در خیال پردازی های فرزند خردسال خود شریک شوید .

یکی از معضلات رایج در بین برخی از والدین ، عدم برقراری رابطه با تخیلات معمول فرزندشان است و این دسته از افراد ، اگر کودک خود را از ادامه خیال پردازی منع نکرده و یا او را مسخره نکنند ، حداقل در این خیال پردازیها شریک هم نمی شوند . باور این گروه از والدین این است که خیال پردازی و تخیل مانع رشد ذهنی و منطقی کودک شده و سبب تمسخر دیگران نیز می گردد ، اما آنها نمی دانند که امروزه یکی از راههای رشد خلاقیت ذهنی کودک و موفقیت های آتی وی ، همین خیال پردازی های دوران خردسالی است که معمولاً در سنین 5/2 تا 6 سالگی وجود داشته و سبب می شود که کودک از زندگی خود لذت بیشتری ببرد و آمادگی بهتری برای ورود به اجتماع و روابط گروهی پیدا کند . متخصصان کودک معتقدند که اگر در مقام مقایسه برآییم ، بازیهای خیالی و فی البداهه کودکان که گاهی برای بزرگترها خسته کننده و لوس به نظر می آید ، از جایگاه ارزشمندتری نسبت به سایر بازیهای موسوم و قانون مند برخوردار است . در این گونه بازیها ، کودک برداشت خود را از زندگی به ورطه اجرا و آزمایش می گذارد و علامت سوالهای احتمالی و یا جوابهای به دست آمده اش را در فضای بازی گونه این تخیلات می آزماید .

خیال پردازی های کودکانه گاهی به کودک کمک می کند تا با مشکلات رایج خود در خانه و خانواده بهتر کنار بیاید و از بحرانهای عصبی پیش آمده نظیر اختلافات خانوادگی ، مرگ عزیزان ، ورود کودک جدید به خانواده و ... راحت تر عبور کند . همچنین شما به عنوان یک والد هوشیار و دقیق می توانید کودک خود را در خلال این بازیها بهتر ارزیابی کنید و آنچه که او را عصبی وناراحت و یا حتی مضطرب و نگران می کند ، شناسایی کرده و از طریق همین بازیها به حل آن موضوع کمک کنید . یکی از لذتهای کودکان این است که والدین در این بازی های خیالی با آنها شریک شده و پا به پای آنها همراه با شخصیت خیالی ساخته شده همبازی شوند .

 

تحقیقات مختلف نشان داده که این گونه بازیها به کودک کمک می کند تا مهارتهای اجتماعی اش از قبیل اعتماد به نفس ، مدیریت و... گسترش پیدا کرده و حتی بر روی مهارتهای فیزیکی وی از قبیل رشد کلامی و حرکتی نیز اثر بگذارد .

اگر نگاهی به زندگی مشاهیر و دانشمندان مطرح جهان بیندازید ، می بینید اکثر آنها در دوران کودکی رویاهای و خیال پردازی های خاص خود را داشته اند در بزرگسالی بخشی از شخصیت های نمایشنامه و داستانهایشان شده یا گوشه ای از اختراعاتشان را تشکیل داده است . به طور مثال ، خواهران نویسنده معروف امیلی و شارلوت برونته دنیای خیالی خود را با نامهای آنگریا و گوندل ساختند و ساکنین این سرزمین ها شخصیت های عجیب و غریبی بودند که بعدها شخصیت داستانهای معروف ، آنها شدند . با برادران رایت ، مخترع هواپیما از دوران خردسالی با رویای پرواز زندگی کردند تا توانستند در بزرگسالی به رویای خود جامه عمل بپوشانند .

نتیجه گیری مهم از مطالب ذکر شده ، نمایانگر این موضوع است که پدران و مادران باید همراه فرزندان خود ، ساعاتی را به بازیهای آزاد و تخیلی اختصاص دهند و در کنار انجام این بازیها به رشد و بالندگی کودک خود کمک کنند . متاسفانه امروزه در اکثر خانواده ها به ویژه خانواده های مرفه ، وقت کودکان را با کلاس های مختلف پر می کنند به گونه ای که کودک هیچ گونه زمان آزادی را برای این گونه فعالیت های شخص ندارد و به تدریج از دنیای تخیلات دور شده و تمام فعالیت های خود را در چهارچوب های مشخص شده انجام می دهند . یکی از موارد بسیار وقت گیر و کشنده خلاقیت در کودکان انجام بازیهای کامپیوتری و دیدن تلویزیون است که کودک خواه ناخواه به آنها عادت کرده و پس از مدتی قادر نخواهد بود که حتی یک روز را بدون آنها سپری کند . یک پدر و مادر خوب و هوشمند برای استفاده از این گونه وسایل که مانع رشد جسمی و ذهنی خوب فرزندش می شود ، برنامه ریزی کرده و کودک را نیز از ابتدا عادت به اجرای برنامه تعیین شده می کند و سایر زمانهای آزاد او را با بازیهای خلاقانه و هدفمند پر می کند .

نویسنده:ندا نصیری... چاپ در ماهنامه کودک

کتب چاپ شده

 

بازی- زندگی  ۳ جلد

 بدو تولد تا یک سال / یک تا دو سال / دو تا سه سال - انتشارات ترسیم گران نور

http://uploadtak.com/images/g6787_germez_02_copy.jpg

http://uploadtak.com/images/f135_narenji_022_copy.jpg

http://uploadtak.com/images/t1747_zard____2_3_02_copy.jpg

خودآموز  بازیهای خلاقیت حرکتی - انتشارات محسن

 http://uploadtak.com/images/m6389_resize.jpg

بازیهای تربیت شنوایی -انتشارات محسن

 http://uploadtak.com/images/494_resize_2.jpg

تغذیه نوزادان ( بدو تولد تا یکسال)-انتشارات محسن

 http://uploadtak.com/images/x1919_poster_nasiri_2_Page.jpg

بازیهای ریتمیک برای همه سنین- انتشارات نیکا

 http://uploadtak.com/images/i1564_resize_3.jpg

بازیهای گروهی آسان و جذاب برای کودکان - انتشارات اژدهای طلایی

 ( عکس موجود نمی باشد)

 

برای تهیه کتابها می توانید به کتاب فروشی های تهران مراجعه کرده و یا با شماره تلفن ۰۹۳۹۷۹۶۲۳۲۴ تماس بگیرید.

 

چند  بازی برای افزایش تمرکز و حافظه کوتاه مدت در کودکان

 

1.  بازی داستان گویی

انجام این بازی به خصوص در قالب گروه بسیار جالب است. این بازی بدین نحو انجام می شود که باید 20 وسیله را بر روی میز بزرگی قرار دهید و هر کدام از افراد گروه 3 الی 4 مورد از وسایلی که روی میز چیده شده است را در قالب یک داستان بگنجاند. مثلا داستانی که درباره" سیب، کلید، تلفن همراه " می توان ساخت بدین صورت است:

- در باغ ، سیب های رسیده ای از درخت روی زمین ریخته بود.

- اما در باغ قفل بود من کلید را اشتباه برداشته بودم.

-بنابراین با تلفن همراه به یکی از دوستانم زنگ زدم تا او برای باز کردن در به کمک بیاید.

 

بازی فوق باعث می شود که والدین بتوانند به دو هدف تقویت قدرت خلاقیت و تمرکز کودک و تقویت حافظه دست پیدا کنند.

 

 2.  ايجاد ارتباط هاي تصويري

يكي از راه هايي كه براي تقويت حافظه تصويري مورد استفاده قرار مي گيرد به ياد سپردن نام افراد با توجه به خصوصيات و ويژگي هاي آنهاست. مثلاً كسي اسمش رضاست و شما در او خصلتي مانند تلاش  در جهت كسب رضايت اطرافيان بيابيد، بدين ترتيب بين نام رضا و رضايت ارتباط  برقرار كرده ايد و نام او را هيچوقت فراموش نخواهيد كرد.

کمک کنید تا ابتدا  کودک با صفات مختلف آشنا شود و از طریق این بازی به تقویت حافظه او یاری رسانید.

3.  استفاده از تصاوير

تصاوير ابزار مناسبي  براي به خاطر سپردن مطالب و اطلاعات مفيد است به عنوان مثال مي توانيد حتي از تصاوير يك فيلم براي به خاطر سپردن موضوع، اعداد، اطلاعات تاريخي و جغرافيايي و ... استفاده كنيد.  یا براي به خاطر سپردن اعداد (5، 5، 1) شما مي توانيد آن را در قالب يك تصوير دربياوريد مانند دستكش و يك چوب. با حک اين تصوير در ذهنتان، اعداد (5، 5، 1) را به ياد مي آوريد زيرا هر دستكش 5 انگشت دارد و يك چوب هم نماد عدد يك است. لذا سعي كنيد آنچه را كه بايد به خاطر بسپاريد را در قالب تصويرسازي در ذهنتان حك كنيد. ولي ذخيره سازي اطلاعات بايد به گونه اي باشد كه شما رجوع به اطلاعات را به راحتي انجام دهيد و بتوانيد از آنها استفاده  كاربردي داشته باشد. با به كارگيري اين روش و تكرار آن به مرور زمان، ذهن شما اين آمادگي را پيدا مي كند كه فعالانه روش تصويري مناسب براي به ذهن سپاري مطالب را بکار گیرد.

 

چند نکته:

* به فرزندتان يادآوري كنيد آنچه مي آموزد را نکته برداری و يادداشت كند.

* ساعت مطالعه  غیر درسی او را افزايش دهيد.

*او را تشویق به حفظ کردن شعر یا متنهای ادبی کنید.

*اگر فرزندتان راست دست است از او بخواهيد به عنوان تفريح و سرگرمي برخي كارهايش را با دست چپ انجام دهد. ( غیر از نوشتن)

* او را با چیستان و معما آشنا کنید.

*او را تشویق به يادگيري زبان يا فعاليتهاي هنري جديد کنید.

 

نویسنده: ندا نصیری.... چاپ در ماهنامه کودک

نقش رسانه در زندگی نوجوانان(2)

بسیاری از این ستارگانی که در عرض مدت کوتاهی ، نام و نشانی نیز از آنها باقی نمی ماند ، دارای زندگی های نا متعادل و بی بند و بار هستند که از جذابیت های ظاهری مانند قیافه ، طرز لباس پوشیدن ، مدل ماشین ، دکوراسیون خانه و... برای جذب هواداران   خود استفاده می کنند . نقش شما به عنوان یک والد هوشمند و هوشیار این است که چشم فرزند خود را بر روی حقایق این زندگی های سطحی باز کنید و مانع پیروی کورکورانه از این گونه افراد شوید. البته دقت داشته باشید که برخورد های مستقیم و مغرضانه از طرف شما گاهی جواب عکس می دهد و نوجوان به خاطر لجبازی با شما نیز بیشتر به سراغ الگوبرداری از این افراد می رود.اگر در زندگی این ستارگان ، نکات مثبت و تاثر گذاری نیز دیدید حتما آنها را هم به عنوان امتیاز مثبت آنها ذکر کنید.

یکی دیگر از معضلات استفاده بی رویه  از رسانه ها ، معتاد شدن به آنها می باشد به گونه ای که فرد در تمام ساعاتی که به دور از آنها به سر می برد ، در فکر راهی برای استفاده بیشتر از رسانه مورد نظر است  . وقت صرف کردنهای بی حساب و کتاب در مقابل هر رسانه ای ، مانع رشد ذهنی و خلاقیتی کودک و نوجوان می شود ، ان هم درست در برهه ای از زمان که اوج شکوفایی  و رشد کودکان است.

برنامه ریزی صحیح جهت استفاده از رسانه ها ، به کودکان و نوجوانان کمک می کند تا کمترین آسیب را در این زمینه ببینند و حتی چیزهای مفیدی را نیز بیاموزند . کمک های شما در انتخاب مسیر درست استفاده از رسانه ، به فرزندتان اجازه می دهد تا در کنار دیدن و استفاده از برنامه های مورد علاقه خود ، چیزهایی را نیز یاد بگیرد و به معلومات خود بیفزاید. عامل مهم دیگر در این زمینه ، یکی بودن حرف و عمل خود شما است. والدینی که فرزند خود را به استفاده درست از رسانه ها تشویق می کنند  ولی خود بی هیچ برنامه مشخصی ، به طور بی رویه از آنها استفاده می کنند ، هرگز نمی توانند نقش فردی قابل اعتماد و راهنمایی تاثیر گذار و مطمئن برای کودک و نوجوان  را بازی نماید. فرزندان هرگز از حرفهای آنها اطاعت و پیروی نمی کنند زیرا صلاحیت چنین والدینی از نظر آنها زیر سوال است و قابل قبول نمی باشد.

یادتان باشد ، شما نمی توانید  در عرض یک شبانه روز فرزندتان را متحول و ارشاد نمایید و مانع استفاده بیش از حد او از رسانه ها شوید.شما باید در این راه شکیبا باشید و پله پله سعی در یاری رساندن به فرزند خود در  زمینه استفاده درست از رسانه ها باشید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در همشهری استان

 

نقش رسانه در زندگی نوجوانان(1)

 

 در دنیای امروز ، رسانه ها ( تلویزیون ، اینترنت ، ماهواره و...) به یکی از اعضای خانواده تبدیل شده است. به گونه ای که اکثر افراد به ویژه نوجوانان نمی توانند زندگی بدون آنها را متصور شوند . آنها زمان زیادی از روز را صرف دیدن برنامه های تلویزیونی و یا گشت و گذار در دنیای پر رمز و راز اینترنت می کنند. البته این ما هستیم که با عدم برنامه ریزی صحیح برای خود و فرزندانمان ، نقش رسانه در زندگی خود را پررنگ تر از آنچه هست می کنیم. پیش از ورود به موضوع اصلی شما را با چند واقعیت آماری در مورد رسانه ها آشنا می کنیم :

 ** اعضای یک خانواده معمولی به طور متوسط هفته ای چهل ساعت تلویزیون تماشا می کنند در صورتی که صحبت های  هدفمند و تاثیر گذار در بین اعضای این خانواده ها ( به ویژه پدر و مادر با فرزندان) در حدود پنج دقیقه در هفته می باشد.

** در کشور آمریکا ، روزانه 6 میلیون فیلم اجاره می شود در حالی که کتابهایی که از کتابخانه ها امانت گرفته می شود ، در حدود 3 میلیون جلد است.

**میزان آگهی های تجاری و تبلیغاتی پخش شده از تلویزیون بسیار زیاد است و یک کودک تا هنگامی که به سن 18 سالگی برسد ، بیش از یک میلیون آگهی می بیند.

** بیش از 60 درصد خانواده ها در دنیا ، در هنگام صرف شام ، تلویزیون می بینند و به همین میزان از ارتباط اعضای این خانواده ها با یکدیگر کاسته می شود.

امروزه آمار فوق با توجه به گسترش دنیای رایانه و اینترنت رو به افزایش است و همین امر موجب افزایش فاصله های بین افراد خانواده می گردد. اما نکته حائز اهمیت در مورد رسانه ها ، تاثیر گذاری شخصیت های تلویزیونی یا سینمایی بر زندگی کودکان و الگو برداری درست یا نادرست از آنها می باشد. اگر شما کمی به رفتارها و برخوردهای  کودکان و نوجوانان دور و بر خود دقت کنید ، تاثیر هنرپیشگان ، مجریان ، خوانندگان و... را در رفتارهای فردی و اجتماعی آنها خواهید دید و هر چه فاصله روحی کودک یا نوجوان با والدین خود بیشتر باشد ، این تاثیر گذاری ها شدید تر خواهد بود و متاسفانه اغلب این الگوهای تاثیر گذار ، افرادی هستند که به طور ظاهری جذاب و از لحاظ باطنی ، بسیار سطحی  و یا حتی مبتذل هستند.

ادامه دارد...

 نویسنده: ندا نصیری ... چاپ در روزنامه همشهری استان

مامان و بابا ،من از شب می ترسم!

 دکتر شیت، استاد آموزش مشاوره در دانشگاه آلاباما در انگلستان می‌گوید: « مقوله ترس اعم از ترس‌ از شب، تاریکی، تنهایی و... مرحله ای طبیعی از رشد  به شمار می آید که گاهی تا ده سالگی کودک ادامه می یابد» هر چه یک کودک بزرگتر می شود، بیشتر به درک این واقعیت می رسد که چیزهایی در دنیا وجود دارد که می تواند به او آسیب وارد کند. او می فهمد که پدر و مادر قادر نیستند او را از همه حوادث دور نگه دارند و همین امر وی را به وحشت می اندازد. در این دوره سنی گاهی ترس از شب و تاریکی به اوج خود می رسد به گونه ای که کودک از تنها خوابیدن هراسان می شود و تمام تلاش خود را  از طریق گریه و فغان و یا لجبازی می کند تا از این مقوله فرار نماید.

روانشناسان معتقدند که بروز ترس در این برهه از زمان ، امری غیر طبیعی نیست و با برخورد درست و اصولی والدین ، خیلی زود حل می گردد. کودکان در این سن قوه تخیل فعالی دارند که گاهی از مرزهای واقعیت عبور می کند و در تشدید ترس های آنها تاثیر دارد. متاسفانه یا خوشبختانه ، دریافت اطلاعات روزانه نیز توسط کودکان از طرق گوناگون از قبیل تلویزیون ، اینترنت ، روزنامه ، مجلات  و... افزایش یافته که علارغم اثرات نیک آموزشی ، در گسترش این ترس ها موثر است.

