کودک آزاری چیست ؟

 وقتی سخن از کودک آزاری به میان می آید ، اغلب ما فکر می کنیم رفتاری که با کودک خود داریم کودک آزاری نیست . چرا که ما واقعاً قصد آزار و اذیت کودک خود را نداریم ، بلکه هدف ما تربیت اوست .

زمانی که اقدام به کتک زدن یا ناسزاگویی به کودک می کنیم که دیگر کنترل از دست ما خارج شده و رفتارهای او تحمل ما را تمام کرده است . به هر دلیلی که این عمل صورت گیرد ، چه با هدف تربیت کودک ، چه به علت از دست دادن تحمل ما و چه به عمد ؛ آثار منفی فراوانی دارد و کودک آزاری محسوب می شود . پس با اندکی تحمل و تأمل متن زیر را بخوانید و بدانید که هدف ما کمک کردن به شما و فرزندتان است .

تعریف کودک آزاری

آزار و بد رفتاری با کودک از دیدگاههای قانونی ، پزشکی و اجتماعی تعریف شده است و شامل هر گونه آزار بدنی ، جنسی و هیجانی و غفلت از کودک (زیر 18 سال) دانسته شده است . کودکی که مورد بدرفتاری واقع شده کودکی است که رفاه و سلامت روانی و جسمی او در اثر رفتارها با    بی توجهی والدین یا سایر افرادی که مسئول مراقبت از او هستند ، آسیب دیده یا در معرض تهدید قرار گرفته است .

سوء رفتار با کودک شامل هر گونه صدمه عمدی به کودک است :

آزار یا آسیب جسمی ، غفلت ورزیدن یا بی توجهی نسبت به صدمه دیدن کودک ، غفلت و بی توجهی در بر طرف ساختن نیازهای عاطفی و جسمی کافی ، نظارت ناکافی ، رها کردن او ، وضع قوانین نامناسب و غیر عادلانه در مورد کودکان .

حدود کودک آزاری از تحقیر و تهدید و کتک زدن او تا محروم ساختن کودک از غذا ، لباس ، سرپناه و محبت پدر و مادری ، آزار و بد رفتاری جسمی که ممکن است موجب صدمه دیدن و مرگ کودک شود ، گسترده است .

 

انواع کودک آزاری

الف) آزار جسمی :

آزار جسمی به هر نوع آسیب جسمی غیر اتفاقی و ناگهانی که توسط مراقب کودک ایجاد شده است ، اطلاق می شود . کودک آزاری جسمی ممکن است به شکل سوزاندن ، لگد زدن ، گاز گرفتن ، کتک زدن ، سیلی زدن ، هل دادن استفاده از اشیاء تیز ، کتک زدن با طناب و شلاق کمربند ، پرت کردن ، آویزان کردن و مشت زدن باشد .

طبق تعریف ، آسیب ایجاد شده نباید ناشی از یک اتفاق باشد. کودک آزاری جسمی ممکن است ناشی از انضباط افراطی یا تنبیه نامتناسب با سن یا وضعیت کودک باشد همچنین ممکن است والدین در اثر ناپختگی ، استرس یا مصرف الکل و سایر مواد به طور مکرر خویشتن داری خود را از دست بدهند . صدمات وارده به شکم و سر ـ که دو نقطه آسیب پذیر بدن هستند ـ تا زمانی که آسیب درونی ایجاد نکرده باشد ناشناخته می ماند . صدمات وارده به شکم ممکن است موجب بزرگ شدن شکم ، پارگی و استفراغ شود . صدماتی که به سر وارد میشود می تواند موجب تورم سر ، سرگیجه ، تاری دید ، پارگی شبکیه چشم و حتی مرگ شود . شکستگی اندام ها و آسیب به سایر قسمتهای بدن نیز ممکن است رخ دهد .

ب ـ بدرفتاری عاطفی و روانی

بدرفتاری عاطفی به سرزنش کردن ، تحقیر کردن ، تهدید کردن ، مقایسه کردن ، طرد کردن ، تبعیض قائل شدن بین کودکان و بی توجهی به سلامت  و رفاه کودک اطلاق می شود .

مثال هایی از آزار عاطفی و هیجانی

* مقایسه کودک با سایر کودکان .

* سرزنش کردن او که باعث بیماری و مریضی والدین شده است (مریضم کردی ، از دستت سر درد گرفتم ، وقتی از دستت مریض شدم و مُردم آن موقع می فهمی با من چه کار کردی)

* تحقیر کردن او که کارهایش احمقانه است و هیچ نمی فهمد (دیوانه  هستی ، مثل احمق ها رفتار می کنی ، اندازه یک ... هم نمی فهمی ، بهتر از این نمی توانی فکر کنی ، چقدر دست و پا چلفتی هستی . )

* محروم کردن او از عشق و دوست داشتن (دیگر دوست ندارم ، مادرت نمی شوم ، من یک بچه با تربیت و آرام می خواهم یک بچه که حرف بفهمد ، پسر من نیستی)

* تهدید او به جدایی (دیگر در این خانه نمی مانم ، می روم و دیگر هم بر نمی گردم) .

* ارعاب و ترساندن او (اگر به حرفم گوش نکنی بلایی به سرت می آورم که مرغان آسمان به حالت گریه کنند . )

* قهر کردن با او .

