
یکی از وظایف اصلی والدین آگاه این است که به کودک خود یاد دهند تا برای حل مشکلات کوچک ، از عقل و درایت خود استفاده کند و از قضاوتهای دیگران و یا مسیرهای اشتباهی که ممکن است برود ، نترسد . اگر شما در موارد کاربردی احساس مسوؤلیت بیشتر را به او بیاموزید ، کمک شایانی به کودک کرده اید ، زیرا کم کم او می آموزد که بی نیاز به حضور دائم پدر و مادر در قبال حوادث و مشکلات جامعه از خود دفاع کند و تصمیم های درست بگیرد . هنگامی که کودکی به این نقطه از تشخیص می رسد ، می توانید با خیالی راحت تر او را در بطن جامعه به حرکت وا دارید زیرا دیگر دلهره چندانی از گول خوردنهای او و یا کم آوردن در قبال مشکلات ندارید . این دسته از کودکان در بزرگسالی نیز بسیار توانمندتر و با تدبیرتر از سایر همسالان خود حرکت کرده و به موقعیت های بیشتری در کار و زندگی دست می یابند .
کنترل مداوم و پی در پی بچه ها و به جای آنها فکر کردن ، روشی غیر اصولی و نادرست است که باید در اسرع وقت آن را ترک کنید . این گونه مداخله ها ، تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها به جای کودک ، او را به فردی مطیع تبدیل می کند بی آنکه توان مقابله با حوادث غیر قابل پیش بینی را داشته باشد . کودکی که تمام برنامه های زندگی شخصی و اجتماعی اش توسط پدر و مادر تنظیم می شود . در آینده نیز شخصیتی وابسته و غیر قابل انعطاف دارد و قادر به پذیرش تغییرات مختلف که در زندگی پیش می آید ، نیست . همچنین از ریسک کردن و تلاش برای ساختن چیزهای جدید می ترسد و به تدریج استقلال عملی و فکری خود را از دست داده و با بالا رفتن سن ، تمایل چندانی نیز به تغییر رویه زندگی خود ندارند . به کودک یاد دهید که باید برخی از مسوؤلیت های زندگی خود را به عهده بگیردو آنها را به سرانجام برساند و در هر شرایطی از مسیر درستی که در آن حرکت می کند ، عقب نشینی نکند .
تربیت یک کودک مستقل باید از همان دوران خردسالی آغاز شود و شما به عنوان والدین او می توانید این کار را از اوایل دو سالگی آغاز کنید . در انتخاب اسباب بازی ، لباس ، خوراکی و ... او را آزاد بگذارید و به او اجازه انتخاب دهید . البته یادتان باشد که بچه ها در معرض انتخابهای زیاد قرار ندهید زیرا با توجه به سن و توانمندیهای خود ، گیج شده و انتخاب برایشان مشکل می شود و حتی گاهی برخوردهای عصبی از خود نشان می دهند .
بهترین کار این است که به آنها دو حق انتخاب بدهید ، یعنی در عین حال که برای او شخصیت مستقلی فرض می کنید ولی خود را نیز از درگیریهای بعدی انتخابات گسترده نیز مصون می دارید. در هنگام لباس پوشیدن ، دو لباس به او نشان داده و بگویید یا این را بپوش یا آن را و این کار را در مورد خوراکی عصرانه ، انتخاب اسباب بازی و یا کتاب نیز انجام دهید . با بزرگتر شدن کودک ، فضاهای تصمیم گیری او را گسترده تر کنید تا به مرور به مرحله ای از تشخیص برسد که خود ، خوب و بد را درک کرده و بهترین تصمیم گیری و برنامه ریزی را برای خود و زندگی نماید .
نویسنده:ندا نصیری..چاپ در روزنامه همشهری