برای از بین بردن این ترس ها باید صبور باشید زیرا نیاز به زمان دارد اما جهت کاهش این ترس ها ، می توانید از همین لحظه شروع کنید.  در ذیل شما را با چند راهکار کوچک ولی موثر در این زمینه آشنا می کنیم:

1.     او را از منابع ایجاد ترس ها ( فیلم ، اخبار ، کتابهای ترسناک و...) دور  نگه دارید. البته در انجام این کار از خشونت بپرهیزید و یا با تحریم های شدید ، او را تحریک به پیگیری و استفاده دور از چشم شما از این منابع نکنید.

2.     پیش از خواب زمانی را در کنار او باشد  تا به خواب برود . معمولا زمان قبل از خواب در این کودکان ، وقتی است که آنها به مرور حوادث و اتفاقات وحشتناک می پردازند . حضور شما  اگر با خواندن یک داستان و یا آهنگی کوتاه باشد ، می تواند به او کمک کند تا بدور از فکر کردن به فکرهای ترسناک به خواب برود.

3.     چراغ خواب کم نوری را در اتاق او بگذارید تا در تمام طول شب روشن باشد. این کار به او کمک می کند تا اگر نیمه شب نیز از خواب پرید نیاز کمتری به پناهنده شدن به اتاق شما را در خود احساس نماید.

4.     به فرزند کوچک خود اجازه دهید تا شی کم خطری که دوست دارد و فکر می کند  مایه آرامش او می شود را با خود به تختخواب ببرد  . بیشتر کودکان در این سن ، به عروسک یا بالش یا پتوی خاصی  تعلق خاطر دارند و در تخیلات خود نیز باور دارند که این اشیا از آنها محافظت می کند.

5.     به کودکان بزرگتر خود بیاموزید تا قبل از خواب چند تکنیک کوچک و ساده  جهت تمدد اعصاب ( ریلکسشن) را انجام دهند تا از تنش های روزمره رها شده و به خواب آرام تری فرو روند.

6.       در طول روز با او در مورد مواردی که به او کمک می کند تا ترس هایش کمتر شود صحبت کنید. بسیاری از والدین  تنها در هنگام شب که کودک از ترس بیدار شده با او صحبت می کنند که در آن لحظات، کمترین تاثیر را  بر او که ترس در وجودش رخنه کرده، دارد.

7.     از فرزند بزرگتر خود بخواهید تا تمام دلهره ها و نگرانی هایش را بر روی برگه ای یادداشت کند . پس از این کار ، همره با او بنشینید و به بررسی تک تک موارد بپردازید . گاهی کودک در حین این کار می بیند ، چقدر از مواردی که سبب ترس او شده بود ، بی پایه و اساس بوده است.

چه زمانی از ترس های بی شمار فرزندتان نگران شوید؟

اکثر کودکان با کارهایی که در بخش فوقانی ذکر شد ، بهبود می یابند ولی گاهی نیز پیش می آید که با تمام آنچه که انجام می دهید ، باز هم فرزندتان می ترسد و دلهره ها و نگرانی ها ، سبب ترس از شب و یا تنها خوابیدن او می گردد. در این حالت ، ترس او از حد طبیعی عبور کرده و به ترس مزمن تبدیل شده است که نیاز به کمک های یک مشاور و یا روان شناس کودک  دارید تا ابتدا ریشه این مشکل را بیابد و سپس به حل آن بپردازد.

 از نشانه های مهم ترس مزمن می توان به  گریه های  پی در پی و شدید، مقاومت در برابر جدایی از والدین حتی برای مدتی کوتاه ، کم خوابی ، بی اشتهایی و... اشاره کرد. البته گاهی ترس های شبانه ممکن است در نتیجه‌ی سوء استفاده جسمی یا عاطفی هم به وجود بیایند . در واقع فرار از تاریکی و ترس از شب ، گاهی به دلیل مشکلات عاطفی شدید کودک در محیط خانواده است که در این صورت حتما از کمک های یک مشاور خوب بهره بگیرید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری استان

نقش موسیقی در تربیت شنوایی کودکان (2)

در این زمینه تحقیقی  در دانشگاه كاليفرنيا صورت گرفت كه حدود 8 ماه به طول انجامید و نتیجه آن ، دنیای موسیقی کودک را دگرگون نمود . در برنامه آموزشی یکی از مهدکودک های ایالت کالیفرنیا ، برای 15 کودک 3 تا 5 سال، آموزش  روزانه موسیقی قرار داده شد درحالي‌كه  هم زمان به پانزده كودك دیگر در همان مرکز با بهره هوشی یکسان ، هيچ آموزش موسيقي ارائه نشد. در پايان اين مطالعه 8 ماهه، آزمايشي روي آنها صورت گرفت و گروهی که تحت تعلیم موسیقی قرار گرفته بودند ، امتیاز بالاتری در ریاضی ، منطق و حل مسائل گوناگون به دست آوردند . نتیجه حاصله از این آزمایش این بود که آموزش موسيقي مي‌تواند باعث پيشرفت هوشي كودك براي مدت طولاني و شايد هم به طور دائمي شود.

موسیقی و افزایش مهارت های کودک :

1ـ علاوه بر افزایش خلاقیت کودک ، باعث افزایش مهارتهای کلامی، مهارت خواندن  کتب، تسهیل در تلفظ کلمات در سنین خردسالی، افزایش مهارت در حل مسائل ریاضی ، مهارتهای شنیداری ،افزایش توانایی ذهنی ( بعد فضایی ذهن ، بعد محاسباتی (عددی) ، بعد ادارکی ، بعد عملکردی ذهن و... ) می گردد .

2ـ یادگیری یک آلت موسیقی به کودک در افزایش تمرکز او ،کمک چشمگیری می کند . در دنیای امروز که تمرکز در یک محدوده زمانی بر روی فعالیتی خاص، یک مهارت و کار شگفت انگیز به شمار می رود می تواند بسیار پر اهمیت و با ارزش باشد . به خصوص در سنین مدرسه ، تمرکز بر روی فعالیتهای درسی و تمرکز در کلاس درس یک نعمت بزرگ است که اغلب والدینی که فرزند مدرسه ای دارند ، به آن واقف هستند!

تقویت حس همکاری و مشارکت گروهی : بسیاری از ما صحنه هایی از دعوای دو کودک بر سر اسباب بازی را مشاهده کرده ایم که در بسیاری از مواقع به یک معضل جدی خانواده تبدیل می شود زیرا این پیام را می رساند که کودک از لحاظ مشارکت گروهی در مضیقه است . یادگیری یک  ساز،در رفع این مشکل بسیار چاره ساز است به خصوص زمانی که کودک در یک گروه موسیقی فعالیت  می کند  و یا کنسرت گروهی برگزار می نماید.

یادگیری یک آلت موسیقی در زمینه هماهنگی چشم و دست بسیار تأثیر گذار است  و به تمرکز ذهنی کودک کمک فراوانی می کند.

5ـ یادگرفتن موسیقی، باعث افزایش صبر  و محافظه کاری کودک می  شود و او می آموزد که به راحتی کنترل اعصاب خود را از دست ندهد و با صبر و استقامت و حفظ و درک شرایط به مقصود خود رسد و در زندگی آینده با چالشهای زندگی بهتر مبارزه می کند و تصمیمات بهتر ، عاقلانه تر و جدّی تری اتخاذ کند . همچنین این دسته از کودکان نسبت به گروه همسال خود از آرامش بیشتر و اضطراب کمتری برخوردار هستند .

6ـ موسیقی موجب تقویت بُعد احساسی و هوشی کودک  می شود..

یادگیری و نواختن یک ساز باعث تقویت حس عزت نفس و اعتماد به نفس در کودک می شود. او می آموزد که چگونه  با دیگران ارتباط اجتماعی بهتری برقرار کند  و همچنین چگونه از پس نیازهای خود برآید و ابتکار عمل خود را در فضای عمومی و اجتماع به نمایش بگذارد.

 

نویسنده: ندا نصیری ( چاپ در همشهری استان)

نقش  موسیقی در تربیت شنوایی کودکان (۱)

اغلب ما فکر می کنیم که موسیقی تنها برای سرگرمی است در حالی که موسیقی های مناسب و اصوات آهنگینی که در طبیعت وجود دارد موجب تکامل و افزایش توانایی های یادگیری در انسان می شود.

امروزه در کشورهای پیشرفته، در بخش های نوزادان و NICU از یک موسیقی ملایم استفاده می کنند و نشان داده شده که موسیقی می تواند واکنش های آرامش زا را در نوزادان افزایش دهد و مدت زمان گریه کردن و اضطراب را در آنها بکاهد

گوش کردن و شنیدن دو عملکرد کاملا متفاوت هستند . شنیدن، توانایی دریافت اطلاعات شنیداری از طریق اجزای گوش و گوش کردن ، توانایی تجزیه و تحلیل و واکنش در برابر اصوات است. از مقایسه این دو خصیصه با یکدیگر در می یابیم که گوش کردن یک کار ارادی و شنیدن یک کار غیر ارادی است و متاسفانه دنیای آشفته امروز پر از افرادیست که علارغم کار کرد درست بخش شنوایی، دچار ضعف مهارت گوش دادن هستند.

امروزه ، به مدد پیشرفت تکنولوژی، متخصصان در یافته اند  انسان توانایی این را دارد که مغز خود را برای گوش کردن تربیت کند و جالب تر اینکه شنیدن را نیز که امری غیر ارادیست در دست گرفته و اصلاح کند یعنی جلوی ورود اصوات مزاحم را بگیرد .پایه گذار این اصل مهم ، دکتر آلفرد توماتیس، متخصص فرانسوی گوش و حلق و بینی است که کارهای زیادی را نیز در زمینه اثر موسیقی در زندگی افراد به ویژه کودکان انجام داده است. وی معتقد است، گوش اصلی ترین کار را در یکپارچه کردن سیستم عصبی می کند. در همین راستا، برنامه ای را پیاده کرد تا برای اصلاح سیستمهای مربوط به گوش کردن و بر قراری ارتباط بهتر، از بازی موسیقی و شنیدن برخی قطعات  موسیقی کلاسیک استفاده شود که با موفقیت زیادی در دنیا رو به رو گشت.

به طور متوسط   در هر ثانیه  حدود 30000 بایت اطلاعات از طریق گوش به مغز وارد می شود که اگر در امر ورود این اطلاعات اختلالی ایجاد شود، توانایی تجزیه و تحلیل پایین آمده و فرد متهم به کم هوشی، حواس پرتی ، بی دقتی و... می شود. بسیاری از کودکان ما که بزرگسالان پر مشکل آینده هستند، دارای اختلالاتی در امر یادگیری می باشند که در بیشتر موارد این اختلالات به درست گوش نکردن بر می گردد  و قابل ترمیم و اصلاح است. یکی از بزرگترین معضلات و گلایه های خانواده ها عدم  دقت و تمرکز فرزندانشان  در انجام کارها است که این مشکل ، اغلب اوقات به عدم آموزش صحیح برای شنیدن در جامعه بر می گردد.

 

با استفاده از روش‌هاي صحيح و کاربردی مي‌توان فرهنگ و درك موسيقي را به كودك آموزش داد. در اولين گام بايد موسيقي مخصوص كودك را  به او ارائه دهیم. كودكي كه موسيقي را مي‌شناسد، با كودكي كه هيچ دركي از موسيقي ندارد، متفاوت است. نوجواني كه در كودكي، به هر موسیقی ای گوش می دهد ، در سالهاي بعدي هيچ درك صحيحي از موسيقي نخواهد داشت ولی كودكي كه با موسيقي درست و تاثیر گذار آشنا باشد، از همان ابتدا دركي اصولي از موسيقي دارد و به راحتي موسيقي اصيل و كاذب را از يكديگر تشخیص مي‌دهد

ادامه دارد...

نویسنده: ندا نصیری ( چاپ در همشهری استان)

با کودک بد اخلاق خود چه کنیم ؟(2)

به تغذيه رفتاري او توجه كنيد .

ممكن است در آخر روز فرزندتان خيلي گرسنه باشد و اين باعث بدرفتاري او شود . به جاي اين كه او را تا شام گرسنه نگه داريد ‌،‌ به او يك عصرانه سالم نظير ميوه ،‌ گردو و خشكبار بدهيد .

به او اجازه بازي دهيد .

اگر به دنبال فرزندتان مي رويد به جاي اين كه او را مستقيماً‌ به خانه بياوريد اجازه بدهيد كه در حياط مدرسه بازي كند زيرا با اين كار انرژي ذخيره شده در كودك آزاد مي شود . به جدول زمان بندي شده فرزندتان توجه كنيد . آيا فعاليت هاي بعد از مدرسه او خيلي زياد و فشرده است ؟ حتي اگر فرزندتان ادعا كرد كه همه آن ها را دوست دارد ، ‌ممكن است قدري سنگين باشد . سعي كنيد برنامه اي بريزيد كه كودك تان فرصت بيشتري داشته باشد تا با دوستانش يا به تنهايي بازي كند . برنامه بعد از مدرسه اش طوري باشد كه زمان بازي و سرگرمي او را نيز در برگيرد .

او را به عذرخواهي تشويق كنيد .

اگر فرزندتان بي تربيت و گستاخ است ،‌ از اين فرصت براي آموزش عفو و گذشت استفاده كنيد . به او موقع خواب بگوييد : "هفته گذشته يادت مي آيد كه من عصباني شدم و بعد برگشتم و از تو معذرت خواهي كردم ؟ وقتي كه تو هم عصباني مي شوي ،‌ انتظار دارم كه عذرخواهي كني ." اگر چه براي كودكان اين سن پذيرفتن اين كه كار اشتباهي انجام داده اند ،‌ سخت است ، ولي پافشاري در معذرت خواهي كمك مي كند تا آن ها ياد بگيرند كه چگونه اشتباه خود را جبران كنند . در نهايت ،‌ سعي كنيد كه از رفتار نامناسب فرزندتان برداشت بدي نداشته باشيد . در حقيقت اين گونه رفتار بدين معنا نيست كه او معلم و والدين دوستانش را بيشتر از شما دوست دارد و بيشتر احترام مي گذارد بلكه او مي داند كه خانه جايي است كه او را از همه جا بيشتر دوست دارند بنابراين برايش مهم نيست كه چه كار مي كند .

آيا مدرسه براي كودكان خسته كننده است !

كارشناسان مي گويند كه جاي تعجب نيست كه كودكان در آخر روز بداخلاق     مي شوند . چون استانداردها در مقاطع تحصيلي بالا ،‌ آمادگي ها و مهد كودك ها به شدت آموزشي و علمي ـ ساختاري و هيجان آور شده است . با يك همه پرسي از كودكان مشخص شده است كه تكاليف مدرسه ، كارهاي كلاسي و امتحان هاي آخر هفته خيلي زياد و فشرده هستند . حتي بعضي از مدارس زنگ تفريح را كوتاه و يا حذف كرده اند . اگر به نظر مي رسد مدرسه فرزندتان برنامه آموزشي سختي دارد ،‌ اين مسأله حائز اهميت است كه فعاليت هاي خارج از مدرسه او كمتر با برنامه آموزشي مدرسه او مرتبط باشد . همچنين فعاليت هاي او را بيشتر به بازي هاي خلاق اختصاص دهيد .

  نویسنده: لادن نصیری ... چاپ در ماهنامه کودک

با كودك بد اخلاق خود چه كنيم ؟(1)

 

آيا فرزندتان در مدرسه و هنگام بازي ،‌ رفتار خوبي دارد ولي در خانه عصباني و خودخواه است ؟ هنگامي كه فرزندتان در مدرسه است ،‌ احتمالاً ‌او به حرف هاي معلم خوب گوش مي دهد و با دوستانش به خوبي بازي مي كند و همه چيز به آرامي پيش مي رود . با وجود تمام كارهاي مشكل از جمله گوش دادن به درس      و چيزهاي ديگري كه در مكان هاي عمومي اتفاق مي افتد او كاملاً آرام و صبور به نظر مي رسد ولي آيا در منزل نزد شما نيز اين گونه رفتار مي كند ،‌ ياطوفانی از خشم و فرياد و عصبانيت است .

هنگامي كه وقت دكتر داشتم قرار شد كه فرزند 6 ساله ام را به جاي اين كه همراه خود ببرم ،‌ در خانه يكي از بستگان بگذارم . پس از اين كه فرزندم از خانه آن ها به منزل بازگشت ،‌ او در مورد ساعات خوشي كه آن جا داشته تعريف مي كرد . ولي به محض اين كه در بسته شد و من گفتم كه الان موقع انجام تكاليف مدرسه است با عصبانيت فرياد زد : "من تكاليفم را انجام نمي دهم و شما نمي توانيد مرا مجبور كنيد." هنگامي كه به او گفتم بايد چند دقيقه ديگر تكاليفت را بنويسي ، او با تندي گفت : "خوب حالا همه آن ها را خودم به تنهايي انجام مي دهم" و به طور عجيبي همه تكاليفش را بي دقت و بدخط نوشت .

كاملاً‌ طبيعي است كه كودكان 6ـ5 ساله شخصيتي دوگانه داشته باشند : يك شخصيت ،‌ وقتي با ديگران هستند و شخصيتي كاملاً‌ متفاوت هنگامي كه با والدينشان هستند . كودكان براي بدرفتاري با پدر و مادرشان مستعدتر هستند چون آن ها در مقابل رفتاري كه از خود در برابر آن ها نشان مي دهند احساس امنيت بيشتري مي كنند .