 ج. سوء استفاده جنسی

سوء استفاده جنسی به تماسها و تعاملات بین کودک و مراقب بزرگسال اطلاق می شود که در آن کودک با هدف تحریک جنسی فرد متجاوز یا شخص دیگر مورد استفاده قرار می گیرد . سوء استفاده جنسی ممکن است توسط افراد زیر 18 سال نیز رخ دهد و این زمانی است که شخص سوء استفاده کننده هم به طور قابل ملاحظه ای از قربانی بزرگتر است و هم از قدرت کنترل برخوردار است .

سوء استفاده جنسی ممکن است در درون خانواده یا توسط مراقب بزرگسال خارج از خانواده به عنوان یکی از اقوام ، دوست خانوادگی ، یا پرستار کودک صورت پذیرد . در صورتی که کودک فرد سوء استفاده کننده را بشناسد . حتی اگر از نظر جسمی آسیب شدیدی متحمل نشده باشد ، وقتی متوجه شود که مورد سوء استفاده قرار گرفته است احساس مورد خیانت واقع شدن بیشتر از خود سوء استفاده موجب ناراحتی او میشود . پسران به اندازه دختران در معرض سوء استفاده جنسی قرار دارند هر چند که از لحاظ آماری به اندازة دختران گزارش نمی شوند .

کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند نه تنها به دلیل تهدیدهای فرد سوء استفاده کننده بلکه به علت سرزنش شدن از سوی دیگران و ترس از باور نکردن حرفهایشان ، سعی می کنند ماجرا را پنهان نگه دارند .

 

د. بی توجهی و غفلت

کودکان همچنین ممکن است به خاطر غفلت و بی توجهی از نظر جسمی ، عاطفی ، تربیتی و تحصیلی مورد آسیب قرار گیرند . بنابراین بی توجهی به تغذیه کودک و بر طرف نکردن نیازهای بهداشتی و جسمی او ، عدم تأمین امنیت کودک ، عدم ابراز علاقه و عدم حمایت و تربیت او می تواند آسیبی جدی برای سلامتی کودک باشد .

غفلت و مصامحه شایعترین نوع آزار است

بی توجهی جسمی :

شامل غفلت از سلامت کودک ، رها کردن وی ، بی توجهی به سلامت جسمی کودک مثل انجام ندادن واکسیناسیون کودک ، نبردن او به نزد پزشک در هنگام بیماری و ندادن داروهای او ، تهیه نکردن لباس و پوشش مناسب در سرما و گرما و ...

بی توجهی یا غفلت عاطفی :

آزار شدید و همیشگی همسر در حضور کودک ، نشان ندادن علاقه و عشق

بی توجهی تحصیلی :

اجازه دادن به فرار همیشگی کودک از مدرسه ، شکست در فرستادن کودک به مدرسه و سایر موارد فرار کودک به علت عدم مراقبت و مواظبت از کودک از انواع بی توجهی در زمینه تحصیلی کودک است .

بی توجهی به سر و وضع ظاهری کودک

طوری که او در میان سایر کودکان احساس خفت کند .

 

 نویسنده :لادن نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

علل دزدی در خردسالی و راههای برخورد با آن

 

عمل دزدی یا بی اجازه برداشتن پول و وسایل دیگران ، کاری نسبتاً رایج در بین برخی کودکان است که نیازمند راهنمایی و آموزش شما برای ترک این عادت هستند . در بیشتر مواقع دزدی در بین کودکان به علت هیجان ناشی از این کار یا عدم آگاهی نسبت به بد بودن این عمل است که شما به راحتی  می توانید ـ بدون اعمال خشونت ـ این رفتار ناپسند را از وی دور نمایید . عمل دزدی در نظر ما بزرگترها کاری بد به حساب می آید و کودک بی توجه به بد بودن این عمل ، تنها خواهان وسیله ای است که در دست کودکی دیگر دیده است . البته این عمل با در نظر گرفتن سن کودک ، برداشتهای متفاوتی خواهد داشت ، به طور مثال این کار کودک دو ساله ، چندان بد به نظر نمی رسد ولی نوجوانی که دست به دزدی می زند ، مورد توبیخ و تنبیه های گاهاً سخت نیز قرار می گیرد . آموزش کودکان در این زمینه اگر از سنین زیر 5 سال به طور جدی و با پیگیری و توجه والدین دنبال شود ، به طور یقین کودک در دوران نوجوانی و جوانی تمایل چندانی به این کار در خود نمی بیند .

علل دزدی در کودکان دلایل گوناگونی دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنیم .

1. علل مادی مانند گرسنگی ، نیاز به پول برای درمان یکی از نزدیکان و یا خرید یک شی .

2. علل روانی مانند احساس تنهایی بیش از حد ، عصیان نسبت به فضای پیرامون به ویژه محیط خانواده ، رفع اضطرابهای شدید روحی و یا نیاز به هیجان .

3. علل عاطفی مانند عدم احساس امنیت کافی ، وجود حس حسادت و خشم های درونی ، انتقام از والدین و ...

4. علل فرهنگی مانند دوستان ناباب و خلافکار ، محیط نامناسب زندگی ، وسوسه های تبلیغاتی از قبیل فیلم و ...  

