شناخت بیشتر دنیای کودکان یک تا سه سال
کودکان نو پا که تازه دوران نوزادی را به پایان رسانده و به کشف جهان اطراف خود مشغول هستند ، روزهای مهمی را در سه سال نخست زندگی خود سپری می کنند که اثرات این سه سال او گاهی در تمام دوران زندگی یک فرد نیز باقی می ماند که البته این اثرات بسته به نوع رفتار و برخوردها می تواند مثبت یا منفی باشد . پدران و مادران هوشیار و دقیق باید تلاش خود را جهت آموزش های صحیح و بهینه در این دوران بکار گیرند زیرا بخش عمده شخصیت کودک در این دوران شکل می گیرد و در طی این سه سال او می آموزد که به این دنیا و اطرافیان خود اعتماد کند یا نه و بسیاری از مسائل مهم شخصیتی او اعم از اعتماد به نفس ، اراده ، قدرت تصمیم گیری ، افزایش سرعت عمل در کارها و ... در همین دوران رشد و نمو پیدا می کند .
در دو سال نخست ، انگیزه های جسمانی اولیه مانند کنجکاوی ، ترس ، دفاع از خود و ... که برای ادامه حیات هر فردی ضروری است ، بروز می کند و در سالهای بعد ، این انگیزه ها توأم و همراه با اراده فرد شده و تحت فرمان شخص در می آید . البته فراموش نکنید که سنینی که روان شناسان در مورد بچه ها ذکر می کنند ، برای همه کودکان صادق نیست و گاهی بین یک تا شش ماه فاصله در بین عملکردها و رفتارهای کودکان وجود دارد .
کودکان با گذر از دوران نوزادی با حس های گوناگون از قبیل ترس ، دلهره و نگرانی ، وابستگی افراطی ، نگرانی جدا شدن از والدین و ... دست و پنجه نرم می کنند . حس تعلق در یک نوزاد تنها جهت تعقلات جسمانی از قبیل غذا و نظافت و تامین گرما وسرما می باشد اما با بزرگ شدن وی این حالت به صورت یک نوع وابستگی روانی بروز پیدا می کند و در نهایت این حس در دوران بلوغ به شکل همکاری با گروه رخ می دهد .
اگر کودکی در دوران خردسالی از جهت این حس تعلق روحی ارضا نگردد ، در دوران بزرگسالی به فردی منزوی و گریزان از اجتماع تبدیل شده و قادر به برقراری ارتباطات خوب با همنوع خود نخواهد بود . تعلق روانی در دوران یک تا سه سالگی بیشتر در قالب تقلید از رفتارها و کردارهای اطرافیانش می باشد . او با دقت هر چه تمام تر سعی می کند الگو برداری های لازم را از کسانی که دوستشان دارد انجام دهد زیرا فکر می کند رمز ورود به دنیای بزرگسالان و پذیرش در آن ، از این طریق است و وای بر آن روزی که کودک دارای الگوهای مناسب و خوب نبوده و یا اصلاً الگوی چندانی جزء شخصیت های تلویزیونی و کارتون در دسترسش نباشد .
دلهره و نگرانی به ویژه ترس از جدایی از والدین یکی دیگر از درگیری های کودکان این گروه سنی است . این کودکان کم کم معنای فضای اطراف را درک می کنند و معمولاً حضور در مکانهای پرجمعیت و یا ناشناس موجب ترس بیشتر در آنها می گردد زیرا نزدیکان خود را در دسترس خود نمی بینند و همین امر موجب نگرانی آنها و در نتیجه بروز استرس در آنان می شود . بهترین امر این است که با او در این باره صحبت کنید و پیش از حضور در چنین فضاهایی ، موقعیت مکانی و افرادی که در آنجا حضور دارند را توضیح دهید .
این دسته از کودکان در دوران بزرگسالی نیز با حس عدم امنیت روبه رو هستند و مدام دنبال کسی می گردند تا او را از جهت روحی حمایت کند . این شخص می توان هر کسی اعم از پدر و مادر ، یک دوست، همسر ، فرزند و ... باشد و این وابستگی شدید به دلیل ترس و دلهره از جدایی است که دنیای آنها را به جهانی پر از التهاب و نگرانی مبدل می سازد .
یک پدر و مادر دقیق می تواند با کسب اطلاعات جامع از طریق کتب روان شناسی معتبر و موجود در بازار به فرزندان خود کمک کنند و افرادی با بهداشت روانی خوب به جامعه تحویل دهند . البته بهتر است که زوج های جوان که تصمیم به بچه دار شدن دارند ، پیش از تولد فرزند خود این اطلاعات را کسب کنند تا بتوانند در موقعیت های گوناگون بی نیاز به مراجعه به کتب مختلف و منابع متعدد ، به کمک کودک خود بشتابند و در رشد شخصیتی کودک خود تأثیر گذار باشند .
نویسنده:ندا نصیری...چاپ در روزنامه همشهری
اين وبلاگ متعلق به ندا و لادن نصيري است و مكاني براي بيان خاطرات ما از كلاسها و كارگاههاي كودكان و نوجوانان، مشكلات خانوادهها با فرزندانشان وقرار دادن مقالات تخصصي در زمينه رشد و پرورش ذهني نوزادان تا نوجوانان ميباشد.