به عقيده يكي از كارشناسان : به طور عمومي ،‌ عاطفي و عقلاني ،‌ شايد مدرسه براي كودكان 6ـ5 ساله خسته كننده باشد . آن ها بايد يك جا بنشينند ،‌ از قوانين خاصي اطاعت كنند ،‌ رعايت كردن نوبت ممكن است براي آن ها خسته كننده باشد ،‌ در صورتي كه كودكان مي خواهند ،‌ معلم از آن ها راضي باشد و دوست ندارند كه به عنوان فردي شلوغ شناخته شوند . به علاوه ممكن است در آن جا بچه هاي بزرگتر باشند كه كودكان 6ـ5 ساله از آن ها بترسند . در نتيجه تمام انرژي و جنب و جوش آن ها در طي روز يك جا جمع مي شود . وقتي به خانه بازمي گردند ، مي خواهند استراحت كنند . همان كاري كه ما بزرگ ترها انجام مي دهيم ولي با اين تفاوت كه ما استراحت كردن را به معني پا روي پا گذاشتن و روزنامه خواندن مي دانيم ولي كودكان آن را به معناي انجام دادن و گفتن هر آن چه كه مي خواهند ، تلقي   مي كنند .

با استفاده از روش هاي زير مي توان آرامش را در خانه برقرار كرد :

او را به احترام گذاشتن تشويق كنيد .

به طور كلي ، شما مي دانيد كه چرا فرزندتان بعضي كارها را انجام مي دهد ،‌ ولي اين بدان معنا نيست كه مجبور باشيد همه اين ها را قبول كنيد . در حقيقت ،‌ آن چه بيش از همه اهميت دارد اين است كه او را درمقابل بعضي از كارها محدود كنيد و مطمئن شويد كه فرزندتان تشخيص مي دهد كه چه رفتاري مناسب است . شما بگوييد : "تو معلمت را با اسم كوچك صدا نمي كني ،‌ و اجازه نداري مرا با نام ديگري بخواني ." همچنين اگر احساسات كودك تان را بشناسيد بسيار مفيد است ،‌ مثلاً‌ : "مي دانم كه الان عصباني هستي ،‌ اما اجازه نداري كه با من بدرفتاري كني" يا"مي دانم كه خسته هستي . ولي امروز بايد تمام تكاليفت را انجام دهي . آخر هفته به اندازه كافي براي انجام كارهاي ديگر وقت داري . "

برنامه معيني براي بعد از مدرسه ، مشخص كنيد .

با استفاده از يك برنامه مخصوص ،‌ فرزندتان مي داند كه بعد از آمدن از مدرسه بايد طبق آن برنامه عمل كند . بسياري از والدين با اين پيشنهاد براي فرزنداني كه تكليف شب دارند ، موافقند ،‌ ولي كودكان 6ـ5 ساله به برنامه ريزي ساده تري نياز دارند .

ادامه دارد...

 نویسنده: لادن نصیری ... چاپ در ماهنامه کودک

امان از امتحان دیکته (2)

مشکلات شایع این دسته از کودکان در املا عبارت است از:

1-       در نوشتن املای کلمات با حروف همصدا دچار مشکل هستند. برای مثال ذرت را زرت  یا ظلم را ضلم می نویسند..

2-   حروفی را اشتباهی به جای حرف دیگر به کار می برند، این اشکال در حروفی که از نظر فضایی کمی شبیه به هم هستند وجود دارد. مانند: (( ب، پ، ت، ث)) به طور مثال چاقو را جاقو و یا توپ را توت می نویسند.

3-   هنگام املا، کلمات یا حروف را جا می اندازند. به عنوان مثال بسیار را سیار می نویسند .

4-   کلمات را همان گونه که تلفظ می کنند می نویسند. به عنوان مثال، صبح را سپ یا خواهر را خاهر می نویسند.

5-   گاهی کلمات را به صورت معکوس به کار می برند. به عنوان نمونه دور را رور می نویسند.

این دانش آموزان اغلب در نوشتن املا بسیار کند و آهسته عمل می کنند، به طوری که از دیگر دانش آموزان عقب می مانند. همچنین در نوشتن املای صحیح کلمات با حروف همصدا مانند ( س، ص، ث) و ( ز، ض، ظ، ذ) نیز  دچار مشکلات بیشتری هستند.

 

برای کودکانی که با ناتوانی های شديد هجي كردن رو به رو هستند می توانید از روش ذیل استفاده نمایید:

1.يك كلمه ناشناخته را بر روي تخته يا كاغذ بنويسيد و آن را  چند بار تلفظ كنيد.

2. از كودك بخواهيد كه به آن كلمه نگاه كند وهمراه شما آن را تلفظ نماید.

3. به كودك بگویید در حاليكه به كلمه نگاه مي كند، هر يك از حروف را آن چنان كه در كلمه نوشته شده، با انگشتان خود ترسيم كند. در اين حالت به كودكان اجازه دهيد كه هر يك از حروف را جداگانهبخواند. اين کار به كودك كمك مي كند تا به طور دقيق تري آن كلمه را مجسم كند.

4. كلمه را پاک کنید و يا آن را از ديد كودك بپوشانيد. سپس از او بخواهيد تا آن را با انگشتان خود در هوا بنویسد و در همان حال نیز تلفظ کند. این کار را چندین بار تکرار کنید.

 5. پس از اینکه چند کلمه را به این صورت آموخت ، آنها را بر روی کاغذ یا تخته بنویسید و سپس از كودك بخواهيد تاآنها رابخواند یا کلمه ای که می گویید را در بین کلمات بیابد.

 6. حال از كودك بخواهيد كلمه اي را که می گویید  در هوا  یا روی کاغذ بنویسد. چنانچه كودك دچار مشکل بود،گام 2 تا 5 را تكرار كنيد.

 

گامهای تکنیکی در جهت رفع و کاهش مشکلات نوشتاری

 

1-   اولین گام، بررسی وضعیت بینایی دانش آموز است. در صورت عدم مشکل جدی در چشمها، ادراک بینایی نیز نقش مهمی را در یادگیری خواندن و نوشتن دارد. تعدادی از دانش آموزان در تمریناتی که مربوط به این فرآیند است با مشکل رو به رو هستند. به عنوان مثال دانش آموز نمی تواند بین کلماتی مانند حوادث، حوادس، هوادس و... تفاوت بگذارد.

2-   بررسی وضعیت اندام گفتاری دانش آموز نیز در این دسته از کودکان ضروری است. از عوامل دیگری که باعث غلطهای املایی می شود اختلال تلفظ است. به عنوان مثال، دانش آموزی که زیپ را دیپ تلفظ می کند در املا نیز همین طور عمل می نماید. بنابراین این کودکان باید به گفتار درمان مراجعه نمایند.

3-   ارزیابی مهارتهای حرکتی ظریف دانش آموز نیز باید مد نظر باشد، زیرا در بعضی از مواقع بر اثر شیوه نوشتن نامناسب، غلطهای املایی زیاد می شود، در نتیجه باید طرز صحیح قرار گرفتن مداد بین انگشتان، وضعیت نشستن و قرار گرفتن کاغذ مقابل دانش آموز، به او آموخته شود. در این زمینه تمرینات مربوط به هماهنگی چشم و دست  کمک زیادی به رفع این مشکل می کند.

4-   بررسی حافظه بینایی دانش آموز نیز از اهمیت لازم برخوردار است. یکی از علل اصلی ناتوانی در املای صحیح کلمات با حروف همصدا مربوط به ضعف در حافظه بینایی دانش آموز است. اکثر این کودکان نمی توانند آنچه را که از تک تک حروف یا ترتیب توالی آنها از طریق دیدن به خاطر سپرده اند حفظ کنند.

5-   تعدادی از کودکان نیز در پیوند دادن صدا و نماد نوشتاری دارای مشکل هستند و نمی توانند صداهایی را که می شنوند به نماد مناسب آن تبدیل نمایند که علت آن  گاهی ناشی از ضعف در حافظه شنیداری و تشخیص و تمیز شنیداری می باشد.

 

نویسنده: ندا نصیری.... چاپ در ماهنامه کودک

امان از امتحان دیکته! (1)

اگر نگاهی به دور و بر خود بیندازید با کسانی رو به رو می شوید که از هر ده کلمه ای که می نویسند ، حداقل دو ، سه کلمه آن با اشکال املایی رو به رو است. گروه سنی این افراد می تواند از 7 تا 70 سال باشد . افرادی که دارای اختلال یادگیری در مبحث نوشتن هستند. این اشخاص اگر مسیر درستی را برای مبارزه با مشکل خود بیابند ، می توانند انسانهایی موفق در زمینه کاری و تحصیلی باشند . تاکنون دانشمندان ، مهندسان و پزشکان زیادی بوده اند که علارغم مشکل نوشتاری ، در کار خود بسیار موفق بوده اند .  در مبحث نوشتن ممکن است فرد با سه مشکل رو به رو شود:

1.     مشكل املايي :گاهی املاي بعضي كلمات آن قدر مشکل دار است كه تشخيص کلمه صحیح را بسیار دشوار و حتی گاهی نا ممکن می کند.

2.     مشكل نوشتن :گاهی خط فرد آن قدر بد است كه قابل خواندن نيست .

3.     اختلال زبان: گاهی ممكن است   تشخیص زبان به كار برده شده مشکل باشد به گونه ای که در نوشتن کودک ایجاد اشکال نماید.

فرآيند املا در مغز

 دانشمندان دریافته اند که  در هنگام دیدن یک کلمه ،ابتدا آن  كلمه وارد بخشي از مغز مي شود و  سپس به ناحيه ي نوشتاري مي رود  تا املاي كلمه را به هنگام نوشتن كنترل كند.در این زمینه ،دو مسير متفاوت براي فرآيند املا وجود دارد تا لغت  از سيستم شناختي به ناحيه ي نوشتاري برود. اگر كلمه آشنا باشد از مسير 1 مي رود و اگر نا آشنا باشد از مسير 2 مي رود.

 در مسير 1کودک  با كلمات آشنا رو به رو است. در نتیجه  فر آیند مشابه سازی  در مغز به سرعت رخ می دهد و کلمه مورد نظر را از انبار  كلمات موجود در ذهن پیدا می کند.

 درمسير 2 کودک با كلمات نا آشنا رو به رو است.  ابتدا يك مرحله ي آواشناسي صورت می گیرد تا كلمه به اصوات تشكيل دهنده اش (آواها) تجزيه شود آن گاه قبل از ورود به ناحيه ي نوشتاري آوا به نويسه، پردازش مي شود تا ناحيه ي نوشتاري مغز  طرز نوشته شدن كلمه را كنترل كند.

شواهد نشان مي دهد  که كودكان با مشكل املاي منفرد از كودكان با مشكل توأم خواندن و املا در آزمون هايي كه نقص شناختي بنيادين را مشخص مي كند، متفاوت هستند.در واقع  كودكان با نقائص املاي منفرد مهارت هاي زباني نسبتاً بهتري دارند و مشكلاتشان در مسير آواشناسی (مسير 2) است اما كودكان با مشكل توأم املا و خواندن به نظر مي رسد مهارت هاي زباني ضعيف تري دارند و نقائص آوايي (آواشناسي) و هم چنين نقائص غيرآوايي (واژگاني) در املا دارند (مسيرهاي1و2)

 در اینجا به بررسی مشكل املايي در کودکان می پردازیم. برای پیدا کردن راهکارهای اساسی در این زمینه ، روان شناسان آزمون هايي را از کودک می گیرند تا درجه اختلال نوشتاری مشخص شود. به طور كلي چندين آزمون املايي  استاندارد وجود دارد که بر اساس مشکل فرد ، یک یا چند نمونه از آنها گرفته می شود. به طور مثال،  ممکن است آزموني نشان دهد که كودك مشكلاتي در هجي كردن املا دارد ولي در تشخيص كلماتي كه املاي غلط دارند مشكلي ندارد .در نتيجه مشكل او ممكن است ناشي از مشكلات در حفظ كلمه باشد. هم چنين روانشناسان  تلاش می کنند که از بین غلط هاي املايي مختلف نظير غلط هاي آوايي، ديداری و ...که در ادامه مقاله به آنها اشاراتی می کنیم، تفاوت قائل شوند.

 مثلا اگر املاي كودك غلط هاي آوايي، زيادي دارد، ممكن است مهارت هاي شنوايي كودك را  امتحان کنند تا مشخص شود  آيا او مي تواند تفاوت بين اصوات مختلفي كه مي شنود  را متوجه شود یا نه. البته قابل ذکر است که شنوايي كليه ي كودكان با مشكل خواندن یا نوشتن ، بايد ارزيابي شود.

 

  مشکلات املایی به چند بخش تقسیم می شوند:

1. آوايي

اين خطا در كودكان دارای مشكل املايی بسیار رایج است. خطاهاي آوايي از لحاظ شكل كلمه داراي املاي درستي هستند ولي به هنگام خواندن اصوات غلطي دارند.

2.ديداري

برخلاف خطاهاي آوايي، خطاهاي ديداري اصوات درستي دارند ولي از لحاظ شكل كلمه غلط هستند. اين خطاها نشان مي دهند كه سيستم آواشناسي به دليل مشكل در يادآوري ديداري كلمات آشنا، دچار مشکل است .

3. جانشين سازي حروف

 اين خطا ممكن است ناشي از مشكلات ادراك ديداري باشند.

4. اضافه كردن و حذف كردن حروف

در خطاي اضافه كردن، يك حرف اضافي به يك كلمه افزوده مي شود که مي تواند به علت مشكلات واژگاني يا آواشناسي باشد. بعضي از حذف كردن ها نیز به مشکلات شنیداری بر می گردد.

5. زنجيره اي

این خطاها به مشكلات سازمان دهي زنجيره اي مربوط هستند. به این صورت که نوشتن بعضی از حروف در کنار هم را بر اساس عادت انجام می دهیم.

6.خطاهاي غيرمنطقي

اينگونه خطاها با الگوهايي كه در بالا ذکر شد، شباهتی ندارند. آنها نه  از لحاظ شكلی صحيح هستند و نه  از نظرصوتی.

ادامه دارد...

 

 نویسنده: ندا نصیری .. چاپ در ماهنامه کودک

فرزندان طلاق را رها نکنیم!

 

بسیاری از کودکان بعد از طلاق به خاطر بحران روحی ای که دچار می شوند وجود خود را عامل طلاق می دانند آنها خاطراتی را مرور کنند که با پدر ومادر خود بر سر موضوعی بحث کرده اند و در نهایت منجر به دعوا و کشمکش بین آنان شده است و یا اختلاف نظر بین والدین در تربیت ، ثبت نام کلاسهای گوناگون و ... که همه موضوعاتی مرتبط با کودک بوده است را عامل جدایی می دانند لذا وظیفة والدین است حتی در صورتیکه فرزندتان در این باره جمله ای به زبان نمی آورد به او این اطمینان را بدهید که علّت جدایی آنها ربطی به حضور او نداشته است و او را از این باور غلط و ناراحت کننده بیرون بیاورید . همه كودكان پس از جدايي والدين احساس درماندگي مي كنند.  معمولا در دو سال اول پس از طلاق ،كودكان لجباز ، افسرده و پرخاشگر تر از پیش مي شوند. وضعيت تحصيلي آنها افت مي كند و ممكن است بيشتر  دچار بيماری شوند. حتی در برخی از کودکان دیده شده که پنج سال پس از طلاق  هم، هنوز اختلالات چشمگيري مثل افسردگي را بروز مي دهند.

 

بسته به سن کودک ، دلایل طلاق و عدم امکان ادامه دادن رابطه را برایش توضیح دهید . چند راهکار   کاربردی برای کمک به فرزندان طلاق:

1ـ پیش از طلاق برای صحبت کردن راجع به طلاق ، جدایی و تغییرات زندگی با فرزندتان برنامه ریزی کنید . بهتر است صحبت کردن تدریجی دربارة طلاق با فرزندتان در حضور همسرتان باشد

2ـ هرگز در حضور فرزندتان با همسر سابقتان بحث و جدل نکنید .

هرگز در حضور فرزندتان از خصوصیات بد همسرتان بد گویی نکنید و اعتماد فرزندتان را نسبت به او از بین نبرید. همچنین ادب و احترام به همسر سابق را در حضور فرزندتان حفظ کنید .

4ـ ارتباط محدود و در چهارچوبی با همسر سابقتان به خاطر فرزندتان داشته باشید . در صورتیکه از ارتباط با همسر سابق دچار خشم ، ترس ، غم ، و گناه می شوید کسی از افراد خانواده و یا دوستان را مسئول حفظ رابطه محدود و رد و بدل کردن اطلاعات در رابطه با فرزندتان کنید و به خاطر حضور کودک  هرگز این ارتباط را به طور کلی قطع نکنید اگر چه همواره  می توان امیدوار بود که از طریق نوشتن و صحبت کردن می توان انرژیهای منفی ، خشم و کینه را از خود دور کرد و شخصاً به عنوان والد در  ارتباط با پدر و یا مادر فرزندتان باشید .

5ـ در رابطه با تغییر و تحولات زندگی بعد از جدایی ، اطلاعاتی به فرزندتان بدهید . اگر تغییری در مدرسه و فعالیتهای او پیش آمد آن را عنوان کنید . البته از ذکر جزئیات خودداری کنید زیرا همین امر باعث ایجاد اضطراب و ترس از ورود به سرزمین ناشناخته ها می شود . ( در مورد فرزندان بزرگتر مطمئناً شما مجبور به بیان اطلاعات بیشتر خواهد شد زیرا ذهن پرسشگر آنها را نمی توانید بدون پاسخ بگذارید ولی تا حد امکان در مرحلة اول از بیان تغییراتی که منجر به اضطراب در آنها می شود خودداری کنید .)