 اگر کودک شما دست به این کار   می زند ، در وهله اول نباید با خشونت با کودک برخورد کنید . ابتدا بر روی علل احتمالی این مساله با توجه با فضا و محیط زندگی خود بپردازد و پس از بررسی صحیح موقعیت و تجزیه و تحلیل شرایط موجود  و در صورت نیاز با کمک گرفتن از یک مشاور متبحر ، به صحبت با او و یا تنبیهات و محرومیت های مناسب این کار بپردازید امّا در حین این کار حتماً او را از عشق و علاقه خود  نیز نسبت به وی ، آگاه سازید . البته گذر کردن از این مساله بی آنکه حساسیت چندانی نیز نشان دهید ، پیشنهاد نمی شود زیرا کودک حتماً باید به نادرستی کار خود پی برده و در صورت تکرار این عمل برخوردهای جدی تر با وی گردد .

 بر اساس گروه سنی کودکان ، بچه های زیر 5 سال عموماً به دلیل علاقه آنی نسبت به یک شیء ، اقدام به برداشتن آن می کنند . والدین باید از همان اوان کودکی وی را با مفهوم اجازه گرفتن آشنا سازند .

در سنین دبستان ، اگر کودک در سن پایین تر آموزش صحیح را دریافت نکرده باشد ، به این کار مبادرت می ورزد البته تفاوتی که با کودک کم سن و سال تر از خود دارد ، این است که تا حدی با مفهوم پرداخت پول جهت کسب یک شی ء آگاه است و به ناخودآگاهی کودکان زیر 5 سال ، اقدام به این کار نمی کند .

در سنین نوجوانی ، کودک کاملاً به بد بودن این امر واقف است امّا به دلیل عدم کنترل کافی برخود و یا مشکلات و استرس های موجود در محیط زندگی و نیاز به هیجانات کاذب ، دست به این عمل می زند که در صورتی که خانواده به سرعت جلوی کار وی را نگیرند ، با عواقب بدی روبه رو شده و حتی گاهی در موارد حاد نوجوان دستگیر و تحویل پلیس داده می شود .

اگر کودک شما بی اجازه دست به وسایل دیگری زد و آنها را برداشت ، حتماً او را از بد بودن کارش آگاه سازید و تنها اقدام به گرفتن آن شیء بدون توضیحات کافی در این زمینه نکنید ، مثلاً اگر فرزندتان خوراکی ای از مغازه برداشته ، حتماً او را به مغازه برگردانید و از او بخواهید در حین پرداخت پول آن خوراکی از فروشنده نیز عذرخواهی کند یا اگر وسیله دوستش را بدون اجازه برداشته و به خانه آورد ، حتماً با او در این مورد صحبت کنید و از او بخواهید که در صورت امکان به او تلفن کرده و عذرخواهی نماید   و یا فردا آن شیء را به دوستش پس دهد .  

اگر فرزندتان اقدام به دزدی می کند سعی کنید که با پیاده سازی موارد زیر ، او را از این کار باز دارید .

* محیط زندگی فرزندتان را از دوستان و معاشران ناباب پاکسازی کنید .

* به کودک خود عزت نفس و خودباوری کافی را بیاموزید تا بدون داشتن برخی از وسایل نیز ، احساس کمبود نکند .

* محبت و علاقه خود را بی دریغ به فرزندتان نثار کنید تا هیچ گونه خلأ عاطفی سبب ساز این مساله نگردد .

* با او در مورد زشت بودن این مساله صحبت کرده و او را از عواقب این کار آگاه سازید .

در واقع شما به عنوان الگویی مناسب ، می توانید کودک را با اصول و ارزش های اخلاقی آشنا ساخته و رفتارهای پسندیده و درست را از همان دوران کودکی به وی بیاموزید .

* اگر فرزندتان چند بار این کار را انجام داد ، او را با صفات تو همیشه دزدی می کنی یا بچه بسیار بدی هستی مورد خطاب قرار ندهید . این مساله موجب تشدید این عمل و باور کودک می گردد .

* از همان کودکی ، به فرزند خود پول تو جیبی داده و او را با مفهوم پس انداز کردن نیز آشنا سازید .

* اوقات فراغت فرزند خود را به گونه ای پر سازید که انرژی وی در راههای سازنده و خلاق تخلیه گردد نه اینکه برای تامین هیجانات زندگی ، به کارهای خلاف رو بیاورد .

* اگر کودک شما دست به دزدی زده ، با تعریف این عمل در جلوی دوستان و آشنایان مختلف و همچنین تحقیر وی آبروی او را نبرید . این مساله را در محیط خانواده حل کرده و به عنوان یک راز خانوادگی ، آن را در بین خود حفظ کنید و او را نیز از افشا نشدن این مساله مطمئن بسازید .

 

نویسنده : ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

عوامل مؤثر در رشد تکلم کودکان

                                          

ممکن است با کودکانی روبه رو شوید که اصطلاحاً  خیلی زود به حرف می افتند . اما درست عکس این مطلب نیز صدق می کند ؛  یعنی کودکانی نیز هستند که بنا به دلایلی دیرتر از هم سالان خود شروع به صحبت می کنند . در کل عوامل زیادی را می توان نام برد که در پیشرفت نیروی سخن گویی کودک مؤثر و در تسریع یا کاهش سرعت آن دخیل هستند . این مقاله به عوامل مؤثر بر تکلم اشاره دارد :

رشد عمومی : کودکان از نظر رشد ، دارای توانایی های متفاوتی هستند . یکی رشد کندتری دارد و ممکن است دیگری رشد سریع تری داشته باشد . در واقع بهتر است بدانید میان رشد جسمی و حرکتی و رشد تکلم نسبت مستقیم وجود دارد .