داشتن برنامه زمان بندی فعالیتهای روزانه نیز از دیگر راهکارهای رفع احساس اضطراب و نگرانی است مثلاً با مشورت و توافق با او ،  ساعت خواب ، مطالعه ، ورزش و ... را مشخص کنید . این امر باعث به وجود آمدن حس امنیت ، آرامش و ... می شود و به آنها کمک می کند که چگونه به طور ناخودآگاه به اضطرابشان غلبه کنند

7- همواره در هنگام صحبت کردن راجع به مشکلاتی که منجر به  جدایی تان شده است نسبت به همسرتان بی احترامی نکنید .

نویسنده: ندا نصیری ... چاپ در ماهنامه کودک

من معلم خوبی هستم ؟

 تقدیم به همه معلمان خوب

نخستین دیدار یک معلم با دانش آموزانش نقش مهمی در روابط 9 ماه تحصیلی آنها با یکدیگر دارد.در روز نخست ،معرفی خودتان به عنوان آموزگار امر مهمی است دانستن این که شما چه کسی هستید و به چه چیزهایی علاقه مندید یکی از مسائل بسیار مهم برای دانش آموزان است و توجه آنها را جلب می کند . یادگیری در کلاس درس نتیجه رابطه متقابل بین افراد است . برخی اوقات دانش آموز هرگز احساس نمی کند که آموزگار او یک شخص معمولی است و عکس العمل او در مقابل معلمش غیر قابل تصور است . توضیح در مورد خصوصیات اخلاقی و سهیم کردن آن ها در برخی اطلاعات شخصی در مورد شما می تواند موجب ایجاد یک رابطه ی سازنده شود .

شما باید تجربیات خود را در مورد نحوه ی یادگیری تان با دانش آموز در میان بگذارید . چه گونه درس می خواندید ، چه تحصیلاتی دارید، چه نوع کتابهایی را مطالعه می کنید ؟ همچنین به آن ها بگویید که به عنوان معلم از آن ها چه انتظاری دارید ؟ نظر شما در مورد آموزش و یادگیری چیست ؟ و در پایان دوره تحصیلی چه آرزویی برای آنان دارید ؟

ابتدا نام خود را بر روی تخته سیاه بنویسید تا آن ها معنی آن را بدانند   بتوانند به درستی تلفظ کنند . بسیار تعجب آور است که بسیاری از دانش آموزان اسم معلم خود را نمی دانند . به آن ها اجازه دهید تا بدانند کی و کجا مناسب است تا بیرون از کلاس با شما تماس بگیرند . آیا شما وقت کوتاهی پس از کلاس را به آن دسته از سوالاتی که اصلاً مربوط به کلاس نیستند اختصاص می دهید ؟

 

انتظارات پایان دوره تحصیلی

یک برنامه ی تحصیلی درست می تواند دانش آموز را به سمت فهم انتظارات تحصیلی سوق دهد . تا بداند که چه کارهایی باید درطول ترم انجام دهد . معلم می تواند به آن ها نظراتی را ارائه دهد تا مادامی که او به آن ها کمک می کند بتوانند مطالب را بیاموزند و در مقابل یادگیری تمام اهداف تحصیلی این دوره مسئول باشند .

این برنامه ی تحصیلی باید همچنین شامل اطلاعاتی درمورد دوره تحصیلی ، خط مشی ها،احتیاجات ، آزمون ها ، مراجع ، کتب درسی ، کتاب های کمک آموزشی ، پیش نیازها ، برنامه تحصیلی ، روش نمره دهی و غیره باشد .

به دانش آموزان بگویید که انتظار شما در مورد استفاده از کتاب های درسی در روند یادگیری چگونه است و فواید استفاده از کتاب ها را برای آن ها توضیح دهید . هرگز از کتاب درسی ویا نویسنده آن انتقاد نکنید . این مسأله سازنده نیست . می تواند در تضعیف یادگیری آن ها مؤثر باشد. اگر موضوعات کتب درسی با نظرات شما مغایرت دارد به دانش آموز توضیح دهید که ممکن است که از منابع بیشتری در امر آموزش به آنها استفاده نمایید.

سؤالات دانش آموز

به دانش آموزان فرصت بدهید تا سؤالات خود را در مورد محیط کلاس ،شخص شما به عنوان معلم ، درس و دیگر مواردی که برای آنها مهم است ، بپرسند. این بدان معنی نیست که شما روش تدریس  و یا عملکرد خود را تغییر می دهید بلکه می توانید به تمام سؤالات آن ها گوش داده و و سعی کنید پاسخهای منطقی دهید.

 

واکنش دانش آموز

در پایان اولین زنگ کلاس درس ، به دانش آموز دو دقیقه فرصت دهید تا نظرات خود را راجع به روز اول مدرسه بر روی کاغذ بنویسد . از او بخواهید تا برگه را بدون اسم به شما بدهد تا بتوانید نقطه نظرات درست و کاملی از آن ها به دست آورید . این مسأله باعث می شود تا سؤالاتی که دانش آموزان از پرسیدن آن هراسان بودند و یا خجالت می کشیدند بر روی کاغذ نوشته شود و شما از آن ها مطلع گردید . به علاوه شرایطی ایجادمی  شود و دانش آموز می فهمد که در مقابل میزان یادگیری در کلاس درس مسئول است .

فهرستی از کارهای روز اول مدرسه

1 ـ آیا من انرژی لازم برای ایجاد اشتیاق در کلاس درس را دارم ؟

2 ـ آیا نحوه ی چیدمان کلاس برای انجام فعالیت های روزمره مناسب است؟

3 ـ آیا اسم من وموضوع درس بر روی تخته سیاه نوشته شده بود ؟

4 ـ آیا من توانستم کاری کنم تا دانش آموزان در اولین برخورد کمتر عصبی و نگران باشند ؟

5 ـ آیا من راهی برای معرفی بچه ها ارائه کردم ؟

6 ـ آیا راهی برای جمع آوری اطلاعات گذشته و پیش فرض دانش آموز ، علاقه مندی های او ، انتظارات و نگرانی ها و سؤالاتش داشتم ؟

7 ـ آیا این دوره برای دانش آموزان کامل و واضح بود ؟

8 ـ آیا من مطالبی کلی در مورد چگونگی ارزیابی دانش آموزان تهیه کردم ؟

9 ـ آیا در مورد داشتن اطلاعات مورد نیاز از هر دانش آموز آگاهی کافی دارم ؟

10 ـ آیا راهی برای برخورد با واکنش دانش آموزان داشتم ؟

11 ـ وقتی که کلاس تمام شد ، آیا دانش آموزان دوست دارند که دوباره به کلاس من  برگردند ؟  آیا خودم هم دوست دارم به بچه های این کلاس درس دهم؟          

     نویسنده: ندا نصیری...........چاپ در ماهنامه کودک

نکات کاربردی برای دستیابی به موفقیت     

                   

                                        مطالعه

·       در هنگام مطالعه درسی ، چند برگ کاغذ یا یک دفترچه کوچک در کنار خود قرار بدهید . و وقتی که حواستان پرت موضوعی می شود و یا یک فکر مزاحم ، شما را از مسیر اصلی تان دور می کند ، سریع آن را یادداشت کرده و دوباره به سراغ درس خواندنتان برگردید .

·       در هنگام مطالعه لباس راحت به تن کنید . لباس شما باید به گونه ای باشد که دچار تنگی نفس نشده و به راحتی دست و پایتان را در آن تکان دهید .

·       سعی کنید وقتی که درس می خوانید ، پشت میز بنشینید . زیرا راه رفتن و تکیه دادن به دیوار و یا دراز کشیدن ، باعث می شود که به سرعت از حال و هوای مطالعه خارج و یا دچار خستگی شده و تمرکز خود را از دست دهید .

·       موضوعات مطالعاتی خود را به بخش های کوچک تقسیم کنید . دستیابی به هدفهای کوچک ، مشوق خوبی برای تلاش بیشتر در جهت رسیدن به هدف اصلی است . مثلاً می توانید یک فصل ده صفحه ای را به 4 یا 5 بخش کوچک تقسیم کنید و سپس به خواندن بپردازید .

·       پیش از شروع به مطالعه ، حتماً غذا ویا میان وعده سبکی بخورید تا درحین کار به دلیل گرسنگی ، حواستان پرت نشده و در مطالعه شما خللی وارد نگردد .

                      

                                       هنر سخنرانی

بسیاری از شما دانش آموزان عزیز ، همیشه از اینکه معلم تحقیقی بدهد و از شما بخواهد که آن را به صورت کنفرانس برای سایر دوستان رائه دهید، فراری هستید . وحشت از سخنرانی مشکلی است که خیلی از افراد حتی بزرگسالان درگیر آن هستند ولی یکی از رموز دستیابی به موفقیت این است که توانایی سخنرانی کردن در حد عالی را داشته باشید . برای رسیدن به این هدف ، چند راهکار کاربردی وجود دارد که با انجام آنها وتمرین مداوم ، از این به بعد می توانید در ارائه کنفرانسها پیش قدم شوید.

·       برای تبدیل شدن به یک سخنران خوب باید دامنه لغات خود را افزایش دهید . یکی از اصلی ترین عوامل عدم موفقیت در این کار ، مشکل دستیابی سریع به لغات و عبارات مناسب است .

·       برای سخنرانی خود حتماً شروع و پایان خوب و جذابی در نظر بگیرید . برای این کار می توانید از ضرب المثل ، شعر و یا داستانهای کوتاه مرتبط با موضوع سخنرانی استفاده نمایید .

·       با صدایی یکنواخت و بی روح حرف نزنید . درجه صدای خود را بالا و پایین برده و سرعت صحبت کردنتان را تغییر دهید .

·       متن سخنرانی خود را به صورتی بنویسید که شنوندگان نیز از طریق چند سوال ساده درگیر کار شوند ؛ البته در این کار افراط نکنید زیرا ممکن است جهت موضوع صحبت به کلی عوض شود .

·       از کارهایی که حواس شنوندگان را پرت می کند دوری کنید . مثلاً دستتان را بیش از حد تکان ندهید ، با لباستان بازی نکنید ، کاغذهایتان را خیلی جا به جا نکنید و ...

·       پیش از سخنرانی ، حتماً چند بار جلوی آینه و یا در مقابل افراد خانواده و دوستان این کار را انجام دهید .

·       اگر هنگام سخنران دچار اضطراب شدید ، کمی مکث کرده ، نفس عمیقی بکشید و سعی کنید تمام ماهیچه های بدنتان را شل نمایید . سپس لبخندی زده و دوباره به کار خود ادامه دهید .

نویسنده: ندا و لادن نصیری .... چاپ در مجله موفقیت

نکات کاربردی برای دستیابی به موفقیت  

 

  تقویت حافظه : برای موفقیت در تحصیل

·       از همان ابتدا ، سعی کنید که نکته ای در درس جا نماند . همه را خوب و دقیق یاد گرفته باشید . این مسأله کمک زیادی به یاد سپاری بهتر شما می کند .

·        یادتان باشد که پس از طی 24 ساعت از فراگیری یک مطلب ، حدود 70 درصد آن فراموش می شود . پس برای اینکه در مطالعه بعدی راحت بوده و سرعت مرور درسیتان بالا رود ، حتماً قبل از 24 ساعت، یک نگاهی به آن بیاندازید .

·       استفاده از یادداشت برداری های خلاق و هدفمند ، باعث می شود که توجه شما بیشتر جلب شده و بهتر مطلب را به حافظه بسپارید .

·       طبقه بندی مطالب بر اساس ، حروف الفبا ، زمان ، تشابهات ، تفاوتها ، مفهوم و ... راهی مناسب برای به یاد سپاری سریع و ماندگاری بالا در ذهن است

·       برای یادگیری هر چه بیشتر ، از تصاویر و اشکال مختلف برای مبحث مورد مطالعه استفاده نمایید .

·       گاهی اوقات عجیب وغریب و خنده دار نوشتن یک موضوع ، کمک زیادی به یادگیری و به خاطر سپردن آن مطلب می کند . 

                         

                                    هنر نه گفتن

حتماً برای بسیاری از شما دوستان عزیزنیز پیش آمده که در مقابل خواسته دیگران ، علارغم میل باطنی خود ، جواب مثبت داده اید و ناچار به انجام کاری که دوست نداشته اید شده اید . تقویت هنر نه گفتن به شما کمک می کند تا برای انجام کارهایی که دوست ندارید ، دچار دردسر نشده و در عین حال با آرامش بیشتری به زندگی خود ادامه دهید.

·       سعی کنید همیشه به خود فرصتی برای فکر کردن بدهید .به همین دلیل بهتر است از پاسخ مثبت سریع خودداری کرده و به فرد مقابل بگویید که بعد از تصمیم گیری و فکر کردن ، به او جواب می دهید .

·       برای دادن پاسخ منفی نیازی به برخورد عصبی و خشن نیست . شما می توانید ، در کمال آرامش شرایط خود را برای دوستتان توضیح داده و سپس جواب منفی بدهید .

·       از رفتار طرف مقابل نترسید . اگر فردی به دلیل پاسخ منطقی ولی منفی شما ، عصبانی شده و با شما برخورد بدی می کند ، لایق دوستی با شما نیست . این فرد نشان داده تا وقتی که موافق او باشید ، دوستی خوب به حساب می آیید .

·       در هیچ شرایطی ادب و متانت در گفتار و کردار را فراموش نکنید . ممکن است فرد مقابل با برخورد بد و نا مناسب شما را عصبانی کند.

·       همین امروز زمانی را به پیدا کردن پاسخ های منفی مودبانه اختصاص دهید تا هنگامی که در موقعیت خاصی گیر افتادید ، دچار سردرگمی نشوید .

 

ادامه دارد....

 نویسنده: ندا و لادن نصیری .... چاپ در مجله موفقیت

کارگاه تابستانی بازی های فکری با موسیقی

بازی های فکری با موسیقی

( تقویت حافظه و تمرکز در کودکان)

حواس پنجگانه، پل ارتباطی ما با محیط و ابزار تجربه کردن، آموختن و درک کردن است. بخش درکی این حواس از توانایی بالقوه ی شگرفی برخورداست که با صرف تلاشی هدفمند  بارور شده و در خدمت فعالیت های سازنده ی فکری قرار خواهد گرفت.

بازی های فکری با موسیقی، مجموعه تمرینات مشخصی است که بر پرورش حواس شنوایی و بینایی و کسب تعادل متمرکز شده است. پرداختن به آن ها در محیطی شاد و دوستانه فرصت مناسبی را برای تکیه بر توانایی های درکی چون قدرت استدلال، حافظه و تمرکز فراهم می آورد. ضمن پرورش چند جانبه ی این قابلیت ها، رشد اجتماعی و بهبود وضعیت تحصیلی  کودکان را به همراه دارد. در این بازی ها  نیازهای  رشدی کودکان هنجار، کم شنوا، دارای مشکلات یادگیری و اختلال تمرکز  نیز پیش بینی شده است.

کلاس بازی های فکری با موسیقی

با هدف افزایش تمرکز (به ویژه تمرکز شنیداری) کودکان و کاهش مشکلات رفتاری ناشی از عدم تمرکز  برگزار می گردد.

توسط:  ندا نصیری ( مدرس موسیقی )  /نیلا قاسمی افشار ( کارشناس ارشد شنوایی شناسی )

مدت دوره : 12 جلسه

 گروه سنی : 4 تا 6 سال  و  7 تا 10 سال

محل برگزاری : آموزشگاه موسیقی نی لبک

تلفن تماس : ۲۲۲۷۷۴۳۳ - 88462232

کودکان با استعداد 2

 

نقش موثر مدرسه در زندگی کودکان با استعداد

ممکن است استعداد فرزندان تا قبل از شروع مدرسه برای پدر و مادر مشخص و قطعی شود ، در این صورت وظیفه آن ها ایجاب می کند که در انتخاب مدرسه دقت کنند و از وضعیت برنامه های مدرسه برای دانش آموزانی با استعداد های خاص اطلاعات لازم را کسب کنند . برخی از مدارس تنها از دانش آموزانی ثبت نام به عمل می آورند که هوشی متناسب با هوش در نظر گرفته شده در آن مدرسه را داشته باشد و برخی دیگر  تست های مختلف خلاقیت و هوش را برگزار می کنند و در بسیاری از موارد همین امر باعث سردرگمی والدین در انتخاب مدرسه می شود  و والدین را وا می دارد که مدت ها قبل از شروع سال تحصیلی، به تحقیق در مورد مدرسه ، برنامه های آموزشی و کارکنان آن بپردازند .

 

ارتباط معلّم با دانش آموزان با استعداد

بسیار مشاهده شده که بعد از ماه ها تحقیق و بررسی ، بالاخره والدین موفق به تصمیم گیری در خصوص ثبت نام فرزندشان در مدرسه ای می شوند ، ولی هنوز مدت زمان زیادی از شروع سال تحصیلی نگذشته که مشکلات بروز می کند . بسیاری از این گونه مشکلات از آن جا نشأت می گیرد که والدین توقع دارند ، معلم با فرزند آن ها به گونه ای خاص برخورد کند .

بسیاری از والدین دانش آموزان با استعداد ، خواستار آن هستند که معلم تکالیف خاصی را برای فرزند آن ها در نظر بگیرد و حتی در کلاس توجه بیش تری نسبت به فرزندشان داشته باشد . متأسفانه این گونه والدین ، معمولاً حضور بیست الی سی دانش آموز دیگر را نادیده می گیرند و همین امر باعث ایجاد ناکامی و دلزدگی در ارتباط بین معلم و والدین می شود .