بهداشت و سلامت بدن : ممکن است رعایت نکردن بهداشت و بیماری کودکان مانع رشد ارگانیسم و عدم هماهنگی های لازم بین سیستم های اعصاب و سیستم جسمی و حرکتی و اختلال در تکلم شود . بهتر است بدانید کودک خیلی پیش تر از اینکه نخستین کلمه ها را بر زبان جاری کند ، رشد کلامی را آغاز می کنند . در واقع شروع رشد کلامی با تسلط بر  مهارت های اولیه همراه است برای مثال کودک بایستی به شیر خوردن ، قدرت بلع غذا و نفس کشیدن واقف شده باشد تا بتواند زمینه را برای سخن گفتن فراهم و نفس را برای سخن گویی آزاد کند . کودکان بیمار به دلیل ارتباط کمتر با بزرگسالان ، کلمات و الفاظ کمتری را فرا می گیرند . در صورتی که کودکانی که از سلامت جسمانی کاملی برخوردار هستند سریع تر از کودکان بیمار ، از نظر گویایی رشد می کنند و دامنه لغاتشان فراتر می رود . همچنین در هر مرحله از رشد کلامی ساخت های مناسبی برای آن مرحله لازم است . به عنوان مثال برای بر زبان آوردن حروف  بی صدا کودک می بایست به سنی رسیده باشد که قدرت ادای حروف را داشته باشد . علاوه بر این کودک قبل از 28 ماهگی فاقد دندان جلویی است که از آن جهت ایجاد اصوات استفاده کند .

عوامل محیطی و خانواده : هر چند سخن گویی کودکان از حد فیزیولوژک آنها فراتر نمی رود ، ولی با این وجود نمی توان شرایط محیطی  و خانوادگی را نادیده گرفت . نوزادانی که در پرورشگاه ها بزرگ شده اند ، به دلیل اینکه با بزرگسالان کمتر ارتباط دارند و سخنانشان از سوی آنها با اهمیت تلقی نمی شود ، از نظر کلامی معمولاً در رده پایین تری نسبت به سایرین قرار دارند. همچنین محیط خانواده در آموزش سخن گویی کودک نقش بسزایی دارد . کودکی که توسط بزرگسالانی اهل مطالعه و با حوصله پرورش یافته است مسلماً از قدرت سخن گویی بهتری نسبت به کودکی که در محیطی ناسازگار و آکنده از درگیری بزرگ شده ، برخوردار است و بهتر تکلم می کند . همچنین مادر نخستین کسی است که با کودک ارتباط برقرار می کند و مشوق ادای اولین کلمات کودک خویش است . علاوه بر این وضعیت روحی و عاطفی اعضای خانواده بر رفتار و برخورد کودک تأثیر گذار است .

جنسیت : بهتر است بدانید در مقایسه ، دختران معمولاً زودتر از پسران زبان باز می کنند ، از کلمات بیشتری استفاده می کنند و جملات کامل تری ادا می کنند . اما در حدود سن 6 سالگی میزان گویایی و ذخیره لغات پسران و دختران ابتدا با هم برابر است و سپس پسران بر دختران پیشی می گیرند .

سن کودک : کودک باید به اندازه کافی رشد کند تا دستگاه سخن گویی او آمادگی لازم برای ارائه کلمات و صحبت کردن را پیدا کند به همین جهت هر چه سن کودک افزوده می شود توانایی سخن گویی و به کارگیری کلمات او افزونی یافته و دامنه لغات او گسترده تر می گردد .

ردیف تولد : معمولاً بچه اول زودتر زبان باز می کند و قدرت بیانش نیز خیلی خوب است . چون پدر و مادر ذوق و شوق بیشتری نشان می دهند ، با او بیشتر سخن می گویند و دوست دارند که زودتر سخن بگوید . اما در فرزندان بعدی ممکن است برایشان به امری عادی تبدیل شود .

هوش : میان هوش کودک و قدرت تکلم وی رابطه تنگاتنگی حاکم است کودک هر چه باهوش تر باشد به همان میزان رشد سخن گویی در وی  سریع تر و بهتر صورت می گیرد . همچنین زودتر زبان باز می کند . اگر چه دیر زبان باز کردن دلیل بر کم هوشی نیست ، همان طور که گفته شد عوامل دیگری نیز در سخن گویی دخالت دارند . ( معمولاً کودکان تیز هوش    روان تر و شیواتر صحبت می کنند)  

دو زبانی والدین : پدر و مادری که به زبان ولهجه های متفاوت سخن  می گویند گاه کودکانشان بین دو زبان مردد شده و دیرتر دست به انتخاب می زنند و شروع به صحبت می کنند . به ویژه زمانی که هر یک از والدین به زبان خود تعصب نشان می دهند و در یادگیری زبان یا لهجه خودشان توسط کودک لجاجت  ورزند .  

رسانه های گروهی : شایسته است بدانید در سال های اخیر رسانه های گروهی (رادیو و تلویزیون و ...) اطلاعات کودکان و در نتیجه دامنه لغات آنها افزایش داده اند و از این رو سبب تسریع در امر سخن گویی کودکان شده اند .         

 

نویسنده :ندانصیری...

چاپ درروزنامه همشهری                                                                                                                                                                                                                                                                                                       

مجازاتی بیشتر از خطا !

بسیاری از والدین می پندارند که سختگیری بیش از حد در مورد فرزندان به آنها کمک می کند تا در آینده به افرادی قانونمند ، منظم و دقیق تبدیل   شوند . سختگیری اگر هدفمند و با برنامه ریزی باشد ، تأثیرات مثبت زیادی در روند تربیتی کودک دارد امّا به شرط آنکه در هر موضوع و بر حسب شدت  و ضعف آن ، تصمیم گیری انجام شود ، بدین گونه نباشد که حتی برای خطاهای کوچک و ناچیز نیز کودک را در معرض مجازاتها و سختگیری های شدید قرار دهید . این شیوه مستبدانه تربیتی عوارض سوئی بر روح و روان کودک می گذارد و برخی از کودکان به گوشه گیری  و انزوا رو آورده و بعضی دیگر به پرخاشگری و برخوردهای عصبی.

 شما به عنوان یک بزرگتر باید قبل از وقوع حوادث رایج مسائل را پیش بینی کرده و قوانین مربوط به آن را روشن ، واضح و دوستانه به فرزند خود گوشزد نمایند . مواردی همانند صحبت با غریبه ها در خیابان ، دعوا و کتک کاری ،  دروغ گویی ، بی احترامی به بزرگترها ، نامرتبی اتاق و ... تخطی از هر کدام از موارد فوق می تواند مجازاتهایی گوناگون داشته باشند و خوب است که کودک به طور واضح نسبت به آنها آگاهی داشته باشد ، البته لزومی ندارد که صحبت های اولیه در مورد قانونهای خانه و خانواده به صورت رسمی ، خشن و سختگیرانه بیان شود . شما حتی می توانید آنها را در قالب داستانهایی تخیلی از دوستان و آشنایان و حتی دوران کودکی خود بیان کنید تا بدون ترساندن کودک ، او را با قوانین آشنا سازید .

اغلب والدین در زمان خوشی ها در کنار فرزند خود ، ساعات خوب و بی دردسری را سپری می کنند و تفاوت والدین با یکدیگر در هنگام بروز مشکلات گوناگون است . شما به عنوان فردی آگاه و مسوول در قبال فرزند خود ، نباید تمام تقصیرات ناشی از اتفاقات را به گردن او بیندازید و یا حتی مجازاتهای یکسانی را برای فرزند خردسال و نوجوان خود در نظر بگیرید . انتخاب نوع برخورد با کودک آنقدر مهم و حیاتی است که گاه بر تمام جوانب زندگی او اثر می گذارد . شما باید با توجه به سن ، توانمندی  و شرایط روحی و عاطفی او ، در مورد مجازات وی تصمیم بگیرید . در این حالت حتی توجه به زمان مجازات نیز مهم است . یک ساعت تنبیه و در اتاق ماندن برای یک کودک چهار ساله بسیار تنبیه شدیدی محسوب می شود و در حالی که برای یک نوجوان زمان زیادی به حساب نمی آید .

در موقع بروز حوادث خونسردی خود را حفظ کنید و پیش از برخورد با کودک کمی فکر کرده    و جوانب را در نظر بگیرید . شاید فرزندتان در مدرسه مورد اذیت دوستانش قرار می گیرید ، شاید جدایی پدر و مادر موجب بروز این حالات شده ،شاید کودک از مرگ عزیزی شوک زده است و هزار و یک دلیل دیگر ... بررسی رویدادهای عاطفی ، روحی و جسمی کودک می تواند به شما کمک کند تا در مقابل خطای او بهترین تصمیم را بگیرید . گذشت بی منطق بدون بیان و بررسی علل حادثه نیز در هیچ شرایطی توصیه نمی شود حتی اگر می بینید که کودک در شرایط روحی نامناسبی قرار دارد ، در حد یک جمله ، ناراحتی خود را از اتفاق مورد نظر بیان کرده و به او بگویید که بعداً در این باره حرف می زنید و سپس بحث را خاتمه بخشیده و کودک را از نظر عاطفی (به صورت در آغوش گرفتن ، نوازش کردن و ...) ارضا نمایید .  

همچنین پس از آگاه کردن کودک از اشتباهش و یا تنبیه وی دیگر سرزنش را ادامه ندهید و بحث را خاتمه بخشید . برخی از والدین گویی به دنبال فرصتی می گردند که اشتباهات گذشته کودک یا نوجوان خود را به رخ او کشیده و به او ثابت کنند که این قضیه را فراموش نکرده اند . پس از مدتی فرزند حس می کند که به هیچ عنوان حتی با انجام کارهای خوب قادر به پاک کردن آن ذهنیت بد از ذهن پدر و مادر خود نیست و بالاخره به این نتیجه می رسد که انجام کارهای خوب و بد تأثیر چندانی بر آنها ندارد و از تلاش برای بهتر شدن دست بر می دارد .