این گونه والدین باید به دنبال راه های صحیح برقراری ارتباط با معلم فرزندشان باشند و سعی کنند نحوه نگرش شان به سبک تدریس معلم ، مثبت و صبورانه باشد و اگر بعد از مدت ها بررسی بدون تعصب و واقع بینانه به این نتیجه رسیدند که نحوه ی تدریس معلم ، مناسب و صحیح نیست ، شایسته است بدون ایجاد رنجش و خرده گیری نسبت به معلم ، نکات مورد نظرشان را با مدیریت مدرسه در میان بگذارند . البته بهتر است دانش آموز در جریان مراودات شما با مدرسه یا نگرش نه چندان مثبت تان نسبت به معلم و نحوه ی تدریس او نباشد .

نکته ای که باید به والدینی که فرزندشان دارای استعدادهای خاص و استثنایی است ، یادآورشویم آن است که سعی شود همواره احترام و نگرش مثبت به برنامه های مدرسه را در حضور فرزندتان نشان دهید ، زیرا در غیر این صورت وقتی فرزندتان متوجه نگرش منفی و همراه با تردید شما نسبت به برنامه های آموزشی مدرسه شود ، از درس خواندن دلسرد شده و دچار نوعی خودخواهی و غرور نابه جا می شود که در نهایت لطمه ی اصلی متوجه خود دانش آموز است و در نتیجه استعداد هر چند خاص او به انحراف کشیده خواهد شد .

 

نویسنده: ندا نصیری.... چاپ در روزنامه همشهری

 

کودکان خود ساخته(2)

نقطة آغاز

در این جا به بررسی چند راه کار ساده و مفید برای شرح و آموزش مراحل کار می پردازیم :

·       طرح و ایدة اولیه

دربارة شیوة طبقه بندی مراحل کار فعالیت های لازم توضیحاتی به فرزندتان بدهید . یادداشت ها را با هم مرور کنید از نظرات فرزندتان در هر مرحله استفاده کنید ، آیا به نظر او کاری سخت در پیش دارد و یا آسان است ؟ آیا تا به حال کاری مثل آن انجام داده است ؟ بهتر است چه کاری را اول انجام دهد ؟

·       پاداش و جایزه های تشویقی

دربارة روش هایی که می تواند موجب تشویق و ترغیب فرزندتان شود با او صحبت کنید . شاید از این طریق او بتواند تکالیف و وظایف مدرسه اش را بهتر انجام دهد و زمان بیش تری برای کارهای آزاد خودش داشته باشد . به طور حتم کودک و یا نوجوان پس از مدتی می تواند خودش کارهایش را سروسامان دهد و شما نیز احساس آرامش بیش تری کنید .

·       بیان انتظارات

خواسته ها و انتظارات خود را شفاف و روشن برای فرزندتان توضیح دهید . سعی کنید اعتماد و این اطمینان را در او به وجود آورید که همیشه برای کمک به او آماده اید .

·       برنامه ریزی

ابتدا تصمیم بگیرید که بر یک موضوع تمرکز کنید . برای مثال ، می توانید سه موضوع را انتخاب کنید و از فرزندتان بخواهید یکی را انتخاب کند ، و یا اگر در درس و تکلیفی اشکال دارد ، می توانید از همان موضوع شروع کنید .

·       رضایت از نقش خود

برای این که بهترین نتیجة ممکن را از کارتان بگیرید ، می توانید نقش یک مربی را برای فرزندتان به عهده بگیرید ، . از او بپرسید که چه گونه می توانید به کمک یکدیگر مشکلی را حل کنید ؟ چه گونه ... ؟ و ... او را برای پیشرفت در کار تشویق و حمایت کنید . احساس رضایتی که نسبت به عملکرد خود در ذهن دارد ، انگیزه ای برای موفقیت های بعدی او می شود .

·       پرسش های بعدی

به فرزندان بیاموزید که برآوردی از زمان و مقدار تکالیفش در ذهن داشته باشد تا بتواند با یک زمان بندی ساده ، به موقع آن ها را تمام کند . در ضمن هنگام انجام تکالیف خود ، زنگ تفریح های کوتاهی به خودش بدهد . این کار موجب می شود که هنگام استراحت به آن چه نیاز دارد ، فکر کند و ایده ای جالب تری به ذهنش بیاید . برخی مواقع این روش ساده تر از انجام کار است و در عین حال زمان کم تری هم می برد . اما مشکل این جاست که بیش تر کودکان یاد نگرفته اند که چه گونه مستقلانه به سوی موفقیت حرکت کنند . در این زمینه به چند نکتة ساده اشاره می شود :

ـ فرزند شما قادر است وظایف جدیدی را که نیاز به دانستن آن ها دارد ، بیاموزد . مثل ، بستن بند کفش ، ریختن شیر در لیوان ، پوشیدن لباس به تنهایی و تکمیل کارهای کلاسی .

ـ فرزند شما باید حسی از استقلال در خود پرورش دهد . کودک چهارساله می تواند اسباب بازی هایش را خودش در سبد اسباب بازی هاییش بریزد ، او می تواند به تنهایی به دستشویی برود  . به تدریج کودک نسبت به توانایی ها و استعدادهایش آگاه می شود و خوپنداره ای مثبت در ذهن می سازد .

ـ انتظارات و خواسته های خود را با جدیت و البته مهربانی برای کودک شرح دهید . از این طریق می توانید حس استقلال طلبی برای کودک شرح دهید و او را تشویق نمایید که سطح مسئولیت های و توانش را بالا ببرد . به تدریج او می فهمد که دیگران چه خواسته هایی از او دارند و او چه گونه می تواند آن ها را انجام دهد .

ـ این گونه آموزش می تواند بسیار لذت بخش و مفرح باشد . بدین ترتیب شما نه تنها شیوة انجام کارها را به فرزندتان آموخته اید ، بلکه در عین آن که با او هستید ، حس همدلی و مهربانی را در او پرورش داده اید . این کار همچون دادن بزرگ ترین و بهترین هدایا به اوست .

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

کودکان خود ساخته (1)

 

همة کودکان عادت دارند هنگام بازی دور و بر خود را شلوغ و به هم ریخته کنند ، اسباب بازی ها ، کفش ها ، لباس ها ، وسایل مدرسه و هزاران خرده ریز دیگر چنان فضای اتاق ـ و گاه منزل ـ را پر می کند که ممکن است موجب ناراحتی و عصبانیت پدر و مادرش شود . در مواردی نیز این بی نظمی های کودک ، خود را به صورت های دیگری نشان می دهد . برای مثال ، کتاب و دفترش را در مدرسه جا می گذارد ، حولة حمام را کف اتاق می اندازد و گزارش ها و کارهای کلاسی اش را ناتمام رها می کند . در چنین شرایطی خواستة تمام پدر و مادرها این است که فرزندشان کمی بر کارها و تکالیفش تمرکز داشته باشد و مسئولیت های شخصی خود را  بپذیرد .

گروهی از کودکان به طور خودجوش ، مرتب و منظم هستند و گروه دیگر برای مرتب بودن نیاز به آموزش و تمرین دارند . آیا فرزند شما همیشه انتظار دارد که کارهایش را دیگران انجام دهند ؟ در این خصوص ، به طور حتم والدین بهترین افرادی هستند که می توانند به کمی کمک و همکاری ، خود ساخته و منظم بودن را به فرزندانشان بیاموزند ، حتی اگر تصور کنند خودشان کمی نامنظم و شلخته هستند .

آسان هم چون 3،2،1

انجام تمام وظایف برای کودکان می توان در سه مرحله آسان کرد :

1ـ مراحل انجام کار؛ یعنی کودک نیازها و شیوة رسیدن به آن ها را بداند . یعنی رفتن به دستشویی ، برداشتن مسواک و خمیر دندان و باز کردن شیر آب .

2ـ تمرکز داشتن بر کار ؛ یعنی به وظیفه اش بچسبد و از انجام آن ها گیج   و غافل نشود . یعنی به خاطر بیاورد که دندانپزشک به او گفته است : « مسواک زدن باید سه دقیقه طول بکشد » به عبارت دیگر دندان ها باید خوب شسته شوند ؛ حتی اگر یک باره به خاطر بیاورد که باید به دوستش تلفن کند ، نباید از شستن دندان ها طفره رود . باید به خاطر آورد که دندانپزشک به او گفته است ، آدامس جویدن نمی تواند جای مسواک زدن را بگیرد .

3ـ انجام وظایف و کار ؛ یعنی تکالیفش را انجام دهد ، کنترل کند و آن را تا به آخر انجام دهد . برای مثال ، تهیة گزارش کلاسی که لازمة آن فراهم آوردن کتاب ها و منابع تحقیق است . او باید ابتدا کتاب ها را بخواند ، یادداشت برداری کند ، متن گزارش را بنویسد ، آن را پاکنویس کند و در پوشة مخصوص قرار دهد . دست آخر نیز وسایل را جمع کند و کیف مدرسه اش را ببندد . اگر دو مرحلة اول را با موفقیت انجام داده است ، مرحلة سوم را نیز به طور حتم می تواند انجام دهد .

زمانی که کودک و یا نوجوان این سه مرحله را خوب بشناسد و یاد بگیرد که چه گونه آن ها انجام دهد ، قادر است که وظیفه اش را ـ اعم از تکالیف مدرسه و وظایف خانگی و دیگر کارهای دیگری که باید تمام و کمال انجام شود ـ به نحو احسن انجام دهد و هر چه مستقلانه تر آن ها را به پایان برساند . البته ، مسلم است که فرزند شما به کمک ها و راهنمایی های شما نیاز خواهد داشت ، ولی دیگر خبری از نق زدن های مکرر دو نخواهد بود .

آموزش این مهارت ها نه تنها مفید است ، بلکه دانستن چگونگی انجام آن ها نیز نکات بسیار ارزنده ای را به آن ها یاد خواهد داد . هنگامی که کودکان   و نوجوانان بتوانند وظایف و مسئولیت های فردی شان را به تنهایی انجام دهند ، احساس غرور ، ارزشمندی ، شایستگی و اعتماد به نفس می کنند . علاوه بر آن ، به طور حتم از این که می بینند کاری را با موفقیت به پایان رسانده اند و می توانند از وقت اضافه شان نهایت استفاده را ببرند ، بسیار لذت خواهند برد .

اساس کار همان سه گام اصلی است . والدین می توانند برای همراهی و همکاری با فرزندشان به نکات زیر توجه کنند :

برای فرزندتان توضیح دهید که این مرحله شامل یافتن شیوة انجام کار است . او باید تصوری از آن چه که لازم است انجام دهد ، در ذهن خود مجسم کند . برای مثال ، « اگر قصد دارد از روی کتابی ، برای درسش گزارش تهیه کند ، اول از هم باید بداند که از کجا شروع کند » . به فرزندتان کمک کنید تا فهرستی از مراحل کار تهیه کند .

ـ انتخاب یک کتاب ( مطمئن شود که کتاب مورد تأیید آموزگارش است ).

ـ نوشتن اسم کتاب و نویسندة آن بر روی برگة کتابخانه .

ـ یادداشت کردن روز تحویل کتاب به کتابخانه در تقویمش .

سپس فرزندتان را کمک کنید تا وسایل مورد نیازش را آماده کند . کتاب ، چند ورق کاغذ ، مداد ، فهرست پرسش های آموزگار، یافتن پاسخ های لازم و تهیة جلدی برای گزارش . به فرزندتان یاد بدهید که چه گونه فهرستی از کارهای مختلف را انجام داده است و آن چه که باید بعداً انجام دهد ، تهیه کند . او باید با خواندن کتاب کتاب شروع کند ؛ آن را به پایان برساند ؛ دستورات آموزگار را انجام دهد و شروع به نوشتن گزارش کند . به عبارت ساده تر ، چشم اندازی از کاری که باید انجام دهد ، برایش مشخص کنید در انتها او را تشویق کنید تا وسایل کارش را در جای به خصوصی مثل میز تحریر ، گوشة کتابخانة منزل ، جعبة تحریر و ... قرار دهد .

تمرکز داشتن بر کار ؛ برای فرزندتان شرح دهید که در این مرحله باید دربارة کاری که انجام می دهد ، خوب فکر کند فهرستی که در مرحلة قبل تهیه کرده بوده است را باید پیش رو گذارد و خوب دربارة چگونگی انجام آن تمرکز کند . اوباید بتواند کلیة کارها واقداماتی را که باعث حواس پرتی او می شوند کنار بگذارد . این بخش در حقیقت مشکل ترین بخش است . به فرزندتان یاد بدهید که چه گونه باید افکار مزاحم و آن چه که موجب پراکندگی ذهنش می شود ، مقابله کند . بیش تر کودکان زمانی که کاری جدی انجام می دهند ، فکر و حواسشان پرت می شود مثل این مورد « کاش الان می توانستم با دوستم بازی کنم » . در چنین مواقعی به فرزندتان یاد بدهید که از خودش بپرسد « آیا این کار موجب دور شدن من از هدفم   نمی شود ؟ » برای کودک شرح دهید که می تواند بعد از اتمام کارش به بازی با دوستش بپردازد . به او یادآور شوید که تمرکز کردن بر کار ، ابتدا کمی مشکل به نظر می رسد ، اما با کمی تمرین این کار را خواهد آموخت .

انجام تکلیف ؛ برای فرزندتان شرح دهید که این مرحله زمانی است که بخش اصلی کار باید انجام شده باشد ، و تنها کارهای پایانی مثل ، پاک نویس کردن گزارش ، دوباره خوانی ، غلط گیری گزارش و ... باقی می ماند . او را راهنمایی کنید تا آخرین گام های لازم را درست بردارد . جلد کردن گزارش ، نوشتن نام بر روی گزارش ، تهیة روی جلدی و پوشه ای برای تحویل دادن گزارش به آموزگار ، گذاشتن گزارش در کیف و جمع آوری وسایل .

 

ادامه دارد....

نویسنده: ندانصیری .... چاپ در روزنامه همشهری

نگاهی مثبت به کودکان بیش فعال

 

 را شنیده اید.ADD یا  ADHD حتما بیشتر شما پدر و مادر ها ، تاکنون واژه های بیش فعال ، هایپر اکتیو ،.... . اکثر شما برداشت منفی از این عبارات دارید اما در این مقاله با  بخش های مثبت و افراد مشهوری که مبتلا به این اختلال بوده اند، آشنا می شوید.

   سندرم اختلال توجه و تمرکزADD

 سندرم اختلال تمرکز و توجه به همراه  جنب و جوش و تحرک زیادADHD

 نویسنده این مقاله با تحقیق و تلاش فراوان  تعدادی از صفات مثبت این گونه افراد را جمع آوری کرده تا پدر و مادر ها یا مربیانی که با این بچه ها در ارتباط هستند بدانند که با تغییر روش خود در مورد هر کودم و استفاده از خصلت های مثبت او ، می توان او را از یک فرد نا آرام و بی قرار  و گاهی پرخاشگر و عصبی به فردی استثنایی و فوق العاده تبدیل کنند.

پس از بررسی های گوناگون بر روی تعدادی از این افراد، صفات زیر جزو مشخصه های اصلی این گونه افراد  شناخته شد.

*تقریبا باهوش    * تغییر پذیر       * پر انرژی       * رویا پرداز       * متواضع   * انعطاف پذیر         * سخت کوش

* ورزشکار        * برخوردار از تخیل قوی            * خلاق         * عاشق پیشه         * خوش بین     * شوخ طبع

* مصمم          * بسیار دقیق      * روشن فکر      * بسیار اهل اعتماد کردن به دیگران          *عمیقا مهربان

* هنرمند         * آتشین مزاج           * دارای مهارت های کلامی               * پر جنب و جوش         * مشتاق و علاقمند           * دارای شخصیتی قدرتمند 

بسیاری از افراد معروف، پژوهشگران،هنرمندان،شاعران،هنرپیشگان،کمدین ها، دانشمندان،موسیقی دانان، نویسندگان،ورزشکاران،افسران ارتش،رئیس جمهور ها ،رهبران جهان و.... به اختلالات بیش فعالی یا  عدم تمرکز مبتلا بوده اند. همچنین بد نیست بدانید که بسیاری از پزشکان و وکلای معروف نیز جزو بیش فعالان محسوب می شوند.

  یا هر دو با هم بوده اند راADD یا  ADHD   در لیست زیر، اسامی برخی از افراد تاثیر گذار در جهان که دارای اختلال می بینید. آنها تمام انرژی و خلاقیت خود را بکار گرفتند تا در بزرگسالی به افرادی موفق تبدیل گردند، هر چند که در دنیای ما به آنها برچسب های گوناگونی چسبانده می شد و یا مورد بی اعتنایی  یا تمسخر قرار می گرفتند.


* آلبرت انیشتن

*  لئوناردو داوینچی

* موتزارت

* بتهوون

* توماس ادیسون

* برادران رایت

* استیون اسپیلبرگ

* ادگار آلن پو

* محمد انور السادات

* جان لنون

* نوستراداموس

* جان راکفلر

* مایکل جوردن

* ناپلئون

* پابلو پیکاسو

* جان اف کندی

* ارنست همینگوی

* داستین هافمن

*آبراهام لینکلن

*گالیله

*جرج برنارد شاو

*سالوادور دالی

*هری بافونت

* پرنس چارلز

* النور روزولت

* لوئی پاستور

....

 

 بد نیست بدانید، این افراد کسانی بودند که جهان به آنها می خندید. وقتی برادران رایت با مردم شهرشان در  مورد ساخت هواپیما حرف می زدند، همه آنها را مسخره کرده و بی عقل می دانستند ولی آنها با اختراع خود، رویای پرواز آرزوی دیرین بسیاری از انسانها را تحقق بخشیدند.