گاهی اوقات این واکنش ها و تند روی های والدین تا چندین سال ادامه  می یابد . یعنی مثلاً خطایی که کودک در دوازده سالگی مرتکب شده ، تا هفده ، هجده سالگی به رخش کشیده می شود و این مساله به تدریج فرزند را از پدر و مادر دور می کند . این کار علاوه بر کاهش اعتماد به نفس کودک ، رنجش های درونی او را نیز افزایش می دهد و گاهی حتی سبب  می شود که کودک بازیچه دست افراد ناباب گردد زیرا آنها عموماً او را تشویق و تحسین می کنند و حس خوشایندی را که او در خانه کسب   نکرده ، به وی ارزانی می دارند .

 در هیچ شرایطی مهر و عطوفت خود را از کودک دریغ نکنید . کودک باید بداند که هر کسی مجازات خطایش را باید بپردازد ولی این دلیل نمی شود که پدر و مادر او را دوست نداشته باشند . گاهی پدران و مادران فراموش می کنند که کودکان چقدر حساس هستند و حتی بیان نوع کلمات نیز موجب آزردگی روح آنها می گردد .

با محبت کردن به فرزندتان او را تشویق کنید تا در مواقع انجام کارهای نادرست هم باز به سراغ خودتان بیاید . گاهی اوقات انتقادات و تنبیه های  پی در پی و سختگیری های نا به جا سبب می شود که کودک به دروغ گویی و پنهان کاری رو بیاورد و تا آنجا که می تواند خود را از تیغ خشونت و برخوردهای کلامی و فیزیکی والدین برهاند .

 

نویسنده :ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

چگونه می توان پدر و مادر خوبی بود ؟

 

رشد تربیتی کودک مهمترین کار در هر جامعه ای است زیرا «کودکان آینده ما هستند» و والدین بیشترین تأثیر را در رشد آنان ایفا می نمایند . بسیاری از والدین در جستجوی یافتن راه حلی هستند که نشان دهند چطور می توان والدین خوبی بود ؟ اگر چه هر خانواده ای منحصر به فرد است و نمی توان پاسخ یکسانی یافت . به هر جهت می دانیم که رشد تربیتی کودک کار دشواری است و اغلب والدین تلاش می کنند تا در این راه بهترین باشند . والد بودن یکی از مهمترین حیطه های تحقیقی در شاخه های علوم اجتماعی است و مطالعات بسیاری در دهه های گذشته توسط محققان انجام گرفته که صدها هزار خانواده را شامل می شود حال چگونه می توان به این سؤالات پاسخ داد ؟

به کودکی موفق می گویند که :

1ـ مهربان و مؤدب باشد ، دوستانه رفتار کند و حس همدردی داشته باشد .

2ـ در قبال دیگران احساس مسئولیت می کند ، درکارها مشارکت دارد ، اخلاقی و منطقی عمل می کند .

3ـ با شادی به زندگی می نگرد ، دلسوز است و عاشق خانواده و زندگی کردن است .

4ـ با هوش ، بلند پرواز ، مصمم ، مطمئن ، صبور و پایدار است .

5ـ با هر شرایطی می تواند خود را سازگار کند ، توانایی کنترل خویش را دارد و اعتماد به نفس دارد .

6ـ به سختی کار می کند تا اهداف بلند پروازانه اش را به دست آورد .

7ـ توانایی به دست آوردن اهدافش را دارد .

اصول پیشنهادی جهت پدر و مادر خوب بودن

1ـ آگاه باشیم که پدر و مادر بودن نیاز به تلاش دارد : هر روز درباره رفتارهایتان به عنوان یک والد خوب فکر کنید . خودتان را به خاطر بیاورید که چگونه با فرزندتان رفتار کردید تا بر او اثر بگذارید ، و سعی کنید که از تجارب گذشته تان پند بگیرید و همان طور که مسئول هستید با یادگیری بهتر ، رفتارتان را بهبود ببخشید .

2ـ برای آن دسته از فعالیتهایتان که مرتبط با کودک شما است اولویت بالایی قائل شوید :

برای والدین شاغل ، کار پر زحمت و چالش برانگیزی است . به هر جهت بایستی زمانتان را مدیریت کنید ، کار کردن شما همچون راهی است که فرزندتان در ابتدای آن راه قرار دارد و گاهی این بدان معناست که علائق و نیازهای شما قربانی نیازهای فرزندتان شود ، اگر چه گاهی این گونه خود را اغنا می کنید که هدف از کار کردنم رفاه مالی فرزندم می باشد در حالی که برای کودک شما بهتر است به همان نسبت که به شرایط جسمانی او توجه دارید به شرایط روحی او نیز توجه ویژه بنمایید .

3ـ عاشق فرزندتان باشید اما نه خیلی زیاد :

چند بار در روز احساس عاطفه و گرمی را به کودکتان نشان دهید . به طور نمونه بارها او را بغل کنید و در آغوش خود بفشارید . اگر چه در فرهنگهای مختلف روشهای گوناگونی وجود دارد ، به یاد داشته باشید اگر فرزندتان کار اشتباهی انجام داد و قانونی را در خانواده نقض کرد ، باید به او روش درست را تذکر دهید و به جای انتقاد از کودک از رفتار و کارش انتقاد کنید نه خود کودک را مورد انتقاد قرار دهید .

4ـ قوانین ویژة خانوادگی وضع کنید :

در جامعه ما قوانینی وجود دارد که به فرزندتان کمک می کند تا در مدرسه ودنیای واقعی موفق عمل کند . به عنوان یک والد لازم است که قوانین خانوادگی وضع کنید تا فرزندتان  یاد بگیرد که چطور خود را مطابق آن قوانین مدیریت کند . برای این که فرزند بهتری داشته باشید بایستی سه سؤال در هر زمان برایتان روشن باشد :

ـ فرزندم کجاست ؟

ـ با چه کسی است ؟ و چه می کند ؟

5ـ بر قوانین خانوادگی وضع شده پافشاری نمایید :

لازم است قوانین وضع شده روشن و ثابت باشند . در غیر این صورت فرزندتان گیج خواهد شد و نمی تواند به طور جدی به آنها عمل کند . قوانین خانوادگی را برای فرزندتان توضیح دهید و نشان دهید که اقتدارتان بیشتر منطقی است نه آن که زور و قدرت بر آن حاکم است . طبق این روش فرزندتان کمتر دچار چالش قرار می گیرد توجه نمایید که پدر و مادر هر دو با هم فرزندشان را طبق قوانین یکسانی تربیت کند ، پس لازم است تا هر دو والد قوانین یکسانی وضع و به آن عمل کنند .

6ـ تصمیمی که می گیرید برای فرزندتان توضیح دهید :

با توجه به آنکه فرزندتان تجربه و علمی را که شما در زندگی استفاده می کنید ندارد ، نیاز است به آنچه فکر می کنید و تصمیمی را که گرفته اید ، با حوصله برای او توضیح دهید و لازم است که در همة مراحل مختلف رشدی (درسنین مختلف) از روشی که برای او قابل فهم است استفاده کنید .

7ـ ازتنبیه کردن شدید و خشن اجتناب نمایید :

بر اساس تحقیقات به عمل آمده در تمامی اشکال تنبیه هایی که والدین استفاده می کنند ، تنبیه بدنی و جسمانی بیشترین عوارض جانبی را ایجاد   می کند . بچه هایی که تنبیه بدنی بیشتری می شوند در برخورد با کودکان دیگر از خشونت بیشتری در حل مسائلشان استفاده می کنند و علت آن تقلید از والدینشان است .

8 ـ وظیفه پدر و مادر بودنتان را با توجه به تناسب مراحل مختلف رشدی کودکتان انتخاب کنید :

یک کودک در مراحل مختلف رشدی نیازهای گوناگونی دارد . شیوه های رفتاری که والدین برای یک کودک نو پا استفاده می کنند از شیوه های برخورد با یک نوجوان باید متفاوت باشد . به عنوان یک والد لازم است که مراحل مختلف رشدی کودکان را بیاموزید و وظایفتان را با توجه به مراحل رشدی کودکتان در نظر بگیرید .

9ـ به فرزندتان احترام بگذارید :

بچه ها نسبت به دیگران همان رفتاری را خواهند داشت که والدینشان نسبت به آنان دارند . فکر کنید فرزندتان شخصی است همچون افراد دیگر که احتیاج دارد مورد احترام قرار گیرد ، همان طور که شما نیز دارید مورد احترام قرار می گیرید . با ادب با او صحبت کنید ، به عقاید او احترام بگذارید ، زمانی که او با شما صحبت می کند به دقت به حرفهایش گوش دهید و همانند یک دوست با او برخورد کنید .

10ـ مستقل بودن را به کودکتان بیاموزید :

ترغیب کودک به مستقل بودن ، اگر چه برای کودک آزادی عمل به وجود می آورد و در کنار آن محدودیتهایی نیز دارد ولی به کودکتان یاد می دهد که کنترل خویش را که یکی از کلید های موفقیت در زندگی است ، در خودش تقویت نماید همواره به این نکته توجه نمایید که استقلال ، تمرد یا سرکشی نیست پس تفاوت بین تمرد و مستقل بودن را برای فرزندتان توضیح دهید . استقلال داشتن بخشی از طبیعت انسان است که فرد می خواهد کنترل داشتن بر چیزهای دیگر را احساس کند نه این که به وسیله دیگران کنترل شود . به خاطر آورید که فرزندتان توانایی کنترل کردن را دارد . بنابراین لازم است ادامة روند آنرا یاد بگیرید .

 

 نویسنده :لادن نصیری .... چاپ در روزنامه همشهری

وقتی کوچولوی تازه متولد شده به خانه می آید!

  هفته های نخست تولد نوزاد ، روزهای پر هرج و مرجی برای والدین محسوب می شود و هماهنگی و انجام کارها ، بسته به کودکی دارد که ساعت خواب و بیداری و غذا خوردنش هنوز روتین نشده است و همین مساله موجب بی نظمی زندگی خانواده می گردد. این مشکل ، تنها برای مادران ایرانی نیست بلکه مادر یک نوزاد متولد شده بودن، در هر جای دنیا تقریبا رنگ و بوی یکسانی دارد و همه مادران دنیا ، حداقل تا 3 ،4 ماه اول به دنیا آمدن کودک با مشکلات همسانی دست و پنجه نرم می کنند . در اینجا تجاربی از مادران سر تاسر دنیا را  در این مورد می خوانیم تا شاید راهگشای کوچکی برای مادران باردار ایرانی باشد.