در کودکی انیشتن ، به عنوان یک کودک کودن که هیچ چیز یاد نمی گیرد،  شناخته شده بود ولی او توانست دنیای فیزیک را از این رو به آن رو کند.بسیاری از افرادی که نام بردیم ، توانستند با استفاده از قوه تخیل و انرژی و خلاقیت بالای خود،جهان پیرامون خود را تغییر دهند و  ما مدیون این تغییرات آنها هستیم. اگر شما دارای فرزندی هستید که مبتلا به این نوع اختلالات است، این لیست که بخشی از یک لیست بلند بالا است را به او نشان دهید و پس از معرفی این افراد، از او بپرسید:" به نظر تو، دنیا بدون وجود این افراد چگونه بود؟"

گاهی اوقات متفاوت بودن و جسارت رسیدن به رویاها ، باعث می شود که شما در مسیری جدید گام بردارید و توانایی انجام کارهای بزرگ را بدست آورید.

پدر و مادر عزیز، تفاوت های فرزندتان را پذیرا باشید و سعی کنید با استفاده از این صفات برجسته ، دنیای کودکتان را تغییر دهید.

مترجم: ندا نصیری .........چاپ در ماهنامه کودک

     

چگونه کودکان را برای انجام کارهای گروهی تربیت کنیم ؟ 2

**آنها را درگیر کارهای گروهی کنید : برای فرزند خود و چند دوست هم سن و سال او ، برنامه های گروهی بریزید تا در ایام تعطیلات تابستان ، به انجام آن مشغول شوند. با این کار علاوه بر آنکه کودک سرگرم می گردد ، رشد اجتماعی  لازم برای انجام کارهای گروهی را نیز پیدا می نماید.

 

آنچه یک معلم باید بداند :

**  بخشی از برنامه کلاس خود را به انجام کارهای گروهی اختصاص دهید : نگاهی به طرح  آموزشی کلاس خود  بیندازید و آنجاهایی که امکان انجام گروهی کارها است را تفکیک کرده و به دانش آموزان بسپارید. البته بررسی مرحله به مرحله کار  و اینکه همه کودکان در این فعالیت همکاری لازم را انجام می دهند یا نه ، از هنرهای معلمی شما به شمار می رود. با این روش می بینید که بچه ها بیشتر و بهتر می آموزند و کیفیت بهتری از کار را نیز ارائه می دهند. البته تعیین زمان برای تحویل کار ها و نمایش گروهی کار در مقابل سایر دانش آموزان ، به پیشرفت کار کمک زیادی می نماید.

** رقابت سالم ایجاد کنید : به دانش آموزان  بیاموزید تا در کنار کار گروهی ، رقابتی سالم برای  کسب نتیجه بهتر داشته باشند. معمولا حس رقابت در بچه ها ، هنگامی که  در گروه هم‌سالان خود قرار می‌گیرند و به فعالیتی یكسان می‌پردازند ، بیشتر می شود و در نتیجه کلاسی پویا تر خواهید داشت. البته تمام تاکید ما بر روی رقابتی سالم است . به بچه ها یاد دهید که از بیان آموزه های خود به دیگران به دلیل آنکه ممکن است کار آنها بهتر شود ، نترسند. برای رسیدن به این نقطه مدیریت و تدابیر کاری شما بسیار حائز اهمیت است.

** تقسیم مسوولیت : تقسیم وظایف و مسوولیت ها به دانش آموزان یک گروه کمک می کند که همه به یک حد در کار مشارکت داشته باشند. اجازه ندهید که برخی از کودکان ، مدیریت تمام و کمال کار را به عهده گرفته و به سایر بچه ها اجازه کمک ندهند. کنترل مرحله به مرحله شما  به کودکان کمک می کند تا هر کس ، بهتر  در کار گروهی مشارکت داشته باشد و آنچه از این کار لازم است را بیاموزد.

** مدیریت گروه را به افراد مختلف بسپارید : شما در طول سال تحصیلی ، امکان انجام چند کار گروهی در کلاس را دارید بنابراین دستتان در انتخاب اعضای گروه و سرگروه باز است. سعی کنید که به همه دانش آموزان اجازه سر گروه شدن را بدهید . متاسفانه برخی از معلمان برای آنکه در انتهای سال، کار کلاسشان بهتر از سایر کلاسها باشد ، همواره از سرگروه های ثابت و مقتدر استفاده می کنند و به بچه هایی که ضعف  اجتماعی و مدیریتی دارند ، اجازه سر گروه شدن را نمی دهند . وظیفه شما به عنوان یک معلم این است که کودکان را در معرض فرصت های برابر قرار دهید تا شکوفایی لازم شخصیتی را داشته باشند.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

چگونه کودکان را برای انجام کارهای گروهی تربیت کنیم ؟

 دردنیای امروزه ، علارغم پیشرفت علم و دانش  برای زندگی  کردن بدون نیاز به دیگران ، همچنان وابستگی افراد به یکدیگر برای بهتر زندگی کردن ملموس است. البته ناگفته نماند که تخصصی شدن کارها ، شرایط را به گونه ای  فراهم کرده که هر فردی قدرت و دانش انجام بخشی از یک پروژه بزرگ را دارد که به تنهایی قادر به اتمام آن نیست. مردمان کشور ژاپن ،  بهترین مثال برای دستیابی به موفقیت های بزرگ از طریق کار گروهی هستند که در مشکل اخیر کشورشان نیز این موفقیت کاملا نمودار بود. در نقطه مقابل، آمار منتشره مردمان کشور ما در این زمینه ، خلاف این واقعیت را نشان می دهد. موفقیت های فردی در راس و موفقیت های گروهی ، اندک.

برای آنکه  در انجام کارهای گروهی موفق باشیم ، باید دست به دست یکدیگر بدهیم و  تمام فکر و اندیشه مان در پی موفقیت های شخصی نباشد. آموزش این مقوله و نهادینه کردن آن در ذهن ، باید از کودکی آغاز شود. بنابراین وظیفه والدین و  معلمان این است که با شیوه های صحیح و کاربردی ، کودکان را برای انجام کارهای گروهی آماده کنند. تحقیقات نشان داده ، کودکانی که روابط اجتماعی بهتری دارند ، در انجام کارهای گروهی نیز موفق تر هستند و در راستای این قضیه ، هوش اجتماعی بالاتری را نیز خواهند داشت.

 آنچه یک پدر و مادر باید  بداند :

** کودکانتان را اجتماعی بار بیاورید :  سعی کنید از همان دوران کودکی ، فرزندتان را فردی اجتماعی تربیت کنید. متاسفانه بسیاری از کودکان ما خجالتی و مردم گریز هستند و همین مساله بزرگترین لطمه را به انجام کارهای گروهی آنها می زند. با حضور مستمر در اجتماع های کودکانه از قبیل پارک ، محوطه های بازی ، کلاسهای گروهی و... به او کمک کنید تا با هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کند و حد و حدود دوستی با آنها را به تنهایی تعیین کند. البته مراقبت دورادور شما ، کمک بزرگی به پیشرفت صحیح این رابطه می کند.

**از دخالت های نا بجا در روابط کودکان خودداری کنید: برخی از پدر و مادرها فکر می کنند که باید حمایت های همه جانبه خود از کودک را در هر فضا و مکانی به نمایش بگذارند اما این کار تنها مانع رشد  اجتماعی کودک می شود  و در نتیجه کودک شخصیتی مستقل نخواهد یافت.به طور کلی  افراد وابسته و ترسو ، افرادی مفید برای کارهای گروهی نیستند زیرا چشمشان به دیگران است تا کارهای آنها را تقلید کنند و از ارائه فعالیتهای خلاقانه گریزانند. به فرزندتان اجازه دهید که مشکلات کوچک خود در گروه را به تنهایی حل کند و از آسیب های کوچکی که جامعه به او وارد می کند نترسید زیرا در غیر این صورت ، در بزرگسالی تاب و تحمل آسیب های بزرگ در جایی که دیگر شما نمی توانید حضور فعالی داشته باشید ، را  نخواهد داشت .

 

ادامه دارد...

 نویسنده : ندا نصیری ... چاپ در روزنامه همشهری

راهکارهای مقابله با ترس های کودکانه

یکی از رایج ترین مشکلات والدین با فرزندانشان ، مواجه با مسائل ترسناک واقعی و یا ساخته ذهن کودکان است. از انواع ترس ها می توان به ترس از تاریکی ، تنهایی ، موجودات فضایی ، غریبه ها ، حیوانات و... اشاره کرد. نحوه صحیح برخورد والدین با ترس های کودکان ، تاثیر بسزایی در کاهش وحذف تدریجی آنها در زندگی ایشان دارد. شما می توانید باآگاهی از نوع ترس فرزندتان و ریشه یابی علل آن به او کمک کنید تا به ترس های خود غلبه نماید.

 وجود ترس در زندگی به ویژه در دوران خردسالی ، گاهی منجر به ایجاد مشکلات ریشه ای در زندگی آتی فرد می شود که این معضلات می تواند سبب بروز مشکلات خانوادگی ، اجتماعی ، کاری و... در فرد بزرگسال شود. در بخش ذیل به برخی از راهکارهای مفید و کاربردی جهت مقابله با ترس های کودکان اشاره می کنیم:

1. با فرزند خود همدلی کنید : انکار ترس ها و یا مسخره کردن کودک به خاطر ترسیدن ، سبب می شود که او از بیان آنها خجالت بکشد ، در حالی که مشکل اصلی بدون راه حل باقی می ماند . برای او توضیح دهید که هر فردی ممکن است در زندگی ، از چیزی بترسد  و در این زمینه از خاطرات کودکی خود و اطرافیانی که او می شناسد تعریف کنید به طور مثال اگر کودکی ا تاریکی می ترسد ، سعی کنید بدون مسخره کردن و یا مجبور کردن او برای ماندن در تاریکی ، با همدلی ها ی به موقع ، به رفع این مشکل بپردازید.

2. سعی کنید با تعریف داستانهای خنده دار از مواردی که موجب ترس کودک می شود ( بدون مسخره کردن) ، او را آرام کنید. به طور مثال می توانید از خاطرات بامزه حضور خودتان در تاریکی و اشتباهاتی که انجام داده اید و یا ترسی که از حیوانات داشته اید ، با او حرف بزنید.وقتی کودک به چیزی بخندد ، نا خودآگاه از ابهت آن موضوع کاسته می شود و با تکرار این قضیه به ویژه در مواقع عادی که کودک نترسیده ، عادت می کند که بدون واهمه از آن موقعیت ، عبور کند.

3. شی ای خیالی  یا کار خاصی را برای محافظت از او اختصاص دهید. به طور مثال می توانید از او بخواهید تا هنگامی که می ترسد انگشتان هر دو دستش را درهم فرو کرده و بر روی قلبش بگذارد. برای تاثیر گذاری بیشتر در این زمینه ، می توانید داستانی تخیلی را نیز برای او تعریف کنید و از اثرات جادویی آن برایش بگویید. اجرای این کار و یا توجه به شی ای خاص سبب می شود که کودک تا حدی حواسش از آن ترس دور شده  و به کاری که انجام می دهد معطوف شود همچنین برای مقابله با ترس از تنهایی می توانید شی ای کوچک مانند یک گردن بند ، دستبند ، عروسک و... را به  او داده و با بیان اثرات جادویی آن شی در محافظت از کودک به او کمک کنید تا کم کم با ترس خود کنار بیاید.

4. برای غلبه بر ترس ، از گامهای کوچک استفاده نمایید. هیچ انسانی در هر سنی نمی تواند به طور کامل و یک دفعه بر ترس های خود غلبه کند. کودک شما نیز از این امر مستثنی نیست. به همین دلیل بسیار خوب است که برای کمک به این امر از راهکارهای کوچک که به تدریج به کاهش ترس ها کمک می کند ، استفاده نمایید. مثلا اگر فرزندتان از حیوانات می ترسد ، یک دفعه او را در مقابل یک حیوان قرار ندهید تا بر ترسش غلبه کند ، به جای این کار می توانید از فیلم های مستند ، کارتون های حیوانات ، رفتن به باغ وحش و... استفاده کرده و به تدریج انس با حیوانات را در او ایجاد کنید.

5. تا حد امکان از قرار دادن فرزندتان در موقعیت های ترسناک خودداری کنید. دیدن فیلم های ترسناک بدون هیچ محدودیتی و یا حضور در هر مکانی و یا خواندن کتابهای ترسناک ، می تواند در تشدید ترس های فرزندتان اثر گذار باشد . شاید بهتر باشد در این زمینه ها  به والدی سخت گیر تبدیل شویم وبا وضع قوانینی محدود کننده و سفت و سخت ، مانع پدید آمودن ترس های ریشه ای و ماندگار در او شویم. گاهی خواندن یک کتاب و یا دیدن فیلمی ترسناک ، جرقه ای برای خیال پردازیهای گسترده و ترسناک در کودک می شود و به مرور نیز تشدید می گردد. ممانعت و کنترل شما در این زمینه مانع بروز   ترس در کودکتان شده و به او کمک می کند تا دوران خردسالی بدون نرسی را تجربه کند.

6. کودکانی که قدرت تخیل زیادی دارند ، گاهی در ذهن خود ، فضاهای ترسناکی پید آورده و همین مساله ، به مرور به دنیای واقعی آنها نیز منتقل می شود. شما نمی توانید مانع تخیلات فرزندتان شوید ولی عدم توجه و آگاهی شما به تخیلات ذهنی فرزندتان ، سبب می شود که پس از مدتی با کودکی ترسو و مضطرب رو به رو گردید برای رفع این مشکل ، زمانی را به شنیدن حرفها و ذهنیات او اختصاص دهید تا با آنچه از ذهن او می گذرد بیشتر آشنا شده و در صورت نیاز ، پیش از بروز مشکلات عدیده روحی و ذهنی در کودکتان ، راهکاری برای مقابله با آنها بیابید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

مدیریت طلاق برای زندگی بهتر فرزندتان

آنچه طلاق بر سر کودکان ما می آورد ، بسیار گسترده و تاسف بار است  اما در نگاه کلی به دو بازتاب کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می گردد. بازتاب کوتاه مدت در اکثر کودکان یکسان است. اضطراب ، نگرانی ، ترس ، خشم و... اما بازتاب بلند مدت آنها  به رفتارهای والدین با کودک پس از جدایی  و برنامه ریزی صحیح و اصولی برای زندگی آتی کودک  بستگی دارد. در حقیقت  ، درست است که طلاق پدیده ای با آسیب اجتماعی زیاد برای افراد به خصوص کودکان است اما اگر توسط اطرافیان به ویژه والدین کنترل و مدیریت شود ، می توان این آسیب را به حداقل رساند.  در ادامه مقاله، شما را با چند معضل مهم  در زندگی کودکان  طلاق و راه حل های آن آشنا می کنیم.

1.        نخستین گامی که والدین در هنگام طلاق باید بردارند این است که تا حد امکان از جر و بحث و توهین به یکدیگر در مقابل کودک خودداری کنند.  خدشه دار کردن شخصیت اجتماعی هر یک از والدین ، اثرات جبران ناپذیر روحی در زندگی کودک می گذارد زیرا حتی اگر کودکی یکی از والدین خود را تا پایان عمر نیز نبیند ، باز هم نام آن فرد در زندگی او نقش مهمی را ایفا می کند و چقدر بد خواهد بود که بدنامی این شخص که  معمولا نتیجه برخوردهای خصمانه  یکی از والدین و اطرافیان با فرد مذکور است ،بر روی کودک باقی بماند. پس به یکدیگر احترام بگذارید و هرگز به فرزندتان نیز اجازه ندهید تا در مقابل شما به پدر یا مادر خود بی احترامی کند.

2.      از محبت بی رویه به فرزند خود خودداری کنید. بسیاری از والدین فکر می کنند که فرزندشان  به دلیل کمبود عاطفی باید بیش از کودکان دیگر محبت ببیند . این طور نیست. شما ابتدا باید با زبان ساده و به طور مختصر ، کودک را با دلایل جدایی خود آشنا سازید  و سپس یک زندگی معمولی را در کنار او ادامه دهید.  نه محبت خود را انکار کنید و نه بدون حساب و کتاب،  کودک را در معرض امکانات بیش از حد سن او قرار دهید. معمولا والدی که فرزند خود را کمتر می بیند  ، برای جبران   عدم حضور خود ، سعی می کند تا با خرید هدایای گران قیمت ، این مساله را تحت پوشش خود قرار دهد.

3.      تامین امنیت و آرامش کودک یکی دیگر از موارد مهم بعد از جدایی والدین است. گاهی حس عدم امنیت تا بزرگسالی در فرد باقی می ماند و هنگام انجام هر کار مهمی ، این هراس به شکل های گوناگون خود را به رخ می کشد. امروزه ثابت شده که  امنیت و آرامش دو رکن مهم زندگی هر فرد است که نقش مهمی را در لحظه لحظه زندگی یک انسان ایفا می کند. کودکان طلاق بیش از سایر کودکان نیاز به تامین این حس دارند و وظیفه پدر و مادر است که به کودک برای عبور از این مرحله کمک های متعدد را نمایند.