**سعی کنید یک ماه قبل از تولد کودک ، خانه را حسابی تمیز و مرتب کرده و خریدهای ضروری خانه را تا یکی دو ماه انجام دهید. خریدهایی از قبیل مواد شوینده ومواد غذایی که ماندگاری بیش از یک ماه دارند. سپس چند نوع  غذا آماده کرده و در فریزر بگذارید زیرا آشپزی کردن در روزهای نخست ، تقریبا امری محال است . در ضمن اگر مجبور به سفارش غذا از رستوران شدید ، این کار را بدون عذاب وجدان انجام دهید زیرا این روزها ،شما مادری تمام وقت هستید بدون حتی یک دقیقه وقت اضافی. (لزلی کانون )

** یکی از چیزهایی که فرشته نجات ما در روزهای اولیه تولد نوزاد بود، وجود پیغام گیر تلفن بود. این روزها همه دوستان و آشنایان برای تبریک و احوالپرسی به شما زنگ می زنند و یک وقت می بینید تمام روز زنگ تلفن  شما به صدا در می آید.  ما زنگ تلفن را خاموش کردیم و و برحسب اتفاقات روزانه ،پیام تلفن را تغییر می دادیم. این کار هم باعث شد کسی از دستمون دلخور نشه و هم حسابی باعث تفریح دوستانون می شد. مثلا در پیغام گیر تلفن، وزن و قد نی نی  را  اعلام می کردیم و سپس جملاتی از قبیل " بابائی امروز برای اولین بار پوشک نی نی رو عوض کرد." ، "  اولین حموم تجربه عجیب ولی خوشایندی بود البته سر تاپای مامان و بابا خیس شد " را می گفتیم. شبها هم چند دقیقه ای به پیام های دوستان گوش می دادیم و انرژی می گرفتیم.( جانت سالیسبری)

** در اوایل شش هفتگی دخترم بود که فهمیدم نصایح دوستان و آشنایان مبنی بر استراحت کردن وقتی که نوزاد خوابیده ، چقدر درست است. اوایل وقتی که دخترم چرت می زد ، به سراغ کارهای خونه می رفتم   و تا وقتی که او بیدار می شد ، کار می کردم  اما حدود ساعت 7 بعد از ظهر  روی زمین ولو می شدم و از زور خستگی خوابم می برد. خسته بودن شما به ضرر نوزاد است . برای کمک به خودتون و او هم که شده در زمانهایی که  نوزاد خوابیده ، استراحت کنید.(میستی لورنس)

** وقتی نوزاد بی وقفه گریه می کنه و شما مطمئنید که نه گرسنشه ،نه سردشه، نه جاشو خیس کرده و  در ضمن مریض هم نیست ،عصبانی نشوید. در این جور مواقع گاهی اوقات آدم دلش می خواد ، خودش و نوزاد رو بزنه ! او را در جای امنی ( مثلا در تخت خواب بگذارید )  و اتاق را برای 5 ، 6 دقیقه ترک کنید ، یک نوشیدنی بخورید و وقتی کمی آروم تر شدید  ، به سراغ او بروید. (مارتی کلی)

**  در روزهای نخست بچه داری ، فقط به زمان حال توجه کن. مشکلات هفته دیگه رو همون موقع حل می کنی! یادت باشه بچه ها دست از گریه کردن بر نمی دارند و این  تو رو آشفته می کنه. همه چی حل می شه. همون قدر که همه چی برای تو جدید است برای نی نی هم جدیده! ( آلیسون تارت)

** شما و همسرتون باید ، در مورد دوستان و آشنایانی که می خواهند به ملاقات شما و کودک بیایند به یک خط فکری مشترک برسید( البته قبل از به دنیا آمدن نوزاد). بعضی ها فکر می کنند که وظیفه دارند بیست و چهار ساعته کنار شما و کودک باشند. درسته که اون اوایل شما به کمک احتیاج دارید ولی دو تا چیز یادتون باشه. اول اینکه این اتفاق نباید حریم خصوصی زندگی شما را از بین ببره . دوم اینکه هر ملاقات کننده ای لزوما کمک خوبی نیست! . (پلی زوبیریا)

** قبل از تولد نوزاد، در مورد پزشک اطفال خوب و متبحری که ترجیحا  مطبش ،نزدیک منزل شما  است، تحقیق کنید.یک پزشک خوب هم باعث آرامش خیال پدر و مادر می شه و هم می تونه خیلی از مشکلات شما رو در مورد غذا خوردن و گریه کردن نوزاد کاهش بده. بعضی از دکتر ها فقط برای رفع تکلیف کار می کنند . به نظر من این دکترها به درد یک مادر نگران نمی خوره!( لارا  کانت)

** هیچ کسی از همون اول مادر کاملی نبوده. همه مادرها با آزمون و خطاهایی هر چند جزئی ، نحوه بزرگ کردن کودک را یاد می گیرند.از اشتباهات نترسید و دست و پای خودتون رو گم نکنید. برای انجام بهترین رسیدگی به نوزاد ، همه مادرها اشتباهاتی را مرتکب شده اند فقط گاهی اوقات ، بعضی از مادرها به خاطر افسردگی پس از زایمان حس می کنند که گناه کبیره انجام داده اند و عذاب وجدان می گیرند!( ماری کاسلان)

 

منبع : baby center

مترجم : ندا نصیری... چاپ در ماهنامه کودک