4.      به فرزند خود در انتخاب دوستانش کمک کنید. با اینکه اصولا کودکان به ویژه نوجوانان از دخالت والدین خود در زمینه انتخاب دوستان  خوششان نمی آید ولی شما نهایت سعی خود را کنید که با کمک گرفتن از دوستان و آشنایان و همچنین زدن مثالهای گوناگون از افرادی که از دوست خوب بهره های فراوان برده و از طرف دوست بد زیان های وافر دریافت کرده اند ،به او کمک کنید تا در انتخاب دوستان خویش هشیار باشد. کودکان طلاق به دلیل  مشکلات والدین خود ، بیش از دیگر کودکان به دوستان خود پناه می برند و حرف ها و عملکردهای آنها را الگوی خود قرار می دهند.

5.      به کودکتان اجازه ندهید که از عنوان بچه طلاق بودن برای باج گیری استفاده کند. کودکان خیلی زود راههای باج گیری از والدین را یاد می گیرند و  بسیار پیش می آید که فرزندان طلاق از  جدایی پدر و مادر برای  کسب امتیازهای دلخواه خود سود می جویند. وظیفه هر پدر و مادر هوشیاری است که از دادن اینگونه باج ها به فرزند خود خودداری کند و با این کار خود ، مانع دستیابی وی به موفقیت های شخصی نشوند. باج گیری کودکان طلاق می تواند به صورت مالی ، عاطفی ،انضباطی ، اخلاقی و... باشد و کوتاه آمدن در مقابل هر یک از این موارد ، تبعات جبران ناپذیری را برای زندگی آتی فرزندتان به دنبال خواهد داشت.

6.          نظم را جزئی از زندگی فرزندتان کنید. غالبا به دلیل مشکلات  مالی و روحی ، والدینی که در گیر مشکلات بعد از جدایی هستند، رسیدگی شان به خانه و خانواده کمتر از پیش خواهد بود و کودکان که نیز منتظر فرصت هستند از این سردرگمی والدین  خود سود جسته و به زندگی بی نظم و انضباط روی می آورند. زندگی فاقد نظم برای این دسته از کودکان سم است. البته  دقت داشته باشید که در ایجاد نظم منزل و فرزند خود ، بیش از حد، وسواس به خرج ندهید.

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

تربیت کودک بدون تنبیه

تصویر کودکی که موقع آشپزی به پیراهن مادرش چسبیده یا هنگام بیرون رفتن پدر و مادر از خانه به آنها آویزان است ، برای بسیاری از والدین یک تصویر خیالی نیست ، این یک واقعیت زندگی روزمره است . وقتی قرار است برای انجام کاری بیرون بروید به خاطر ناآرامی کودک و چسبیدن او به خود درخانه نمانید و یا با اوبازی نکنید . هر چند این کار دشوار است اما تسلیم نشوید ، اگرقرار است کودک را پیش پرستار بگذارید و بیرون بروید ، یا او را به مربی مهدکودک بسپارید ، او را محکم بغل کنید و با مهر و محبت به او اطمینان دهید که خوشحالید او می تواند بدون مادر نیز بازی کند . به او بگویید که حتماً برمی گردید و با صدای صمیمانه و گرم به او بفهمانید خوشحالید که فرصت بازی کردن با مربی یا سایر بچه های مهدکودک را دارد . نگرش مثبت شما بر کودک هم اثر می گذارد (در مورد نگرش منفی هم همین طور است) و الگویی به او ارائه می دهد تار از تنها ماندن و کسب استقلال احساس خوبی داشته باشد . در آغوش کشیدن و بوسیدن کودک در اوقات فراغت کمک می کند تا متوجه شود مورد علاقه شماست و برای جلب توجه یا اطمینان به شما نمی چسبد . چسبیدن یا در آغوش گرفتن تفاوت دارد ، چسبیدن تنها راهی برای جلب توجه و یا جلب اطمینان از دست رفته است .

پیشگیری از مشکل

 از ابتدا گاهی کودک را تنها بگذارید برای این که کودک به این امر عادت کند که شما همیشه در کنار او نیستید. گاهی تمرین کنید که مدت زمانی کوتاه ، مثلاً چند ساعت ، او را پیش کسی دیگر بگذارید ، این کار باید از همان ابتدای کودکی صورت گیرد . برنامه هایتان را برای کودک توضیح دهید به کودک بگویید که شما در خارج از خانه چه کارهایی را انجام خواهید داد و برنامه کودک را هم در خانه مشخص کنید ، به این ترتیب الگوی خوبی به او ارائه می دهید تا هنگامی که از او درباره کارهایش می پرسید جوابتان را بدهد . برای او شرح دهید که او چه کارهای خواهد کرد و وقتی از هم جدا هستید شما چه کارهایی را انجام خواهید داد . به عنوان مثال بگویید : " مادربزرگ ناهارت را حاضر می کند ، یک داستان برایت می خواند و بعد استراحت خواهی کرد . من و پدرت به مهمانی می رویم و یازده شب به خانه برمی گردیم ."

با کودک قایم موشک بازی کنید

این بازی ساده کودک را به رفت و آمدهای والدین عادت می دهد . بچه ها به روش های مختلف این بازی را انجام می دهند . پشت چیزی قایم می شوند ، وسیله ای را مخفی می کنند ، پنهان شدن دیگران را تماشا می کنند و در بازی پر جنب وجوش تری مثل قایم موشک شرکت می کنند. در این بازی کودک اطمینان دوباره دیدن افرادی را که دوستشان دارد تجربه می کند به کودک اطمینان دهید که باز می گردید . فراموش نکنید به کودک بگویید که حتماً بر می گردید و وقتی در همان ساعت که قول داده اید برگردید ، ثابت نموده اید که به قولتان عمل می نمایید . توجه داشته باشید که کودکان زیر پنج سال به شدت نگران عدم بازگشت و از دست دادن والدین شان هستند .

کودک را برای دوری از خود آماده کنید .

به کودک تفهیم کنید که وقتی در خانه نیستید او با مشکلی مواجه نخواهد شد و برایش برنامه های خاصی در نظر گرفته اید که وقتی بیرون از خانه یا سرگرم کاری هستید ، او آن ها را انجام دهد . به او بگویید : " می دانم که تو دیگر بزرگ شده ای و وقتی من بیرون از خانه هستم برایت مشکلی پیش نخواهد آمد . "

اگر بدون اطلاع قبلی خانه را ترک کنید ، ممکن است کودک فکر کند که این کار در آینده هم تکرار خواهید کرد و این بی اطمینانی سبب می شود که او دائماً به شما بچسبد .

راه حل مشکل چیست ؟ و چه باید کرد ؟

خودتان را برای سروصدای کودک آماده کنید .

وقتی کودک متوجه شود که در زمان غیبت شما می تواند به زندگی ادامه دهد ، گریه و فریادهای او کم می شود . به خودتان بگویید : " می دانم که گریه و زاری او میزان علاقه اش را می رساند ، با این حال او باید بیاموزد که هر چند من با او بازی نمی کنم یا ممکن است از منزل خارج شوم ، ولی دوباره باز خواهم گشت و با او بازی خواهم کرد . "

وقتی کودک دوری شما را می پذیرند ، از او تمجید کنید . تا کودک از تنها بازی کردن احساس افتخار کند ، به او بگویید : "  خیلی خوشحالم که وقتی آشپزی می کنم ، می توانی خودت را سرگرم کنی و واقعاً به این کارت افتخار می کنم . " این گفته که " تو دیگر بزرگ شده ای " ، برای هر دوی شما مزایای زیادی دارد .

از صندلی نق زدن استفاده کنید . بگذارید کودک بداند که گریه و زاری او دیگران را اذیت می کند و به او بگویید : " متأسفم که دوست نداری من الان آشپزی کنم . باید بروی و روی صندلی نق زدن بنشینی تا بعداً بدون غرغر یا گریه بازی کنی " . بگذارید کودک دور از شما به گریه کردن ادامه دهد . لازم است کودک زمانی نزدیک و زمانی دور از شما باشد .

در طی روز لازم است والدین و کودکان مدت زمانی را از هم دور باشند و به کار روزانه خود بپردازند ، حتی اگر کودک اعتراض کند که شما به جای بازی با او وقت خود را صرف مسایل دیگری می کنید .

 کم کم کودک را عادت دهید که مدت زمانی از شما دور بماند .

کودک از سن یک سالگی به بالا بیش از حد نیازمند توجه شماست . بازی مسابقه با زمان را اجرا کنید . پنج دقیقه از وقت خود را به او بدهید و پنج دقیقه هم برای بازی با خودش وقت بگذارید . به تدریج مدت زمان تنها بازی کردن او را افزایش دهید . تا این کودک بتواند یک ساعت به تنهایی بازی کند .

چه کارهایی نباید انجام دهیم ؟

وقتی کودک به شما می چسبد ، عصبانی نشوید .

در این اوقات به یاد داشته باشید که کودک با شما بودن را بیشتر از هر چیزی دیگری در این دنیا ترجیح می دهد . دانستن این نکته کمک می کند تا شما احساس آشفتگی و پریشانی نداشته باشید .

پیام های مغشوش به کودک ندهید .

در حالتی که کودک را در آغوش گرفته اید و نوازش می کنید به او نگویید که از شما دور شود . این کار کودک را گیج می کند و او نمی داند که بماند یا برود .

بیماری را دلیلی برای نقض مقررات قرار ندهید .

وقتی کودک بیمار است اجازه ندهید که کارهای را که در مواقع عادی برایش مجاز نیست انجام دهد ، زیرا به این ترتیب بیمار شدن در نظرش جالب تر از سالم بودن جلوه می کند . تحقیقاتی که در مورد درمان بزرگسالان صورت گرفته نشان می دهد ، هنگامی که کودکان به دردهای مزمن مبتلا می شوند . که باید واقع بینانه و با کمترین تغییر برنامه روزانه با آن برخورد کرد .

 

نویسنده: لادن نصیری  ... چاپ در روزنامه همشهری

چگونه از فرزندمان تعریف کنیم !

 

امروزه ثابت شده که تعریف و تمجید اثرات بسیار خوبی بر روند رشد و تربیت کودکان می گذارد . یک ستایش به جا و واقعی می تواند اعتماد به نفس کودک را افزوده و او را تشویق به بهتر شدن کند ، اما متاسفانه بسیاری از والدین نحوه صحیح تمجید کردن را بلد نبوده و با به کار بردن نابه جای آن سبب رنجش و کدورت کودک شده و گاهی حتی اوضاع را بدتر از قبل می کنند .

اگر نگاهی تیز بینانه به خود بیندازیم در می یابیم که اغلب ما در سرزنش کردن سریع و در تعریف و تمجید، بسیار کند عمل می کنیم و متاسفانه از آنجا که محیط جامعه نیز به گونه ای شکل گرفته که هرکسی ترجیح می دهد از دیگری انتقاد کند تا نکات مثبت او را بیان نماید ، خیلی از کودکان حتی تا دوره میان سالی نیز هیچ تحسین و تعریفی را نمی شنوند و آن کس که چیزی دریافت نکرده ، فرد شایسته ای برای ارائه این امر به فرزندان و اطرافیان خود نیز نیست . البته برخی از والدین از آن طرف پشت بام  می افتند و آن قدر فرزند خود را در دریای ستایش های به جا و نابه جا غرق می کنند که کودک از جامعه نیز انتظاری جز این ندارد و به همین دلیل در دوران نوجوانی و جوانی ، شاهد برهم ریختگی روحی این دسته از افراد   می شویم . تحسین و تمجید را به جای سرزنش های درست و تنبیهات مخصوص دوران کودکی به کار نبرید . هر چیز در سر جای خود با ارزش است . وظیفه شما به عنوان یک والد خوب و دور اندیش این است که به کودک خود نشان دهید که چه کارهای او پسندیده و قابل تحسین بوده و کدام کارهای او نیاز به اصلاح و بهتر شدن دارد .

برای این که شما به یک والد تحسین کننده خوب تبدیل شوید باید به چند نکته مهم توجه فرمایید.

1. از تعریف کردنی که اشاره به ضعف ها و اشتباهات گذشته کودک دارد ، خودداری کنید . این مساله بار منفی دارد و سبب می شود که کودک در مقابل شما واکنش نشان دهد . به طور مثال " باورم نمی شه بعد از اون همه خرابکاری در مدرسه انضباطت 20 شده ، فکر      نمی کردم بتونی تو این امتحان قبول بشوی . بالاخره طلسم شکست   و تو این کار رو تموم کردی " این نوع برخوردها کودک را دلسرد  می کند و انرژی او را برای بهتر شدن تحلیل می برد .

2. تکرار در تعریف و تمجید به پیشرفت کودک کمک می کند . متاسفانه بسیاری از والدین فکر می کنند که با یک یا دوبار تعریف کردن باید شاهد تربیت فرزندی شایسته و بدون خطا باشند و در نتیجه با بروز نخستین اشتباه برخوردی تندتر با فرزند خود می کنند و معمولاً در حین این کار ، آن یکی دو کار خوب را نیز به رخ کودک می کشند    و او را فردی نالایق می نامند . یک والد خوب باید تحمل زیادی داشته باشد و از تکرار تحسین فرزند خود نترسد .

3. در نحوه بیان تعریف خود دقت داشته باشید . شیوه صحبت کردن و انتخاب کلمات و لحن شما می تواند اثری مثبت و یا منفی بگذارد در حالی که نیت شما تشویق فرزندتان است . گاهی اوقات نحوه بیان جملات ما به گونه ای است که کودک احساس تحقیر شدن می کند . به طور مثال شما اگر به فرزند چهار ساله خود بگویید آفرین که هر شب دندوناتو مسواک می زنی ، بسیار خوشحال شده و در انجام این کار ممارست بیشتری به خرج می دهد ، در حالیکه گفتن همین جمله به یک نوجوان ، در او احساس حقیر و توهین به وجود می آورد و ممکن است با شما نیز برخوردی داشته باشد .

4. بیش از حد توانایی فرزندتان او را تشویق نکنید . توقعات بیش از اندازه باعث عقب نشینی کودکان می شود بسیاری از ما فکر می کنیم که تعریف از کودک باید برای کارهای بسیار خاص و استثنایی باشد  و به همین دلیل از تعریف کردن در مورد کارهای معمولی او خودداری کرده و گاهی کار را به جایی می رسانیم که با تحسین های غلو شده خود او را می ترسانیم . و این جور مواقع کودک احساس می کند که در موجی از توقعات و انتظارات قرار گرفته و قادر به پاسخ گویی بهینه به پدر و مادر خود نیست و برخی از کودکان با حذف کلی انجام این کارها ، سعی به ناامید کردن والدین خود  می کنند تا بلکه از این طریق فشار ناشی از این توقعات را کم کنند .

در بعضی از اوقات دادن جایزه نیز نمادی از تحسین و تشویق به حساب می آید البته برای این کار باید برنامه ریزی داشته باشید تا کودک دچار خود شیفتگی نسبت به خود نشود و انجام کارهای معمول و روزمره خود را نیز که جزو وظایف وی به شمار می آید ، وابسته به دریافت جایزه نکند . بهترین روش تعریف و تحسین همراه با جوایز قطعی است که کودک را برای بهتر شدن تشویق می کند .

در مجموع تحسین و تشویق کودکان سبب افزایش اعتماد به نفس ، تقویت حس مسوولیت پذیری و افزایش حس همیاری به دیگران می شود و شما با جایگزینی به جای تعریف و تمجید با انتقاد و سرزنش می توانید زندگی فرزندتان را متحول نمایید .

 

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

چگونه کودکی با حافظه برتر داشته باشیم

يكي از روشهايي كه به تقويت حافظه كمك مي‌كند به كار گرفتن تركيبي از حواس لامسه، شنوايي، بينايي و ارتباط كلامي و گفتاري كودك در طول شبانه‌روز است. يكي ديگر از راهکارها كه براي تقويت حافظه كوتاه مدت به كار مي‌رود، استفاده از تكنيك‌هايي است كه از طريق رنگ، صدا، طعم، لامسه، زبان و احساس موضوعي به ذهن كودك سپرده مي‌شود و از آنجا كه هر يك از موارد ذكر شده مي‌تواند يادآور موضوعی خاص باشد ، در نتيجه مطلب در ذهن كودك به مدت طولاني‌تري باقی می ماند. امروزه مشخص گرديده، عملكرد حافظه نيز مانند عضله مي باشد كه در صورت تقويت و به كارگيري منظم و طبق برنامه قوي تر مي شود لذا اگر به طور پيوسته و منظم آن را به كار نگيريد حافظه، مهارت و توانايي اش را به تدريج از دست مي دهد و رو به زوال مي رود.

در بخش ذيل به چند روش و تكنيك ساده بهبود حافظه كوتاه مدت در كودكان اشاره مي‌شود:

1- به كودكتان استفاده از ريتم، ملودي، تكرار، قيافه را در به خاطر سپردن آموزش دهيد. اين روش در به خاطر سپردن الفبا، شعر، نكات تاريخ، جغرافي، ادبيات و... بسيار قابل استفاده است.

2- استفاده از بازي‌هاي هدفمند، پازل‌ها و معماها باعث فعال شدن ذهن مي‌شود و حتي حين انجام بازي‌هاي هدفمند بسياري از ناتوانيهاي كودك كشف مي‌شود كه مي‌توان به موقع درصدد رفع آن بكوشيد.

3- تعريف كردن داستان‌ها و حكايت‌هاي پندآموز به كودك كمك مي‌كند كه نكات جالب و پندآموز آن را به خاطر بسپرد و حتي در بسياري از موارد كودكان داستاني كه به نظرشان جالب و دوست داشتني مي‌آيد را در ذهنشان تصوير سازي و یا آن را به طرق مختلف بازسازي مي‌كنند كه اين روش نه تنها باعث بهبود وضعيت حافظه كوتاه‌مدت مي‌شود بلكه به تقويت و رشد حافظه بلندمدت نيز كمك شاياني مي‌کند(تاثير داستان‌هاي طنز‌آلود و خنده‌دار در كودكان در به خاطر سپردن جزئيات شگفت‌انگيز است).

4- اگر شما در زمره والديني هستيد كه وقت كافي براي تقويت حافظه كودكتان نداريد به شما پيشنهاد مي‌شود داستانهاي كوتاه و يا حتي بلند را با صداي خودتان ضبط كنيد تا زمانيكه منزل نيستيد كودكتان از آنها استفاده كند.

5- كودكتان را به استفاده از كارتهاي حافظه، خواندن كتابهاي داستان و علمي تشويق كنيد.

حافظه تصويري

باور عموم بر اين است ، هر كس که حافظه خوبي دارد قطعاً با حافظه تصويري خوبي به دنيا آمده است. در حالي كه اين باور به طور حتم اشتباه مي باشد و هر كسي مي تواند حافظه  تصويري اش را ارتقاء دهد. مغز انسان مانند كامپيوتر عمل مي كند و قادر به ذخيره كردن  اطلاعات زيادي است. بعد از مرحله دريافت اطلاعات و ذخيره كردن كلي اطلاعات، نوبت به دسته بندي و سر و سامان دادن اطلاعات مي رسد كه مغز به راحتي اين كار را انجام مي دهد در حالي كه نحوه عملكرد مغز در اين باره براي انسان ها يك راز كشف نشده است.

اگر شما خواستار آن هستيد كه حافظه خود يا فرزندتان را بهبود بخشيد بايد ذخيره سازي اطلاعات را در مغزتان به درستي انجام دهيد. زماني كه شما در دسته بندي اطلاعات مهارت پيدا مي كنيد اين امر به تنهايي بخش زيادي از مشكلات حافظه شما را برطرف خواهد كرد زيرا دسترسي به اطلاعات با توجه به نظم آن به راحتي و بدون اتلاف وقت صورت خواهد گرفت.

1- ايجاد ارتباط هاي تصويري

يكي از راه هايي كه براي تقويت  حافظه تصويري مورد استفاده قرار مي گيرد به ياد سپردن نام افراد با توجه به خصوصيات و ويژگي هاي آنهاست. مثلاً كسي اسمش رضاست و شما در او خصلتي مانند تلاش  در جهت كسب رضايت اطرافيان بيابيد، بدين ترتيب بين نام رضا و رضايت ارتباط  برقرار كرده ايد و نام او را هيچوقت فراموش نخواهيد كرد.

2- استفاده از تصاوير

تصاوير ابزار مناسبي  براي به خاطر سپردن مطالب و اطلاعات مفيد است به عنوان مثال مي توانيد حتي از تصاوير يك فيلم براي به خاطر سپردن موضوع، اعداد، اطلاعات تاريخي و جغرافيايي و ... استفاده كنيد.

به عنوان مثال براي به خاطر سپردن اعداد (5، 5، 1) شما مي توانيد آن را در قالب يك تصوير دربياوريد مانند دستكش و يك چوب. با حک اين تصوير در ذهنتان، اعداد (5، 5، 1) را به ياد مي آوريد زيرا هر دستكش 5 انگشت دارد و يك چوب هم نماد عدد يك است. لذا سعي كنيد آن چه  را كه بايد به خاطر بسپاريد را در قالب تصويرسازي در ذهنتان حك كنيد. ولي ذخيره سازي اطلاعات بايد به گونه اي باشد كه شما رجوع به اطلاعات را به راحتي انجام دهيد و بتوانيد از آنها استفاده  كاربردي داشته باشد. با به كارگيري اين روش و تكرار آن به مرور زمان، ذهن شما اين‌امادگي را پيدا مي كند كه فعالانه روش تصويري مناسب براي به ذهن سپاري مطالب را در اختيار شما بگذارد.

نویسنده : لادن نصیری... چاپ در ماهنامه کودک

25 راهکار برای تدریس به کودکان بیش فعال

 سال تحصیلی جدید مبارک

روشهای ذیل به معلمان عزیزی که دارای دانش آموز یا دانش آموزانی بیش فعال در کلاس هستند پیشنهاد می گردد تا بتوانند در جهت موفقیت دوران تحصیل این کودکان گامی بردارند .

1 )مشکلات و معضلات دانش آموز بیش فعال خود را بشناسید و فضای اطمینان ، فعالیت و انگیزه در کلاس را برای آن ها ایجاد کنید .

2 ) با والدین دانش آموزان بیش فعال به طور پیوسته در ارتباط باشید . نقاط قوت و ضعف آن ها را کشف کنید . با علاقه مندیها ، اهداف آن ها در بیرون از فضای مدرسه آشنا شوید و با دانستن ابعاد متفاوت روحی ، روانی و نیازمندیهای آن ها سعی در برقراری ارتباط نزدیک تر و صمیمانه تری با آنها داشته باشید .

3 ) زمانی را برای صحبت انفرادی با دانش آموز بیش فعال خود در نظر بگیرید . با او محترمانه برخورد کنید و راجع به علاقه مندیها و موفقیت هایش در کلاس با او صحبت کنید و رضایت خود را از نحوه رفتارش در کلاس با همکلاسی هایش به گوش او برسانید .

4 ) با مشورت دانش آموز بیش فعال خود علامت و نشانه ای را با هم قرارداد کنید تا مواقعی که او در سر کلاس حواسش پرت شد یا تکالیفش را درست انجام نداد از این طریق بدون جلب توجه سایر همکلاسی هایش با او ارتباط برقرار کنید . روشهایی مثل بلند کردن یک یا دو انگشت ، خیره شدن به او ، لمس کردن گوشتان و ...

5 ) راجع به قوانین کلاس و مدرسه با او به طور شفاف و واضح صحبت کنید و به او رفتارهای ناهنجار و غیر قابل قبول در محیط کلاس را گوشزد کنید .

6 ) برای او برچسب ، عکس برگردان ، ستاره و ... را نشانه ای برای رضایت خود قرار دهید و در حین دادن آن ها رفتار صحیح و مورد قبولش را به یادآوری کنید .

7 ) هرگز از او در مقابل همکلاسی هایش انتقاد نکنید و او را مورد سرزنش قرار ندهید .

8 ) تکالیف کلاسی را به تدریج به او بدهید و در بین انجام تکالیف لحظات هر چند کوتاهی به او استراحت دهید .

9 ) به او فرصت شکوفایی و ابراز خلاقیت ، استعداد ، رهبری در کلاس را بدهید ولی به گونه ای هم نباشد که صددر صد تابع خواسته های او برای عرض اندامش در کلاس باشید بلکه به او تفهیم کنید که این موقعیت و فرصت برای همه در کلاس یکسان است .   

10 ) در حین حل تمرین ، استفاده از موسیقی کلاسیک یا پخش صدای طبیعت به او برای ایجاد تمرکز کمک شایانی می کند .

11 ) بعد از انجام تکالیف و یا گوش دادن به درس از دانش آموزان بخواهید چند لحظه بلند شوند و چند حرکت کششی انجام دهند یا چند لحظه در جای خود به طور ثابت بدوند تا از این طریق بدون قائل شدن تفاوت به دانش آموز بیش فعال نیز فرصت تخلیه انرژی را بدهید .

12 ) دانش آموزان برتر و شاخص کلاس را در صورت لزوم مسئول کمک  و یاری دانش آموز بیش فعال کنید و از او نیز بخواهید در قبال کمک درسی دوستش از او تشکر کند .

13 ) به دانش آموز بیش فعال در کلاس فرصت فعالیتهای حرکتی بیشتری دهید مثلاً از او بخواهید که برگه ها را بین بچه های کلاس پخش کند یا کاغذ را علاوه برخود برای سایر دوستانش نیز ببرد تا از این طریق با انرژی اش آزاد شود .

14 ) در صورت امکان ، برای دانش آموز بیش فعال بغل دستی در نظر نگیرید و به او نیمکتی بزرگتر از سایر بچه ها دهید تا بتواند عملکرد حرکتی راحت تر و آزادانه تری داشته باشد البته به او یاد آور شوید فقط می تواند در همان نیمکت حرکت آزاد داشته باشد و نباید به نیمکت های مجاور یا جلو و عقب خود برود .

15 ) دانش آموز بیش فعال را تا حد امکان نزدیک خود بنشانید و یا در مکانی بنشانید که با حداقل موارد برهم زننده تمرکز مواجه باشد .

16 ) دانش آموز بیش فعال را تشویق به برقراری ارتباط با همکلاسی هایش کنید . اغلب کودکان بیش فعال در برقراری روابط اجتماعی ضعیف هستند لذا او را تشویق به دوست یابی کنید . در این رابطه می توانید از جملاتی مانند عزیزم نفر جلو دستی ات خسته به نظر می رسد ازت می خواهم که تو به او کمک کنی تا مدادش را بتراشد و یا جملاتی نظیر آن .

17 ) قبل از مطرح کردن سوال و یا ورود به مبحث مهم درس ، به گونه ای توجه او را به خود جلب کنید برای این کار می توانید چند لحظه بین صحبتهایتان وقفه ایجاد کنید و یا دست بزنید و یا حتی او را مستقیم صدا بزنید .

18 ) گاهی به این دانش آموزان استقلال عمل دهید اگر خواهان آوردن اسباب بازی ، کلاه و سایر وسایل بی خطر به کلاس است با وضع قانون خاص او را در انجام این کار آزاد بگذارید .

19 ) در هنگام انجام تکالیف در کلاس قدم بزنید و گاهی به آرامی بر پشت او بزنید یا دستی بر سرش بکشید تا حواس او را بر انجام تکالیفش متمرکز نماید .

20 ) در مواقع اضطراری که از پس کودک بیش فعال برنمی آیید هرگز جلو او ضعف نشان ندهید ، فریاد نزنید و او را با الفاظی خاص مورد خطاب قرار ندهید بلکه سعی کنید با مدد گرفتن از مشاوران ، مشکل را با آرامش حل  کنید .

21 ) کودکان بیش فعال معمولاً دو یا سه سال از لحاظ بلوغ عاطفی از همسالان خو عقب هستند این مسأله در کلاس مشکل زا می شود زیرا معمولاً آنها با هیچ یک از بچه های کلاس ارتباط صمیمی ندارند و از تنهایی رنج می برند لذا ممکن است در صدد آزار و اذیت هم کلاسیهای خود برای جلب توجه برآیند . وظیفه معلّم آن است که در راه برقراری ارتباط دانش آموزان بیش فعال با سایر بچه های کلاس از طریق فعالیتهای گروهی گامهای مؤثر و جدی بردارد .

22 ) دستورالعمل های درسی او را پیوسته و پشت هم به او نگویید زیرا کودکان بیش فعال در آن واحد قادر به تمرکز بر روی چند عنوان و یا فعالیت نیستند لذا شایسته است آن ها را به فاصله برای او توضیح دهید و برای اطمینان بیشتر تکالیفش را در دفتر یادداشت او بنویسید .

23 ) در کلاس به او وظایف مختلف اعم از کوچک یا بزرگ محول کنید و در صورت از عهده برآمدن از او تشکر کنید و حس وظیفه شناسی او را ستایش کنید .

24 ) با او با جملات مثبت صحبت کنید مثلاً هرگز به او نگویید تو نباید از جایت بلند شوی زیرا فعل این جمله منفی است و او را تحریک می کند بلکه به او با لحنی ملایم بگوییدبهتره سرجات بشینی.

25 )  اگر در حین صحبت یا درس دادن ، صحبت شما را قطع کرد و یا ناگهان در کلاس شروع به حرکت کرد ، آرام او را نزدیک خود بنشانید و از او بخواهید لحظه ای تأمل کند و بعد با هم راجع به کار ضروری اش صحبت می کنید .

 

نویسنده : ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری

چگونه وقت شناسی را به فرزند خود بیاموزیم ؟

همه انسانها ـ چه آنها که وقت شناسند و چه آنها که همواره بر هر کار و قراری تأخیر دارند ـ دوست دارند که به عنوان فردی وقت شناس شناخته شوند . اهمیت این موضوع با توجه به گسترش روابط اجتماعی بیش از پیش شده به گونه ای که یکی از عوامل موفقیت انسانها ، وقت شناسی آنها محسوب می شود . همه ما در زندگی روزمره با افرادی برخورد کرده ایم که به علت عدم توجه به وقت و زمان ، موجب خشم و دلخوری ما را فراهم می کنند و گاهی این عصبانیت ها منجر به برخوردهای ناگوار اجتماعی نیز می گردد . جالب اینجاست که گاهی فردی از عدم توجه ما به زمان دلخور می شود که خود مظهر بی توجهی به وقت است ولی با همه این احوال ، وقت شناسی موجب آزار او نیز می گردد . اگر فردی از نظر اجتماعی و کاری در شرایط ایده آلی باشد ولی در مورد وقت شناسی سهل انگار. همین امر به ظاهر کوچک موجب خدشه دار شدن حیثیت کاری و اجتماعی وی نیز می گردد . نیم نگاهی به زندگی افراد موفق ایرانی و خارجی به ما نشان می دهد که وقت شناسی یکی از نکات موثر و تاثیر گذار در زندگی آنها بوده و هست به گونه ای که حساسیت و توجه ویژه ای به آن نشان می دهند .

بسیاری از والدین با بزرگ شدن فرزند خود و نیاز بیشتر به برنامه ریزی برای کارها ، از عدم وقت شناسی او گله می کنند و گاهی بر سر این موضوع با هم به جرو بحث نیز می پردازند . این مساله اگر از کودکی به فرزند آموزش داده نشود ، با ورود به دنیای نوجوانی ، مشکلات عدیده ای را ما بین والدین و نوجوان پدید می آورد که البته در این دوره کمی برای آموزش به نوجوان دیر است .

اگر شما دوست دارید که فرزندی وقت شناس داشته باشید ، به نکات کاربردی ذیل توجه فرمایید :

1.والدین وقت شناسی باشید : اگر شما در هنگام حضور به سرکار و یا قرارهای کاری و خانوادگی ، نسبت به وقت بی توجه هستید ، به طور غیر مستقیم به آموزش این امر به فرزند خود پرداخته اید و به قول معروف : «رطب خورده منع رطب نتوان کُند» و کودک شما با وجود الگویی تمام عیار در طول زندگی ، محال است که به حرف ها و نصایح شما در مورد اهمیت وقت توجه نشان دهد .

2.وقت شناسی در انجام امور شخص را به او بیاموزید : حضور به موقع در مدرسه و یا کلاسهای فوق برنامه ، توجه به ساعت خواب و یا مطالعه و ... از مواردیست که هر روز کودک با آنها درگیر است . شما به عنوان والدین او باید در مورد برنامه ریزی دقیق این کارها دقت کرده و به او کمک کنید تا با انجام به موقع کارهای خود ، به وظایف روزانه خود برسد . بعضی از کودکان همیشه دیر به مدرسه می روند و شبها هر ساعتی که دوست دارند می خوابند و یا گاهی به علت بازیگوشی بیش از حد ، انجام تکالیفشان به نصفه شب می کشد . آموزش وقت شناسی باید از همین امور به ظاهر ساده آغاز شود .

3.گاهی برنامه ریزی زمانی کارهای کوچک خانواده را به او بسپارید : بد نیست که بعضی اوقات برنامه های زمانی کوچک خانواده از قبیل رفتن به پیک نیک ، سفرهای یک روزه ، برنامه ریزی برای رفتن به سینما ، پارک و ... را به او بسپارید تا او به اعضای خانواده اعلام زمان را انجام دهد . این مساله باعث می شود که کودک با توجه به آب و هوا ، زمان تاریکی ، شروع برنامه ها ، زمان شام و ناهار و ... به برنامه ریزی بپردازد و در نتیجه ناچار به زمان بندی از ساعاتی قبل برای این برنامه تفریحی کوچک خانوادگی می گردد . این کار به او کمک می کند که به تدریج با مشکلات و برنامه های پیش بینی نشده آشنا شود و با بزرگتر شدن ، آمادگی برنامه ریزی جهت انجام کارهای مهم تر را نیز پیدا کند .

4.در مورد بدقولی و عدم توجه به وقت ، با او صحبت کنید : در مورد این امور سبب می شود که او با ناپسندی این موضوع از جنبه عامه مردم نیز بیشتر آشنا شود ، زیرا بسیاری از کودکان متوجه نیستند که وقت نشناسی آنها می تواند منجر به چه مشکلاتی گردد . اهمیت این مساله را با ذکر مثالهایی از زندگی اطرافیان و یا حوادثی که برای خودتان رخ داده ، بیان کنید تا ارزش وقت شناسی برایش بیشتر آشکار شود .

5. در مورد عدم وقت شناسی او بی توجه نباشید : البته این مساله به این صورت نباشد که با تنبیه بدنی و یا کلامی تند همراه گردد . شما می توانید به آرامی در مورد اینکه بی توجهی او به وقت موجب ناراحتی شما شده ، صحبت کنید و در صورت تکرار این مشکل ( پس از چند بار) او را از انجام برخی از کارهای مورد علاقه اش برای مدتی کوتاه محروم سازید . او باید بفهمد که بی توجهی به زمان ، گاهی سبب می شود که فرصت های بسیار خوبی را از دست بدهد و در نتیجه تاوانهای زیادی را برای آن در زندگی بپردازد . این سختگیری های کوچک شما سبب می شود که او با اهمیت این موضوع بیشتر آشنا شده و به تدریج به مبحثی جدایی ناپذیر از زندگی وی تبدیل می گردد .

نویسنده: ندا نصیری... چاپ در روزنامه همشهری